برگردان به زبان ساده
دل با خیال آن لب میگون ز دست شد
ای عاقلان کناره که دیوانه مست شد
هوش مصنوعی: دل از تصور آن لب زیبای میگون به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و به حالتی دیوانهوار و مستانه درآمده است. ای عقلا! شما هم خودتان را کنار بکشید و شاهد این حال و روز من باشید.
نتوان به کنج صبر نشستن چنین که یار
برخاست باز و فتنه اهل نشست شد
هوش مصنوعی: نمیتوان صبر کرد و به آرامش نشست در حالی که معشوق برخاسته و بار دیگر فتنه و آشوب گسترده است.
از طرف باغ ناله بلبل نمی رسد
مسکین مگر به دام گلی پای بست شد
هوش مصنوعی: بلبلی که در باغ بود، از درد و دل خود چیزی نمیگوید، مگر اینکه به گلهای زیبا وابسته و گرفتار شود.
آن بت نمود عکس رخ خود در آینه
من بت پرست گشتم و او خودپرست شد
هوش مصنوعی: هرگاه آن معشوق زیبایش را در آینه من میدید، من به پرستش او مشغول میشدم و او در عوض، به خودی خود مغرور میشد.
بگذر دلا به فکر دهانش ز بود خویش
چون نیستی ست عاقبت هر چه هست شد
هوش مصنوعی: ای دل، از خودت و آنچه که میگویی بگذر، زیرا در نهایت همه چیز ناپدید میشود و به سرانجامی میرسد که خود را نمیشناسی.
از تاج سلطنت سر ما گر نشد بلند
این بس که زیر پای تو چون خاک پست شد
هوش مصنوعی: اگر سر ما از تاج سلطنت هم بلند نشود، همین که زیر پای تو مانند خاک فروتن است، برای ما کافی است.
جامی شکست شیشه تقوی و کار او
در عاشقی درست همه زان شکست شد
هوش مصنوعی: شکست شیشه تقوا مانند این است که در عشق از دست رفتن اعتبار و نظم شخصیتی اوست، و تمام کارهای او در عشق به دلیل همین شکست به هم ریخته است.