برگردان به زبان ساده
پی راحت جان آگاه خویش
مهیا کند توشه راه خویش
هوش مصنوعی: برای راحتی جان خود، باید آگاهانه آماده باشی و وسایل لازم را برای سفر زندگیات فراهم کنی.
فن خویش نیکی کن ای نیک زن
که به گر بود نیک زن نیک فن
هوش مصنوعی: ای زن نیکو، هنر خود را به خوبی نشان بده، چرا که اگر هنر نیکو باشد، زن نیکو نیز میتواند تأثیرگذار باشد.
همه کارها را به یزدان گذار
که بیرون ز تقدیر او نیست کار
هوش مصنوعی: هر کاری که انجام میدهی را به خدا واگذار کن، زیرا هیچ کاری خارج از مقدر کردن او نیست.
سکندر به شاهی ازو راه یافت
به توفیق او جان آگاه یافت
هوش مصنوعی: سکندر به مقام پادشاهی رسید و با یاری و لطف خداوند، به دانش و آگاهی کامل دست یافت.
ز عالم نه از بهر سختیش برد
به فیروزی و نیکبختیش برد
هوش مصنوعی: از دنیای بیرونی فقط برای مشکلاتش به او نگریستم، اما در عوض به خوشبختی و کامیابیاش توجه کردم.
نگویم که بر مردنش صبر کن
که بر نزد خود بردنش صبر کن
هوش مصنوعی: نمیگویم که بر مرگ او صبر کن، بلکه باید صبر کنی تا او را به نزد خود بیاوری.
به صبر ار برآید تو را نام نیک
دهد نام نیکت سرانجام نیک
هوش مصنوعی: اگر با صبر و استقامت پیش بروی، به تو نام نیک میدهند و در نهایت، نام نیکت به سرانجامی خوش ختم میشود.
نگین دار این چرخ فیروزه فام
پی نام نیکو بود والسلام
هوش مصنوعی: این دنیا همچون انگشتری است که سنگ فیروزهای در آن قرار دارد، و نام نیکو همانند زینت آن انگشتر است. با این نتیجه به پایان میرسیم.
ارسطو گهر سنج یونان زمین
که بر گنج یونانیان بود امین
هوش مصنوعی: ارسطو، فیلسوف بزرگ یونان، به عنوان نگهدار و حافظ دانش و ثروت اندیشههای یونانیان شناخته میشود. او بهنوعی نمایندهی امانتداری از گنجینهی معرفتی و فرهنگی آن زمان است.
چو کلکش سر گنج حکمت شکافت
سکندر ازو یافت نقدی که یافت
هوش مصنوعی: زمانی که اسکندر، ماهرانه و با دقت، به گنجینهی حکمت دست یافت، چیز ارزشمندی به دست آورد که موجب آگاهی و شناخت او شد.
ز مرگ سکندر چو آگاه شد
دلش همدم ناله و آه شد
هوش مصنوعی: زمانی که سکندر از مرگ خود باخبر شد، دلش پر از اندوه و زاری شد.
پس از عنبرین خامه پیراستن
به نام خدا نامه آراستن
هوش مصنوعی: پس از اینکه عطر خوشی به قلم بخشیدم، با نام خدا نامه را زیبا و آراسته کردم.
ز خونابه دل سیاهی سرشت
سوی مادرش عذرخواهی نوشت
هوش مصنوعی: او که از دل پر دردش و به خاطر حس اندوهی که دارد، به مادرش نامهای مینویسد و در آن عذرخواهی میکند.
که بایستی از فرق پا کردمی
به خاک حریم تو جا کردمی
هوش مصنوعی: من باید با فروتنی و احترام، به زمین بیفتم و در مکان مقدس تو جا بگیرم.
درین ماتم از دیده خون راندمی
به تسکین دردت فسون خواندمی
هوش مصنوعی: در این غم و اندوه، اشکهای خونینم را جاری کردم تا شاید با خواندن دعا و ذکر، درمانی برای درد تو پیدا کنم.
