برگردان به زبان ساده
رباطیست گیتی دو در ساخته
پی رهروان رهگذر ساخته
هوش مصنوعی: جهان مانند یک کاروانسراست که برای مسافران و رهگذران ساخته شده است.
یکی می رسد وان دگر می رود
ولیکن به خون جگر می رود
هوش مصنوعی: نفر اولی به مقصدش میرسد و نفر دومی در مسیرش به سختی و درد میافتد، اما در نهایت هر دو راه خود را میروند.
ازین رفتن و آمدن چاره نیست
دل کیست زین غم که صد پاره نیست
هوش مصنوعی: در زندگی، رفتن و آمدنها اجتنابناپذیرند و دل انسان نیز از غمها نمیتواند در امان باشد، زیرا هیچ دلی نیست که به طور کامل از غمها بینصیب بماند.
رباط ار چه باشد سراسر سرور
اقامت در او باشد از راه دور
هوش مصنوعی: هرچند که رباط ممکن است یک مکان ساده باشد، اما اگر در آنجا بمانیم، حس شادی و لذت را تجربه میکنیم، حتی اگر از فاصلهای دور به آن نگاه کنیم.
چو گردد مسافر مقیم رباط
چه سان در وطن گستراند بساط
هوش مصنوعی: وقتی مسافر در جایی سکونت کند، چگونه میتواند در وطن خود راحتی و آسایش را فراهم کند؟
ره زیرک آخر اندیش گیر
ز اول طریق وطن پیش گیر
هوش مصنوعی: مسیر هوشمندانه را در نظر داشته باش و از همان ابتدا به فکر وطن خود باش.
گر آدم نژادی درین دیولاخ
عمارت مکن باغ و ایوان و کاخ
هوش مصنوعی: اگر انسانی در این دنیای بیارزش بنایی بسازد، از باغ، ایوان و کاخ چه سودی دارد؟
کسانی که کشتند پیش از تو باغ
بر ایشان نگر باغ را گشته داغ
هوش مصنوعی: کسانی که قبل از تو باغ را خراب کردند، به سرنوشت آنها نگاه کن که حالا باغ به آتش کشیده شده است.
تگرگ آمده ز ابر بی آب مرگ
نه در باغشان شاخ مانده نه برگ
هوش مصنوعی: تگرگ از آسمان فرود آمده و باعث نابودی شده است. در باغهایشان نه شاخهای باقی مانده و نه برگی.
بر ایوانشان طاق پرکنگره
پی قطعشان گشته بران اره
هوش مصنوعی: بر روی ایوان آنها، طاق زیبا و تزیینشدهای قرار دارد که بهخاطر برشهایی که بر روی آن صورت گرفته، به نظر میرسد که نازک و شکننده شده است.
بریده به سان درخت کهن
ازین باغ ویرانشان بیخ و بن
هوش مصنوعی: به شکل یک درخت قدیمی از این باغ خراب و ویران جدا شدهام، بیریشه و بیپایه.
بود دور ازیشان پر اندوه کاخ
از آنش دو حرف از سه حرف است آخ
هوش مصنوعی: دور از آنها، کاخی پر از اندوه وجود دارد که از دو حرف از سه حرف تشکیل شده است.
کلوخی کزان کاخ افتاده پست
نکرده بر آن جز کلاغی نشست
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که هیچ چیز ارزشمندی از یک چیزی که به خاطر افتادن از مرتبهی بالا به پایین، تغییر نکرده و فقط موجودات بیارزش یا کمارزش به آن سمت جذب میشوند. به عبارت دیگر، وقتی چیزی از مقام یا حالت بالاتری به پایین بیفتد، دیگر به آن توجهی نمیشود و فقط موجوداتی که به آن، ارزش کمتری دارند، به سراغش میآیند.
خوش آن مرغ زیرک درین طرفه باغ
که ننشیندش بر کلوخی کلاغ
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن پرنده زیرک که در این باغ زیبا، بر روی کلوخهایی که کلاغها مینشینند، نمینشیند.
