برگردان به زبان ساده
ای ساقی جان فداک روحی
پر کن قدح از می صبوحی
هوش مصنوعی: ای ساقی، من جانم را فدای تو میکنم، روح من را با می صبحگاهی پر کن.
زان می که بر اهل دل مباح است
روشن کن غره صباح است
هوش مصنوعی: از میای که برای اهل دل حلال و مجاز است، روشنگری کن، چون صبحی که در آن روشنایی وجود دارد.
تا حاضر صبحدم نشینیم
در پرتو آن به هم نشینیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که صبح زود فرا برسد، در نور آن با هم گرد هم میآییم و به گفتگو میپردازیم.
رانیم به مجلس حریفان
حرفی ز لطایف لطیفان
هوش مصنوعی: به جمع دوستان میرویم و سخنانی میگوییم که از زیبایی و ظرافت برخوردار هستند.
آنان که به هم رفیق بودیم
بر یکدیگر شفیق بودیم
هوش مصنوعی: ما که با هم دوستان خوبی بودیم، همیشه نسبت به یکدیگر محبت و مهربانی داشتیم.
با هم قدم طلب نهادیم
با هم ورق ادب گشادیم
هوش مصنوعی: ما دست در دست هم گذاشتیم و با یکدیگر به جستجوی زیباییهای زندگی پرداختیم و ادب و فرهنگ را با هم گسترش دادیم.
در غیبت و در حضور همپشت
بی هم به نمک نبرده انگشت
هوش مصنوعی: در هر حالتی، چه زمانی که حضور داریم و چه زمانی که غایبیم، نمیتوانیم به یکدیگر دسترسی پیدا کنیم و به همدیگر کمک کنیم.
ما را بگذاشتند و رفتند
زین باک نداشتند و رفتند
هوش مصنوعی: ما را تنها گذاشتند و رفتند، بدون اینکه نگران ما باشند و بیاعتنا رفتند.
چون لاله جدا ز باغ ایشان
داریم به سینه داغ ایشان
هوش مصنوعی: ما از باغ آنها یک لاله جدا داریم و به خاطر این جدایی، دلمان پر از غم و داغ است.
فردوس برین مقامشان باد
کوثر رشحی ز جامشان باد
هوش مصنوعی: بهشت برین جایگاه آنها باشد و کاوشی از شیرین کامی آنها به همراه داشته باشد.
ساقی می غم زدای درده
وان جام طرف فزای درده
هوش مصنوعی: ای ساقی، نوشیدنیی به من بده که غم و اندوه را از من بزداید و آن جامی را که پر است به من بده.
آن می که چو طبع ازان شود شاد
از حال مقدمان دهد یاد
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کسی که از طبع و ذات خود شاد و راضی است، همیشه به خاطر گذشته و یاد کسانی که قبل از او بودهاند، قدردانی میکند و به یاد آنها میافتد.
ثابت قدمان راه تجرید
صافی قدحان بزم توحید
هوش مصنوعی: افراد ثابت قدم و استوار در مسیر حقیقت، به دور از هر چیز اضافی، در میخانه عشق و وحدت حضور دارند.
پیران مسالک طریقت
شیران مهالک حقیقت
هوش مصنوعی: افراد باتجربه در مسیرهای معنوی مانند شیرانی هستند که در میدانهای حقایق و دشواریها به خوبی عمل میکنند.
رو تافتگان ز خودپرستی
ره یافتگان به سر هستی
هوش مصنوعی: افراد خودپسند به سادگی در دنیا دچار گمراهی میشوند، اما کسانی که به حقیقت و وجود واقعی توجه دارند، راه درست را پیدا میکنند.
بنهاده به سینه داغ بودند
بر ظلمتیان چراغ بودند
هوش مصنوعی: در سینهشان آتش و حرارت وجود داشت و همچون چراغی در تاریکی، برای ظالمان روشنایی میبخشیدند.
خلقی زیشان درین شب تار
بودند در اقتباس انوار
هوش مصنوعی: در این شب تار، افرادی وجود دارند که در نورها جذب شدهاند و از آنها بهرهمند میشوند.
فارغ ز چراغ و شمع گشتند
مستغرق نور جمع گشتند
هوش مصنوعی: آنها از نور چراغ و شمع بینیاز شدند و در نور جمع غرق شدند.
