برگردان به زبان ساده
پیش تو جا نمی توانم کرد
وز تو خو وا نمی توانم کرد
هوش مصنوعی: نمیتوانم در حضورت احساس امنیت کنم و بدون تو نیز نمیتوانم آرامش داشته باشم.
می توانم ز خویش قطع امید
وز تو قطعا نمی توانم کرد
هوش مصنوعی: میتوانم از خودم ناامید شوم، اما از تو هرگز نمیتوانم ناامید شوم.
بی تو گفتم که صبر پیشه کنم
گفتم اما نمی توانم کرد
هوش مصنوعی: بدون تو، به خودم گفتم که صبوری کنم، اما واقعاً نمیتوانم.
خود کرم کن به بوسه موعود
که تقاضا نمی توانم کرد
هوش مصنوعی: به خودت لطف کن و با بوسهای که وعدهاش را دادهای، من را دلگرم کن، زیرا من قدرت درخواست کردن را ندارم.
سوختم ز آتش نهان و هنوز
آشکارا نمی توانم کرد
هوش مصنوعی: من در دل خود دچار آتش عشق شدهام، اما هنوز نمیتوانم این احساس را به دیگران نشان دهم.
سرو خواندم قد تو را وز شوم
سر به بالا نمی توانم کرد
هوش مصنوعی: قد تو را به زیبایی سرو میخوانم، اما از روی غم نمیتوانم سرم را بلند کنم.
جامی از من شکیب و صبر مجوی
که من اینها نمی توانم کرد
هوش مصنوعی: از من انتظار صبر و تحمل نداشته باش، چون من نمیتوانم این ویژگیها را در خودم ایجاد کنم.