نه هرگز یکی دانه کرده ست کشت
نه خشتی نهاده ست بالای خشت
هوش مصنوعی: نه هرگز کسی که تنها یک دانه کشته باشد، کشت و زرع نداشته است و نه کسی که فقط یک آجر روی آجر گذاشته باشد، بنای محکمی ساخته است.
چو مرغی که آید ز بالا به زیر
بود صبحگه گرسنه شام سیر
هوش مصنوعی: مانند پرندهای که از ارتفاع فرو میآید، انسان نیز در زندگی ممکن است از اوج به پستی بیفتد. گاهی در صبح با خالی بودن شکم شروع میکند و در پایان روز با سیری و رضایت به شب میرسد.
ادیم زمین را زده پشت پای
شده بر سر چرخ نعلین سای
هوش مصنوعی: زمین را زیر پا گذاشتهای و با نعلین خود بر سر آسمان فشار میآوری.
بدیده ست از آغاز انجام را
گزیده ست بر کام ناکام را
هوش مصنوعی: از ابتدا به سرنوشت خود آگاه بوده و نتیجهی کار خود را دیده است، اما به خواستهاش نرسیده است.
درین مرحله پر نشیب و فراز
به جز چشم عبرت نکرده ست باز
هوش مصنوعی: در این مرحله پر از فراز و نشیب، جز نگاه عبرتآموز، چیزی باقی نمانده است.
مرا و تو را نیز دادند چشم
بر احوال گیتی گشادند چشم
هوش مصنوعی: به ما و تو چشم دادهاند تا به وضعیت و حال و احوال دنیای اطراف نظاره کنیم و ببینیم.
بیا تا به عبرت نگاهی کنیم
وز این کوچگه رو به راهی کنیم
هوش مصنوعی: بیایید با هم به درسی که از زندگی میگیریم نگاه کنیم و از این وضعیت به سمت راهی نو حرکت کنیم.
ببینیم از آغاز کآدم چه کرد
چو زد خیمه بیرون ز عالم چه کرد
هوش مصنوعی: ببینیم از ابتدا آدم چه کار کرد و وقتی که از دنیای اولیه بیرون آمد، چه اقداماتی انجام داد.
چه شد نوح و بهر چه بودش نشست
به کشتی که طوفان مرگش شکست
هوش مصنوعی: نوح به چه دلیلی در کشتی نشسته بود، وقتی که طوفان زندگیاش را به پایان میرساند؟
کجا شد خلیل و نمکدان او
که از مرگ شد بی نمک خوان او
هوش مصنوعی: کجا رفت خلیل و نمکدانی که داشت، آن کسی که با مرگش سفرهاش بینمک شد؟
چه شد حال یعقوب و یوسف کجاست
کزو جز نفیر تأسف نخاست
هوش مصنوعی: حال یعقوب چگونه است و یوسف کجاست؟ جز صدای اندوهی که برمیخیزد، چیزی دیگر شنیده نمیشود.
ز مصر از چه رو کوس تحویل زد
که مصر از غمش جامه در نیل زد
هوش مصنوعی: چرا کوس خوشحالی و جشن از مصر به صدا درآمد در حالی که مصر به خاطر غم و اندوهش به جان نهر نیل لباس پوشید؟
سلیمان کجا خفت و کو آصفش
چرا خاتم ملک رفت از کفش
هوش مصنوعی: سلیمان کجا خوابش برد و آصفش کجاست که انگشتر سلطنتش از دستش افتاد؟
کلیم و عصا کو و آن طور و نور
به فرعونیان از وی آشوب و شور
هوش مصنوعی: کلیم و عصا کجا هستند و آن نور که برای فرعونیان آشوب و هیجان به وجود آورد؟
مسیحا که در مرده جان می دمید
ببین تا ازان مرده جانان چه دید
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که مسیحا (نجاتدهنده) به مردگان حیات میبخشد. حال، به این موضوع توجه کن که او از این افراد بیجان چه چیزی را مشاهده کرده است.
محمد که خورشید افلاک بود
در آخر مقامش ته خاک بود
هوش مصنوعی: محمد، که مانند خورشید در آسمان بود، در نهایت به خاک سپرده شد.