هر جا زیشان نشان پاییست
تا پایه قرب رهنماییست
هوش مصنوعی: هر کجا نشانی از آنها هست، راهنمایی برای نزدیک شدن به مقام قرب وجود دارد.
بادا سر ما فدای ایشان
جان خاک ره وفای ایشان
هوش مصنوعی: باشد که جان ما فدای آنها شود و خاک راه وفایشان بر سر ما بپاشند.
ساقی دل ما ز ما گرفته ست
غم شیب و فراز ما گرفته ست
هوش مصنوعی: شرابفروش دل ما را از ما گرفته و غمهای زندگیمان را در دست گرفته است.
می ده که ازین منی و مایی
یکدم ما را دهد رهایی
هوش مصنوعی: بادهای به ما بده که از این خود و تعلقات رها شویم و لحظهای آزاد باشیم.
لب های امید را بخندان
از جرعه جام نقشبندان
هوش مصنوعی: امید را با نوشیدن جام زیبایی به خنده و شادی بیاور.
از نقش خودی و خودپسندی
ما را برهان به نقشبندی
هوش مصنوعی: ما را از خودخواهی و خودستایی خود رهایی بخش و به نقاشی و زیباییهای دلانگیز هدایت کن.
زین پیش اگر چه بود بغداد
از یمن جنیدیان بس آباد
هوش مصنوعی: قبل از این، حتی اگر بغداد به خاطر یمنیها و جنیدیان بسیار رونق داشت، اکنون دیگر چنین نیست.
بغداد شده کنون سمرقند
باشد ز عبیدیان خطرمند
هوش مصنوعی: امروز بغداد مانند سمرقند شده و خطراتی از سوی عبیدیان مردم را تهدید میکند.
چون نام بری جنیدیان را
کن قافیه شان عبیدیان را
هوش مصنوعی: هرگاه نام جنیدیان را بر زبان بیاوری، باید قافیه آن را با عبیدیان هماهنگ کنی.
در شعر چو زان سخن برآید
زین قافیه خوبتر نشاید
هوش مصنوعی: وقتی در شعر از چنین سخنی صحبت میشود، دیگر قافیهای زیباتر از آن نمیتوان یافت.
ترتیب رسوم صوفیانه
نظمیست بدیع در زمانه
هوش مصنوعی: آداب و رسوم صوفیانه به شکلی زیبا و منظم در این زمان ارائه شدهاند.
این نظم که باد لایزالی
زین قافیه ها مباد خالی
هوش مصنوعی: این شعر به این نکته اشاره دارد که این آثار شعری باید همیشه و از لحاظ غنای محتوایی و زیبایی از قافیهها پر باشد و هرگز دچار خالی بودن نشود. در واقع، شاعر خواهان حفظ غنای شعر و پر بودن آن از مضامین و احساسات است.
ساقی بده آن می چو خورشید
در جام جهان نمای جمشید
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن نوشیدنی را به من بده که مثل خورشید در جام, زیبایی و روشنی جهانی مانند جام جمشید را به نمایش بگذارد.
آن می که بود ز نور پرتو
تاریخ گشای کهنه و نو
هوش مصنوعی: میخواهم بگویم آن نوشیدنیای که از نور و روشنایی تاریخ نشأت میگیرد، میتواند داستانهای قدیم و جدید را فاش کند.
بهرام کجا و گور او کو
وان بازوی شیر زور او کو
هوش مصنوعی: بهرام کجا و گور او کجاست و آن زور بازوی شیر چه شده است؟
کاووس چه کرد کاس خود را
وان کاخ سپهر اساس خود را
هوش مصنوعی: کاووس چه عملی انجام داد که آن کاخ را برپا کرد و پایههای خود را برای سپهر (آسمان) قرار داد؟
چنگیز که بود گرگ این دشت
وین دشت ز گرگیش تهی گشت
هوش مصنوعی: چنگیز، که به مانند گرگی در این دشت بود، اکنون این دشت از وجود گرگگونه او خالی شده است.
در پنجه مرگ روبهی کرد
قالب به مصاف او تهی کرد
هوش مصنوعی: در برابر مرگ، روباه با شجاعت خود را آماده کرد و به جنگ او رفت، بیهیچ تسلیحاتی.
