برگردان به زبان ساده
به عزم گشت چو آن نازنین سوار شود
هزار خسته دلش خاک رهگذار شود
هوش مصنوعی: وقتی که آن محبوب دلانگیز با اراده و عزم خود حرکت کند، هزاران دل شکسته و غمگین، به خاطر او به خاک میافتند و در مسیر او قرار میگیرند.
پی شکار چو راند برون رود آهو
به پیش راه وی از دور تا شکار شود
هوش مصنوعی: وقتی که شکارچی به سمت شکار میرود، آهو به جلو فرار میکند تا از او دور شود و نجات پیدا کند.
چنان به فکر رخش نازک است خاطر من
که یاد غمزه آن چون کنم فگار شود
هوش مصنوعی: به قدری ذهن من مشغول زیبایی و لطافت رخش است که حتی به یاد آن نگاه معصوم و فریبندهاش میافتم، دل من غمگین و آسیبپذیر میشود.
رسید جان به لب و دم نمی توانم زد
که سر عشق همی ترسم آشکار شود
هوش مصنوعی: جانم به لبم رسیده و نمیتوانم نفس بزنم، زیرا میترسم عشق به طور واضح نمایان شود.
به خاک پات کزین آستان نخواهم رفت
اگر چه قالب فرسوده ام غبار شود
هوش مصنوعی: هرگز از پای تو جدا نخواهم شد، حتی اگر جسمم فرسوده و خاکی گردد و بدل به گرد و غبار شود.
به یاد روی تو هرگه به گلستان گذرم
ز گریه دیده من ابر نوبهار شود
هوش مصنوعی: هر بار که به گلستان میروم، یاد روی تو در ذهنم میآید و چشمانم پر از اشک میشود. انگار که باران بهاری بر من میبارد.
ز جام شوق تو باشد مدام جامی مست
مباد آنکه ازین باده هوشیار شود
هوش مصنوعی: هرگز پایبند نیروی هوشیاری در عشق تو نخواهیم بود، زیرا نوشیدن از شوق تو همواره ما را مست میکند و هیچ گاه اجازه نخواهیم داد که از این باده سرمست، هشیار شویم.