برگردان به زبان ساده
سگی از هر طعمه بی بهره بر در دروازه شهر ایستاده بود، دید قرصی نان گردان گردان از شهر بیرون آمد و روی به صحرا نهاد سگ در دنبال وی دوان شد و آواز داد که ای قوت تن و و ای قوت روان، آرزوی دل و آرام جان! عزیمت کجا کرده ای و روی به کجا آورده ای؟
هوش مصنوعی: سگی در کنار دروازه شهر ایستاده بود و هیچ طعمهای نداشت. ناگهان دید که یک گرد نان داغ از شهر بیرون میآید و به سوی صحرا میرود. سگ با شتاب به دنبال آن نان دوید و فریاد زد که ای قوت جسم و جان، تو آرزوی دل و آرامش من هستی! کجا میروی و قصدت چیست؟
گفت: در این بیابان با جمعی از سرهنگان از گرگان و پلنگان آشنایی دارم، احرام زیارت ایشان بسته ام.
هوش مصنوعی: او گفت: در این بیابان با گروهی از سرهنگان از گرگان و پلنگان آشنا هستم و برای زیارت آنها آماده شدهام.
سگ گفت: مرا مترسان که اگر به کام نهنگ و دهن پلنگ در رفته ای من در قفای توام.
هوش مصنوعی: سگ گفت: مرا نترسان، زیرا اگر تو در دام نهنگ و چنگال پلنگ گرفتار شدهای، من هم در پی تو هستم.
آنم که به عمر خویش هرگز
خالی نشدم ز آرزویت
هوش مصنوعی: من کسی هستم که در طول زندگیام هرگز از آرزوی تو خالی نبودهام.
گر گرد همه جهان بگردی
ساکن نشوم ز جستجویت
هوش مصنوعی: اگر تمام جهان را جستجو کنی، هرگز از جستجوی تو ساکن نخواهم شد.
آنان که جز به نان نبود زنده جانشان
دارند رو به خدمت دونان برای نان
هوش مصنوعی: افرادی که تنها به خاطر نیاز به نان زندگی میکنند، جانشان را صرف خدمت به کسانی میکنند که از موقعیت اجتماعی پایینتری برخوردارند، فقط برای تأمین معاش.
گر فی المثل ز دست کسان صد قفا خورند
همچون سگ گرسنه دوند از قفای نان
هوش مصنوعی: اگر به طور مثالی، افرادی از دست دیگران ضربهای بخورند، درست مثل یک سگ گرسنه، با همه نیرو برای پیدا کردن غذا میدوند.