برگردان به زبان ساده
ای شده با موی سیاه از غرور
از نفر موی سفیدان نفور
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر موی سیاه خود مغروری، از مردان موی سپید بیزاری.
رخ ز سفید به سیاهی منه
نور الهی به ملاهی مدره
هوش مصنوعی: صورت خود را از روشنی به تاریکی مبر، زیرا نور الهی را به مغزهای بیخبر منتقل نکن.
طفلی و چون شیر شده موی پیر
هست عجب نفرت طفلان ز شیر
هوش مصنوعی: کودکی که زمانی شیرین بود و بیخبر از دنیا، حالا به قدری بزرگ شده که موی او سفید شده است. جالب است که کودکان تازه به دنیا آمده، نسبت به شیر و چیزی که به آنها زندگی میدهد، نفرت دارند.
زاغ سیاهی تو درین بوم بیم
کی هلد این باز سفیدت سلیم
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره میشود که در این سرزمین، زاغ سیاه تو به تنهایی و بدون ترس زندگی میکند و از باز سفیدت هیچ هراسی ندارد. این جمله میتواند به معنای این باشد که در شرایطی که ممکن است خطر وجود داشته باشد، موجودات تاریک و منفی به راحتی زندگی میکنند و از قدرتهای روشن و مثبت هراسی ندارند.
تکیه بر اسباب جوانی مکن
هر چه توان تا بتوانی مکن
هوش مصنوعی: به جوانی خود تکیه نکن و به امکانات و شرایطی که در اختیارت داری اکتفا نکن؛ هر چه میتوانی، تلاش کن و پیش برو.
بازوی تو گر به مثل آهن است
پوست اگر بر تن تو جوشن است
هوش مصنوعی: اگر بازوی تو همچون آهن محکم است، پوستت نیز مانند زرهی بر تن تو محافظت میکند.
دست اجل موم کند آهنت
تیغ قضا چاک زند جوشنت
هوش مصنوعی: دست سرنوشت تو را چون موم نرم میکند و شمشیر قضا بر تن تو زخم میزند و تو در حال جوش و خروش به حرکت در میآیی.
خم نکنی بهر خدا پشت خویش
سخت کمانی مکن ای سست کیش
هوش مصنوعی: برای خدا، کمر خود را خم نکن و به خاطر دیگران، نگذار که روحیهات سست شود. خودت را محکم نگهدار و از ضعف دوری کن.
قوت بسیار تو چون کم شود
گر همه تیر است قدت خم شود
هوش مصنوعی: اگر قدرت و توان تو کاهش یابد، حتی اگر تمامی تیرها نیز در اختیارت باشد، باز هم نمیتوانی به قد و قامت بلند خود ادامه دهی و در واقع میلغزی و خم میشوی.
پیش که سازد فلک عشوه ده
پشت تو را همچو کمان تن چو زه
هوش مصنوعی: آسمان به کدامین دلیل به تو مینازد و پشتت را به زیبایی کمان میسازد، همانگونه که کمان تن نیز از کشیدگی جانی میگیرد؟
باش کمان در پی طاعت وران
گوشه گزین از ره تحسین گران
هوش مصنوعی: در پی انجام وظایف و اطاعت باش و از نظر دیگران در گوشهای قرار بگیر تا مورد تحسین قرار بگیری.
بر تن خود راه ریاضت گشای
از تن خود کم کن و در جان فزای
هوش مصنوعی: بپوشان بر بدن خود زحمت و سختی را و از خود بستی کن و به روح و جانت بیفزا.
سالک ره خشک بدن به بود
تک نزند اسب که فربه بود
هوش مصنوعی: مسافر در مسیر سخت و بیراه باید بپرهیزد از این که به بدن خود آسیب بزند، چرا که این امر باعث ناتوانی و سنگینی او میشود.
ناشده پشت تو ز پیران راه
راست همی رو پی پیران راه
هوش مصنوعی: اگر هنوز به سفر نرفتهای و راه راست را نرفتهای، بهتر است به تجربه و راهنمایی پیران و کسانی که در این مسیر هستند، توجه کنی.
بر صف دینند چو پیران امیر
باش به فتراک امیران اسیر
هوش مصنوعی: در صف دین، مانند پیران، از مقام و قدرت سخن بگو و مانند امیران اسیر در مشکلات زندگی باش.
