برگردان به زبان ساده
پیش که از ابر صفا نم نبود
رسته گل صفوت آدم نبود
هوش مصنوعی: اگر باران دلپاکی نبارد، گلهای خالص و زیبا نیز در دنیا وجود نخواهند داشت.
بود جهان یک به یک آیینه ها
بلکه سراسر همه گنجینه ها
هوش مصنوعی: جهان مانند یکسری آینه است که هر یک از آنها منعکسکنندهای از زیباییها و گنجینههای پنهان در خود دارد.
بر سر هر گنج طلسم دگر
نقد در او گوهر اسم دگر
هوش مصنوعی: در هر گنجی یک راز وجود دارد و باید برای دستیابی به آن، به نامهایی که در آن نهفته است توجه کرد.
لیک نشانی ز مسمی نداشت
مظهر جمعیت اسما نداشت
هوش مصنوعی: اما او هیچ نشانی از نامی که بر آن گذاشته شده بود نداشت و مظهر جمعیت نیز بدون نام بود.
شاه ازل خواست چنان مظهری
چید ز دریای قدم گوهری
هوش مصنوعی: سلطانی که از ابتدا و از قرنها پیش وجود داشته، خواست تا مانند جواهر، تجلی و نمایشی زیبا و درخشان از خود بسازد، همچون جواهراتی که از دریا به دست میآیند.
ساخت دلش مخزن اسرار خویش
کرد رخش مطلع انوار خویش
هوش مصنوعی: او دلش را به محلی برای نگهداری رازهای خود تبدیل کرده و چهرهاش را نوری برای نمایاندن زیباییهایش ساخته است.
هر چه عیان داشت بر او خرج کرد
هر چه نهان خواست در او درج کرد
هوش مصنوعی: او هر آنچه را که به وضوح و آشکاری داشت، به راحتی خرج کرده و آنچه را که پنهان و نهان بود، در دلش نگه داشت و در وجودش ثبت کرد.
شد ز ره صورت و معنی به هم
مجمع بحرین حدوث و قدم
هوش مصنوعی: از طریق ظاهر و باطن، به هم پیوست که دریایی از نوشتن و قدیم شدن را به وجود آورد.
علم الاسما رقم دفترش
خمر طینه صدف گوهرش
هوش مصنوعی: دانش نامها مانند دفتری است که شراب معرفت در آن نوشته شده و گوهرش همچون مروارید درون صدف است.
گونه گندم به ادیمش سپرد
نامش از آن روی جز آدم نبرد
هوش مصنوعی: او با پوست و ظاهری زیبا و دلفریب به دنیا آمده است و نامش تنها به خاطر چهرهاش جز آدم نمیشود.
سایه بر اوج فلک انداختش
سجده گه فوج ملک ساختش
هوش مصنوعی: سایهاش بر بالای آسمان افتاد و به خاطر او، گروهی از فرشتگان را به سجده درآورد.
جز سر فرقت زدگان هر که بود
چهره به خاک ره آن پاک بود
هوش مصنوعی: تنها افرادی که از هم جدا شدهاند و احساس دوری میکنند، واقعیتر و خالصتر هستند. دیگران که در این مسیر نیستند، ارزش و پاکیشان کمتر است.
بزم کرامت ز رخش بر فروخت
هر که رخش دید بر آن دیده دوخت
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و لطف روی او نگاه کرد، دل و جانش را به آن جمال سپرد و از آن زمان نتوانست از آن چشمنوازی دل بردارد.
چون به رخش چشم همه تیز دید
نیل «عصی آدم » بر وی کشید
هوش مصنوعی: زمانی که همه نگاهها به چهرهاش خیره شد، نیل در دستان آدم به سمت او کشیده شد.
باز به حالش پی دفع گزند
تابشی از «تاب علیه » اوفکند
هوش مصنوعی: او دوباره به حال خود بازگشت و از خطر دور شد، گویی پرتو درخشان دیگری بر او تابیده است.
تیرگی معصیتش دور شد
ظلمت نیلش علم نور شد
هوش مصنوعی: سیاهی گناهش از بین رفت و تاریکیهای او به روشنایی علم تبدیل شد.
سیر وجودش به لطافت رسید
دور کمالش به خلافت کشید
هوش مصنوعی: وجود او به لطافت قابل توجهی دست یافت و مسیر کمال او به مقام خلافت سوق پیدا کرد.
کشور اسماء الهی گرفت
مملکتی نامتناهی گرفت
هوش مصنوعی: کشور به نامهای الهی رسید و سرزمینی بیپایان به دست آورد.
پرتو او بر زن و بر مرد تافت
هر که ازو هر چه طلب کرد یافت
هوش مصنوعی: نور او بر همه، چه زن و چه مرد، میتابد و هر کسی که از او چیزی بخواهد، آن را به دست میآورد.
