برگردان به زبان ساده
آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش
هست ماهی که نیاورد به من کس خبرش
هوش مصنوعی: آن کسی که از من دور شده و دیگر در دسترس نیست، بر اثر او احساس فقدان میکنم. مانند ماهیای که هیچ کس خبری از او نمیآورد.
نازنینی که کنون خاسته از مسند ناز
کی بود طاقت رنج ره و تاب سفرش
هوش مصنوعی: نازنین که اکنون از جایگاه لطافت و نازش برخاسته، کیست که بتواند رنج سفر و سختیهای راه را تحمل کند؟
گرچه از رفتن او می رودم صبر و شکیب
هر کجا رفت خدایا به سلامت ببرش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از رفتن او ناراحت و بیصبر شدهام، هر جا که میرود، خداوندا او را به سلامت به همراه داشته باش.
مبر ای باد بدان سو نفس سرد مرا
که مبادا رسد آسیب به گلبرگ ترش
هوش مصنوعی: ای باد، نگذار نفس سردت به طرف من بیاید، زیرا نمیخواهم که آسیبی به گلبرگ نازک و تازهام برسد.
ماند وابسته گل بلبل غافل در باغ
عاریت کاش توانم ستدن بال و پرش
هوش مصنوعی: بلبل که در باغی به صورت موقت و بدون مالکیت زندگی میکند، به زیبایی گل وابسته و وابسته است. او در آرزوی این است که بتواند بال و پر گل را که به آن تعلق خاطر دارد، به دست آورد و به همراه خود ببرد.
چون بمیرم به سر راه ویم دفن کنید
که چو آید به سر خاک من افتد گذرش
هوش مصنوعی: زمانی که فوت کنم، مرا در جادهای دفن کنید تا هر کسی که از آنجا عبور میکند، به خاک من برخورد کند.
شد چنان زار ز غمهای جدایی جامی
که ندیده ست کسی هرگز ازان زارترش
هوش مصنوعی: او به قدری از غم جدایی رنج میبرد که کسی هرگز چنین حالتی را ندیده است.