برگردان به زبان ساده
ای ز حکمت همه را پشت به کوه
نیست بی پشتی ازان هیچ گروه
هوش مصنوعی: کسانی که از حکمت و دانش بیبهرهاند، هرگز نمیتوانند به تکیهگاه محکمی مانند کوه اتکا کنند؛ زیرا بدون پشتیبانی و علم، هیچ گروهی به هم نمیتوانند تکیه کنند.
کوه حلم تو صدا احسان است
جان مادر تن ازان رقصان است
هوش مصنوعی: کوه صبر و بردباری تو، مانند صدای نیکوکاری است که جان مادر از آن سرشار است و به خاطر آن، به شادی و رقص میآید.
زان نوا مست سماعیم همه
جسم و جان کرده وداعیم همه
هوش مصنوعی: از آن نوا مست و شیفته گوش سپردهایم؛ تمام وجود ما، هم روح و هم جسم، از این دنیا وداع کرده است.
در سماعند چو ما ملک و ملک
دور آن بیشتر از دور فلک
هوش مصنوعی: در حال رقص و شادی هستند، که فرشتگان و ملائک هم دور از ما هستند، اما نسبت به دوری از آسمان، این فاصله کمتر به نظر میرسد.
هر سماعی که نه جاویدانیست
نه سماع است که سرگردانیست
هوش مصنوعی: هر نوع تجربه یا شنیدنی که دائمی و ماندگار نیست، ارزش واقعی ندارد و فقط انسان را به سردرگمی میکشاند.
پاکه با هستی خود کوفتن است
فرق خود را به لگد کوفتن است
هوش مصنوعی: خود را به چیزهای ناپاک آلوده کردن، مانند ضربه زدن به وجود خود با پا است. این عمل نشان میدهد که آدمی به خود لطمه میزند و هویت واقعیاش را نادیده میگیرد.
جامی از دست خود از دست شده ست
وز لگدکوب خودی پست شده ست
هوش مصنوعی: جامی که در دست داشت، از دستش رفته و به خاطر ضربهای که از خود بر خود وارد کرده، به حالت پستی و ذلت افتاده است.
از لگدکوب خودش باز رهان
وز غم نیک و بدش باز رهان
هوش مصنوعی: از دست خودت رها شو و از غمها و نگرانیهای خوب و بد زندگیات نجات پیدا کن.
گرچه خود را به یقین جلوه ده است
بر جبینش ز گمان صد گره است
هوش مصنوعی: اگرچه او خود را با اعتماد به نفس نشان میدهد، اما در باطن، بر سرش مشکلات و تردیدهای زیادی وجود دارد.
پرده از چشم یقینش بگشای
گره دل ز جبینش بگشای
هوش مصنوعی: چشم یقینش را باز کن و گرههای دلش را از پیشانیاش باز کن.