تا نه از ایشان به اسیری رسی
کی بود امکان که به پیری رسی
هوش مصنوعی: تا زمانی که از آنها در بند و اسیر نشوی، رسیدن به كمال و تجربه در پیری امکانپذیر نیست.
بر در هر پیر کمربندیت
به که به سر تاج خداوندیت
هوش مصنوعی: بهتر است در زندگیات به افراد با تجربه و دانش احترام بگذاری و به آنها نیاز پیدا کنی، تا اینکه به مقامهای عالی و قدرتمند تنها تکیه کنی.
پایه آن تاج بود بس بلند
کنگر آن را کمر آمد کمند
هوش مصنوعی: آن تاجی که بر سر دارد، پایهاش بسیار بلند است و کمر او به خاطر آن تاج مانند کمند شده است.
کوه که صد کان گهر یافته ست
تاج بلندی ز کمر یافته ست
هوش مصنوعی: کوهی که از دل خود صدها جواهر بیرون آورده، اکنون به اوج خود رسیده و شکوه و عظمت خاصی پیدا کرده است.
سرکشی کاف برون کن ز سر
میم صفت بند گره بر کمر
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به اشاره به رهایی از قید و بندها و آزاد شدن از محدودیتهای موجود دارد. به نوعی، از فرد خواسته میشود که از خود کاملاً رها شده و به زندگی و کنشهای آزادانهتری بپردازد. به این معناست که فرد باید از آنچه که او را محدود میکند، آزاد شود و به سوی روزهای بهتر و نوعی آزادی حرکت کند.
در قدم پیر سبک سایه شو
وز گهرش گنج گرانمایه شو
هوش مصنوعی: در کنار شخص با تجربه و بزرگتر قرار بگیر و از دانش و شناخت او بهرهمند شو تا به ارزشهای گرانبهایی دست یابی.
چون تو به خدمت مددش می کنی
آن مدد از بهر خودش می کنی
هوش مصنوعی: وقتی تو به دیگران کمک میکنی، در واقع آن کمک به نفع خود تو نیز است.
آب چو ریزی به کفش در وضو
چهره اقبال دهی شست و شو
هوش مصنوعی: وقتی آب را در دستت میریزی برای وضو، چهرهات را شست و شو داده و خوشبختی را به خودت هدیه میکنی.
سنگ ز راهش چو نهی بر کران
پله طاعات کنی زان گران
هوش مصنوعی: اگر سنگی را بر سر راه کسی بیندازی، باعث میشوی که فرد در مسیر اطاعت و عبادت سختی و دشواری را تجربه کند.
کفش تهی چون نهیش پیش پای
بر سر افلاک شوی کفش سای
هوش مصنوعی: وقتی که در مسیر زندگی با سختیها و چالشها مواجه میشوی، اگر به خود تکیه کنی و به دنبال راهحلهای مناسب باشی، به ارتفاعات موفقیت و سعادت خواهی رسید. ناامیدی و خستگی نمیتواند تو را از ادامه مسیر بازدارد.
رکوه که در همرهی او بری
آب ز سرچشمه حیوان خوری
هوش مصنوعی: کوهی که در همراهی او، آب از سرچشمه مینوشی، به تو حیات میبخشد.
خاک رهش را به مژه روب پاک
تا شودت دیده جان سرمه ناک
هوش مصنوعی: با مژههای خود خاک پای او را پاک کن تا چشمانت همچون سرمه، جاننواز و زیبا شوند.
غاشیه دولت او کش به دوش
تا شودت ستر کرم عیب پوش
هوش مصنوعی: دولت و نعمت او را مانند پوششی بر دوش خود حمل کن تا عیبها و نقصهای تو پنهان بماند.
تا نشوی پیر چو پیران کار
دست خود از دامن خدمت مدار
هوش مصنوعی: تا زمانی که جوانی، به کارهای خودت توجه کن و خود را به کارهای دیگر مشغول نکن.
پایه پیری به جوانی مجوی
راه ارادت به امانی مپوی
هوش مصنوعی: به دنبال راهی برای برقراری ارتباط با جوانی نباش، زیرا پایه پیری در جوانی نیست و به ابراز عشق و ارادت در برابر جوانان نیاز نیست.
ترسمت آن پایه نگردد به ساز
مانی از آداب جوانیت باز
هوش مصنوعی: نگرانم که تو در تلاطم زندگی، به ساز و آئین جوانیات پایبند نمانی و از آنها دور شوی.