برگردان به زبان ساده
غمت تا در دلم منزل گرفته ست
ز شادی جهانم دل گرفته ست
هوش مصنوعی: غم تو در قلبم جا دارد و به خاطر همین شادی دنیا را از دست دادهام.
مپرس از من شمار عقد آن زلف
که عقل آن عقده را مشکل گرفته ست
هوش مصنوعی: از من دربارهٔ تعداد گیسوان آن بساط نپرس، چرا که عقل نتوانسته است به درستی این موضوع را درک کند.
تو دریایی و زاهد خشک ازان ماند
کزین دریا ره ساحل گرفته ست
هوش مصنوعی: تو همچون دریایی، ولی زاهدی که خشک و بیروح است، چون کسی که از این دریا، فقط به ساحل رسیده و به عمق آن دست نیافته است.
مبند ای ساربان محمل که امروز
سرشکم راه بر محمل گرفته ست
هوش مصنوعی: ای راننده، محموله را متوقف نکن، زیرا امروز چشمانم پر از اشک است و این اشکها به راهی که در پیش دارم، بر محموله افتاده است.
دلم با چشم خونریز تو صیدی ست
که صیادش پی بسمل گرفته ست
هوش مصنوعی: دل من هنگام دیدن چشمان خونی تو، مثل یک پرنده است که شکار شده و شکارچیاش در حال آمادهسازی آن برای کشتن است.
به کوی عشق ازان کس حاصلی نیست
که راه زهد بی حاصل گرفته ست
هوش مصنوعی: در مسیر عشق هیچ دستاوردی برای کسی نیست که راه زهد و خودداری را در پیش گرفته باشد.
ز جامت جرعه ای ناخورده جامی
چه خود را مست لایعقل گرفته ست
هوش مصنوعی: بدون اینکه از جامی جرعه ای بچشی، چگونه میتوانی به حالتی مست و نادان درآیی؟ این نشاندهنده این است که برای درک و تجربه واقعی چیزی، باید به آن وارد شوی و از آن بهرهمند شوی.