برگردان به زبان ساده
تنها ز کجا می رسی ای سرو قباپوش
دردا که تو می آیی و من می روم از هوش
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا، از کجا به اینجا میرسی؟ افسوس که در حضور تو، من خود را گم کردهام و از حال رفتهام.
من لذت دیدار چه دانم که هنوزت
از دور ندیده فتم آشفته و مدهوش
هوش مصنوعی: من هنوز تو را از دور ندیدهام، اما همین فاصله باعث آشفتهحالم کرده و در من حالتی مدهوشی ایجاد کرده است.
هر چند برون نیستی از خاطر تنگم
پیش آی که چون جان کشمت تنگ در آغوش
هوش مصنوعی: هرچند که تو از ذهن من دور هستی، بیا که وقتی تو را در آغوش میکشم، مثل جانم برایم عزیز هستی.
در گوش تو یک نکته ز بخت سیه ما
گفتن که تواند مگر آن خال بناگوش
هوش مصنوعی: در گوش تو چیزی از شوم بخت ما گفتن، و چه کسی میتواند غیر از آن خال زیبای روی گوش تو باشد؟
گویم سخنی با تو اگر چند که گردد
بر طبع لطیف تو همین لحظه فراموش
هوش مصنوعی: اگر بخواهم با تو صحبت کنم، حتی اگر بگویم چند کلمه، ممکن است همین الآن در ذهنت نماند و فراموش شود.
خواهی که خدا در دو جهان پاس تو دارد
زینهار تو در پاس دل خسته دلان کوش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که خداوند در این دنیا و آن دنیا از تو محافظت کند، پس مراقب دلهای پرآشوب و خسته باش و برای آرامش آنها تلاش کن.
جامی ز خرابات غرض باده عشق است
خواهی ز سبو درکش و خواهی ز قدح نوش
هوش مصنوعی: هدف از آمدن به میخانه، نوشیدن شراب عشق است. اگر میخواهی از جام برنجی بنوشی، یا اگر دوست داری از لیوان بزرگ، هر دو یک هدف دارند.