ولی ضعف پیریم بسته ست پای
نیارم که یک گام جنبم ز جای
هوش مصنوعی: اما ضعف و ناتوانی سنم مانع از این شده که بتوانم حتی یک قدم از جا حرکت کنم.
سکندر که سلطان آفاق بود
به سلطانی اندر جهان طاق بود
هوش مصنوعی: سکندر که پادشاهی بزرگ و جهانی داشت، در واقع در سلطنت خود به نوعی منحصر به فرد و بینظیر بود.
اگر چه ازین تنگنا رخت بست
مخور غم که رخت از سر تخت بست
هوش مصنوعی: اگرچه از این مشکل و تنگنا خارج شدهای، نگران نباش که به زودی از این وضعیت عبور خواهی کرد.
به رخ پرده شرمساری نرفت
به کام حسودان به خواری نرفت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که حتی با وجود تمام مشکلات و فشارهایی که ممکن است به فرد وارد شود، او هرگز به ذلت و خفت تن نمیدهد و به راحتی در اختیار حسودان قرار نمیگیرد. به رغم تمام چالشها، شخصیت و شرافت او حفظ شده و اجازه نمیدهد که کسی بر او تسلط پیدا کند.
نه از نادرستان شکستن رسید
نه از ناکسان زخم دستش رسید
هوش مصنوعی: نه از افراد بزرگ و مهم آسیب دیده و نه از کسانی که ارزش زیادی ندارند، او زخم خورده است.
به تیغ قضای خداوند پاک
که باشد روان از سمک تا سماک
هوش مصنوعی: به خاطر تقدیر و سرنوشت الهی که از بالا تا پایین در جریان است.
به شاهی و فرماندهی جان سپرد
به جز بر همه خلق سلطان نمرد
هوش مصنوعی: او برای پادشاهی و رهبری زندگیاش را فدای کسی کرد که به جز برای تمامی مردم، فرزانگی و سلطنت را نمیشناخت.
که رسته ست ازین درد تا او رهد
که جسته ست ازین داغ تا او جهد
هوش مصنوعی: این متن بیانگر این است که کسی که از درد و رنج رها شده، به راحتی میتواند از آن وضعیت فرار کند و کسی که از رنج و مشکلات قبلی عبور کرده، تلاش میکند تا دوباره درگیر آن نشود. در واقع، این جمله به نوعی بر اهمیت رهایی از مشکلات و تلاش برای دوری از آنها تأکید دارد.
درین باغ یک شاخ و یک برگ نیست
که لرزنده از صرصر مرگ نیست
هوش مصنوعی: در این باغ هیچ شاخه و برگی وجود ندارد که از باد سرد مرگ نلرزد.
اگر مرده افتاده تیر اوست
وگر زنده در بند تدبیر اوست
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر تیر یا آسیب دستکم به زمین افتاده، به خاطر تاثیرات کارهای اوست و اگر زنده است، همچنان درگیر تدبیر و برنامهریزی اوست.
گذشته ازو خفته در زیر خاک
و زو مانده آینده در ترس و باک
هوش مصنوعی: گذشته، در زیر زمین پنهان است و به یاد نمیآید، در حالی که آینده در ترس و دلهره به سر میبرد.
چه نامهربانی که گردون نکرد
که یکسر ازین حلقه بیرون نکرد
هوش مصنوعی: چقدر بیرحمانه است که روزگار اجازه نداد تا بهطور کامل از این دایرهی سخت و محدودیتها جدا شوم.
اگر شه و گر کمترین چاکر است
گذارش در آخر بر این چنبر است
هوش مصنوعی: هر چه مقام و مقامدار بزرگ باشد، در نهایت همه به نوعی به نقطهای مشخص و مشترک میرسند، حتی اگر یک خدمتگزار ساده باشند.
خوشا حال آن زیرک پند گیر
که از مرگ غیر است عبرت پذیر
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که باهوش است و از نصیحتها بهره میگیرد، زیرا او از مرگ دیگران درس میآموزد.
ز مرگ کسانش رسد زندگی
کند زندگی صرف در بندگی
هوش مصنوعی: از مرگ دیگران، زندگی به او میرسد و او باید زندگی خود را تنها در راه بندگی بگذراند.