تیمور شه آن چو سد آهن
ایمن ز فساد رخنه افکن
هوش مصنوعی: تیمور، مانند سدی از آهن است که از فساد و خرابی محافظت میکند و در برابر نفوذ بیگانگان ایمن است.
شد در کف عجز نرم چون موم
جان داد ز ملک و مال محروم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به حالتی اشاره میکند که فردی با ناتوانی و ضعف خود را تسلیم میکند، مانند موم که نرم و قابل تغییر است. او به خاطر بینفسی و بیپولی، از دنیای مادیات و داراییها جدا میشود و جانش را فدای این نارساییها میکند. به این ترتیب، احساس ناتوانی و فقر روحی و مالی او را به حالت تسلیم و ذلت سوق میدهد.
شهرخ که به فرخی به سر برد
آوازه به شهرخی بدر برد
هوش مصنوعی: شهرخ که به خوشحالی و شادابی زندگی میکند، شهرتش را به شهر خی میبرد.
شد در صف این بساط آفات
با شاهرخی قرینه مات
هوش مصنوعی: در این جمع و صف، بلاها و مشکلات همراه با چهرهای زیبا و خیرهکننده پدیدار شدند.
ساقی نفسی بهانه بگذار
رطلی دو می مغانه پیش آر
هوش مصنوعی: ای ساقی، اندکی بهانه کن و برایم جامی از باده مغانه بیاور.
آن می که دمد به بویش از دل
ریحان دعای شاه عادل
هوش مصنوعی: عطر خوشی که از او به مشام میرسد، مانند دعای خیر و امیدی است که در دل گلهای ریحان وجود دارد و بویی از عدالت و خوبی را به همراه دارد.
شاهی که ز ظلم عار دارد
وز عدل و کرم شعار دارد
هوش مصنوعی: شاهی که از ظلم و ستم بیزار است و به عدالت و بزرگواری افتخار میکند.
عدلش چو پناه تخت و تاج است
او را به دعا چه احتیاج است
هوش مصنوعی: عدالت او مانند سایهای است که بر تخت و تاجش میافکند، پس او به دعا و درخواست چه نیازی دارد؟
فاروق چو ناقه زین فضا راند
آوازه عدل او به جا ماند
هوش مصنوعی: فاروق مانند شتری که در این فضا میتازد، صدای عدالت او باقی ماند.
حجاج چو رخت ازین دکان بست
از ظلمت ظلم او جهان رست
هوش مصنوعی: وقتی حجاج (که یکی از حاکمان ستمگر تاریخ بود) از این دکان (حکومتش) رفت و رخت خود را برداشت، جهان از ظلم و ستم او نجات یافت و به روشنایی رسید.
آن گشت به عادلی نکونام
در روض رضا گرفت آرام
هوش مصنوعی: او به ملاقات شخصی نیکوکار و عادل در باغ رضوان رفت و در آنجا آرامش یافت.
وین زیست ز ظالمی بداندیش
صد عقبه عقوبت آمدش پیش
هوش مصنوعی: این زندگی که تحت تأثیر افکار ناپسند و ظالمانه قرار دارد، باعث میشود که عواقب بد و نتایج منفی در آینده به سراغ او بیاید.
خوش وقت کسی که پند گیرد
عبرت ز کس دگر پذیرد
هوش مصنوعی: آدم خوششانس کسی است که از تجربیات و نصایح دیگران استفاده کند و درس بگیرد.
بر سبلت ناپسند خندد
وان را که پسند کار بندد
هوش مصنوعی: کسی که کارش را به درستی انجام میدهد، به چیزهای ناپسند و بیاهمیت نمیخندد و آنها را جدی نمیگیرد.
ساقی بده آن می کهنسال
یاقوت مذاب و لعل سیال
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن شراب کهنه و خوشگوار را به من بده که مانند یاقوت ذوبشده و لعل جاری است.
آن می که چو دوستان بنوشند
با هم به وفا و مهر کوشند
هوش مصنوعی: این نوشیدنی که دوستان در کنار هم به اشتراک میگذارند، نماد وفاداری و مهرورزی است که باید در ارتباطات وجود داشته باشد.