شنیدی سر انجام پیغمبران
بیا بشنو افسانه دیگران
هوش مصنوعی: شنیدی که پیامبران چه سرنوشتی دارند؟ حالا بیایید داستان دیگری از دیگران را بشنویم.
حکیمان که دانشوران بوده اند
به هر کار حیلتگران بوده اند
هوش مصنوعی: دانشمندان و حکیمان همواره در هر کاری راهحلهای فکری و تدبیری پیدا کردهاند.
نیارست ازان زیرکان هیچ کس
که تأخیر مردن کند یک نفس
هوش مصنوعی: هیچ کس از زیرکان نمیتواند تأخیر در مرگ را حتی برای یک لحظه به تأخیر اندازد.
همه سر درین ورطه بنهاده اند
به صد درد و اندوه جان داده اند
هوش مصنوعی: همه در این مشکلات و پیچیدگیها فرو رفتهاند و به خاطر درد و حسرت زیاد، جان خود را از دست دادهاند.
چه گویم ز شاها که چون رفته اند
درونها پر از خون برون رفته اند
هوش مصنوعی: چه بگویم از حال شاهان که وقتی به درون میروند، دلهایشان پر از غصه و درد است و از آنجا بیرون میآیند.
به تاراج داده اجل رختشان
شده پایمال خسان تختشان
هوش مصنوعی: زمان مرگ زندگی و نعمتهایشان را به تاراج برده و به دست بداندیشان رنج و زحمتشان زیر پا رفته است.
برهنه شده تارک سر ز تاج
تهی گشته مخزن ز مال و خراج
هوش مصنوعی: سر از تاج خالی شده و خزانه دیگر پر از مال و دارایی نیست.
زدی کوسشان دولت از پشت پیل
اجل عاقبت کوفت طبل رحیل
هوش مصنوعی: پیروزی و شادمانی آنها به گوش میرسد، اما در نهایت، سرنوشت و زمان به سراغشان میآید و سفر زندگیشان به پایان میرسد.
به صد نازقالب که پرورده اند
ازان قالب خشت پر کرده اند
هوش مصنوعی: به تعداد زیادی از افراد زیبا و دلبر که از خشت ساخته شدهاند، در واقع به معنای افرادی که به خوبی پرورش یافته و تربیت شدهاند، اشاره دارد. این افراد به گونهای طراحی و ساخته شدهاند که توجه و جذابیت خاصی دارند.
اگر بایدت صورت حالشان
به هر دور ادبار و اقبالشان
هوش مصنوعی: اگر باید توضاع آنها را در زمانهای مختلف به حالتهای خوب و بدشان ببینی،
به تاریخ های جهان در نگر
که دانم به تفصیل یابی خبر
هوش مصنوعی: به تاریخهای جهان نگاهی بینداز تا به خوبی اطلاعات را درک کنی.
که آن بر سر بستر خوش مرد
به تیغ عدو آن دگر جان سپرد
هوش مصنوعی: یک نفر در بستر مرگ آرامش دارد در حالی که دیگری به دست دشمن جان خود را از دست میدهد.
یکی تن ازیشان سلامت نجست
که چرخش به زخم غرامت نخست
هوش مصنوعی: هیچکدام از آنها نتوانستند جان سالم به در ببرند، زیرا چرخ روزگار اولین آسیب را به آنها وارد کرده است.
جهانی که پایان او این بود
در او بخردان را چه تسکین بود
هوش مصنوعی: این دنیا که به این سرانجام ختم میشود، برای خردمندان چه آرامشی میتواند داشته باشد؟
ز بیداد این سبز گنبد گری
نگویم بر ایشان که بر خود گری
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم این دنیای سبز، نمیخواهم برای دیگران بگریم، بلکه باید بر خودم بگریم.
بر این رفتگان گریه بس در خور است
ولی از همه بر خود اولی تر است
هوش مصنوعی: برای کسانی که رفتهاند، گریه کردن بسیار مناسب است، اما از همه مهمتر، بر خودمان باید بیشتر گریه کنیم.