برگردان به زبان ساده
فربهی از خوان سخن پروری
شاعریش کرده لقب لاغری
هوش مصنوعی: شاعر به خاطر مهارتش در بیان و گفتار زیبا، مورد توجه و احترام قرار گرفته است، اما ظاهراً خود او از نظر جسمانی لاغر و نحیف است.
گفت به نظم خوش و شعر فصیح
بهر یکی خواجه فربه مدیح
هوش مصنوعی: او به زیبایی و شیوایی در قالب شعر به ستایش یکی از بزرگان یا افراد مهم پرداخت.
خواجه مسکین چو مدیحش شنید
بوی توقع به مشامش رسید
هوش مصنوعی: آدم بیچاره وقتی آواز ستایش را شنید، بوی امید و انتظار به مشامش رسید.
کرد ازان نامه پر رنگ و ریو
خاطر او رم چو ز لاحول دیو
هوش مصنوعی: او از آن نامهی پر زرق و برق و زیبا تحت تأثیر قرار گرفت و مانند یک دیو، دچار حالتی عجیب و گیجکننده شد.
خاست ازان انجمن پر گزند
کرد توجه سوی قصر بند
هوش مصنوعی: از آن جلسه پر از درد و رنج، سر برآورد و توجهش را به سوی کاخی جلب کرد.
چون نفس از فربهیش گشت تنگ
در رهش افتاد زمانی درنگ
هوش مصنوعی: وقتی که نفس به خاطر چاقی و سنگینیاش دچار تنگی میشود، ناچار برای مدتی توقف میکند.
گفت بدو لاغری مدح سنج
فربهیت می دهد ای خواجه رنج
هوش مصنوعی: در این مصرع، شاعر به زیبایی به موضوعی اشاره میکند که به زشتی لاغری و زیبایی چاقی پرداخته است. او میگوید کسی که لاغر است، به تجلیل از چاقی میپردازد و به این ترتیب نشان میدهد که چه بسا درد و رنج لاغری باعث میشود که دیگران زیبایی و جذابیت چاقی را بیشتر از پیش ببینند. در واقع، این یک نوع کنایه است به اینکه گاهی اوقات کمبودها و رنجها میتوانند موجب تمجید از آن چیزی شوند که خود فرد ندارد.
خواجه ازان نکته چو گل بر شکفت
با دل صد پاره بخندید و گفت
هوش مصنوعی: آقای بزرگوار از آن نکته به مانند گلی شکفته شد و با دل شکستهاش با خوشحالی خندید و گفت.
رنج همه گرچه ز تن پروریست
رنج من اکنون همه از لاغریست
هوش مصنوعی: تمامی دردها و مشکلات دیگران به خاطر نازپروری و تن پروری است، اما درد من در حال حاضر به خاطر لاغری و کمخوری است.
لاغری از فربهیم دست برد
در کف صد محنت و رنجم سپرد
هوش مصنوعی: لاغری از چاقیام به خاطر مشکلات و سختیهایی است که تحمل کردهام.
جان تو جامی به درون لاغر است
حرص تو از جان تو فربه تر است
هوش مصنوعی: جان تو مثل یک جام خالی و لاغر است، اما حرص و欲 تو باعث شده که این جان خالی پر و چاقتر از آنچه هست، به نظر برسد.
عمر گرانمایه به سر می بری
غافل ازین فربهی و لاغری
هوش مصنوعی: زندگی ارزشمند و گرانبهایی را سپری میکنی، غافل از اینکه در این میان ممکن است دچار فراخی و تنگی حیات باشی.