آرام شود رمیدگان را
پیوند دهد بریدگان را
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که آرامش و ارتباطی میان کسانی که سرگردان و نگران هستند، برقرار میشود و همچنین کسانی که از هم جدا شدهاند، دوباره به هم متصل میشوند.
یاری که کند به یار پیوند
نخل املش شود برومند
هوش مصنوعی: اگر کسی به دوست خود کمک کند، مانند درخت نخل در املش که سرزنده و پربار میشود، او نیز پرثمر و پربرکت خواهد شد.
یار است کلید گنج امید
یار است نوید عیش جاوید
هوش مصنوعی: دوست، همچون کلید گنجینه امید است و او مژدهدهنده زندگی خوش و پایدار است.
مقصود وجود چیست جز یار
زین سوداسود چیست جز یار
هوش مصنوعی: مقصود از وجود و هستی چیست جز رسیدن به محبوب و یار؟ و چه فایدهای دارد اگر یار در میان نباشد؟
تا خاتمت وجود از آغاز
مرغی نکند چو یار پرواز
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگی به دنبال هدف و آرمان خود باشد، تا زمانی که به پایان زندگی نرسیده، نباید از تلاش و کوشش دست بکشد. در واقع، انسان باید همواره برای رسیدن به خواستهها و آرزوهایش تلاش کند، مانند پرندهای که برای پرواز و رسیدن به آسمان در تلاش است.
خاصه که به باغ آشنایی
بر شاخ وفا بود نوایی
هوش مصنوعی: به ویژه اینکه در باغ دوستی، صدای وفا بر روی شاخهها به گوش میرسد.
یعنی که نوای لطف سازد
دل های شکستگان نوازد
هوش مصنوعی: آوای محبت میتواند دلهای زخمی را آرامش بخشد و تسلی دهند.
کاری نبود به جای این کار
یاران جهان فدای این یار
هوش مصنوعی: هیچ کاری به اندازه فدای عشق این محبوب ارزش ندارد.
ساقی دم صبح مشکبیز است
و انفاس نسیم صبح خیز است
هوش مصنوعی: ساقی در صبح زود، عطر خوش بویی را پخش میکند و نسیم صبحگاهی طراوت خاصی به فضا میبخشد.
آمد ز شرابخانه بویی
برخیز و به دست کن سبویی
هوش مصنوعی: از میخانه بویی به مشام میرسد، برخیز و سبویی در دست بگیر.
زان می که چو شمع جان فروزد
پروانه عقل را بسوزد
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی که مانند شمع جان را میسوزاند، پروانه عقل را نیز میسوزاند.
چون عقل بسوخت عشق سر زد
گنجشک بشد همای پر زد
هوش مصنوعی: زمانی که عشق شعلهور شد و عقل را سوزاند، گنجشکی به پرواز درآمد و به جایگاه بلندی رسید.
خود را برهان ز حیله عقل
و آزاده شو از عقیله عقل
هوش مصنوعی: خود را از دام فریبهای عقل رها کن و از قید و بندهای منطقی آزاد شو.
تا سود بری ز مایه عشق
وآسوده زیی به سایه عشق
هوش مصنوعی: برای آنکه از عشق بهرهمند شوی و در آرامش زندگی کنی، باید در پناه عشق قرار بگیری.
هر جا عشق است پاکبازیست
هر جا عقل است حیله سازیست
هوش مصنوعی: هر جایی که عشق وجود دارد، صداقت و فداکاری حاکم است، اما هر جا که عقل و عقلانیت برتر باشد، نقشهکشی و حقهبازی رونق مییابد.
جامی به جنون عشقبازی
خود را برهان ز حیله سازی
هوش مصنوعی: شخصی در حال عشق ورزیدن به شدت از ترفندها و نیرنگها دوری میکند و دل میکوشد تا آزادانه و بدون قید و شرط به عشق خود بپردازد.
ور زانکه بدان شرف نیرزی
کایین جنون عشق ورزی
هوش مصنوعی: اگر تو شایسته آن مقام نیستی که به خاطر عشق دیوانهوار، عشق نورزی، بهتر است که از آن دور بمانی.
بنشین و فسانه خوان و افسون
زان کس که ز عشق بود مجنون
هوش مصنوعی: بنشین و داستانها را بشنو و جادوگری را از کسی که به خاطر عشق دیوانه شده، ببین.