آینه ای شد که بر او چشم کس
چون نظر انداخت خدا دید و بس
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که آینهای وجود دارد که وقتی کسی به آن نگاه کند، فقط خدا را میبیند و چیز دیگری نمیبیند. به عبارت دیگر، این آینه به قدری خاص و بینظیر است که تنها حقیقت و وجود خدا در آن قابل مشاهده است.
بلکه نبود از دل ظلمت زدای
شاهد و مشهود در او جز خدای
هوش مصنوعی: در دل تاریکی، جز خدا هیچ گواه و نشانهای وجود ندارد که بتواند آن را روشن کند.
ای به ره دور و درشت آمده
وز کمرش پشت به پشت آمده
هوش مصنوعی: ای کسی که از راه دور و پرپیچ و خم آمدهای و به خاطر بار سنگین، به سختی راه میروی.
پشت وفا بر گهر او مکن
دست جفا در کمر او مکن
هوش مصنوعی: به او وفادار باش و به او آسیبی نزن. عادلانه و محبتآمیز رفتار کن و از ظلم و ستم به دور باش.
حیف بود صورت آدم تو را
معنی شیطان شده همدم تو را
هوش مصنوعی: خوب است که تو انسانی با چهره زیبا هستی، اما متأسفانه، احساسات و افکار منفی شیطانی به تو چسبیده و همنشین تو شده است.
سهل بود جلد کتاب کریم
بسته بر افسانه دیو رجیم
هوش مصنوعی: کتاب ارزشمندی که به دست کسی خوب نوشته شده، به سادگی میتواند بر افسانهها و داستانهای خرافی غلبه کند.
دلق صفا در بر و زیر بغل
کرده نهان دفتر زرق و حیل
هوش مصنوعی: شخصی لباس زیبایی پوشیده و زیر بغلش را از دفتری پر از تزویر و فریب پر کرده است.
گرگ دلی صورت یوسف که چه
صورت اگر نیست تأسف که چه
هوش مصنوعی: اگر گرگ قلبی داشته باشد، چه فایده دارد که به زیبایی یوسف (علیهالسلام) باشد؟ این زیبایی هیچ ارزشی ندارد، چون درونش خالی از عشق و احساس است.
اصل که معنی است چو بگذاشتی
دل به سوی فرع چرا داشتی
هوش مصنوعی: وقتی که به اصل و معنی واقعی چیزی توجه نمیکنی و دل را به فرع و جزئیات سوق میدهی، چرا انتظار داری که چیزی از آن به دست آوری؟
قدر شناس گهر خویش باش
صیرفی سیم و زر خویش باش
هوش مصنوعی: به ارزش و جایگاه خودت آگاه باش و در تلاش باش تا بهترین نسخه از خودت را بسازی.
گر زر خالص شده ای خوش تو را
ور نه چه چاره ست ز آتش تو را
هوش مصنوعی: اگر طلا خالصی، خوب است، اما اگر چنین نیستی، پس چارهای جز آتش برایت نیست.
آتشی از سوز و طلب برفروز
هر غش و غلی که بیابی بسوز
هوش مصنوعی: آتش سوزانی از اشتیاق و طلب در وجودت روشن کن و هر نفاق و ریاکاری که میبینی را بسوزان.
جوهر دل را ز عرض پاک کن
چشم خرد را ز غرض پاک کن
هوش مصنوعی: دل خود را از خواستههای دنیوی خالی کن و نیت و هدف خود را خالص و بدون غرض بساز.
دامن جان درکش از آلودگی
نیست در آلودگی آسودگی
هوش مصنوعی: دل و جانت را از آلودگیها دور نگهدار، زیرا در آلودگی هیچ آرامشی نمییابی.
بند ز تن بگسل و آزاده شو
نقش دویی دور کن و ساده شو
هوش مصنوعی: از قید و بندهای جسمی رها شو و آزادانه زندگی کن. دوگانگیها را کنار بگذار و به سادگی بپرداز.
زاد مریدان ره آزادگیست
شیوه آیینه دلان سادگیست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زندگی و تربیت کسانی که در مسیر آزادی و رهایی گام میزنند، همچون آیینهای است که نشاندهنده سادگی و صداقت قلبهاست. به عبارت دیگر، سادهزیستی و خلوص نیت، ویژگی اصلی کسانی است که به دنبال آزادی واقعی در زندگیشان هستند.
ساده دلی باش پسندیده ذات
پاک ز رنگ صور کائنات
هوش مصنوعی: ساده دل باش و به خوبیهای ذاتی خودت توجه کن، بدون اینکه تحت تأثیر ظاهر دنیا قرار گرفتی.
تا چو ازین مرحله بیرون شوی
همنفس شاهد موزون شوی
هوش مصنوعی: وقتی که از این مرحله عبور کنی، همنفس و همگام با زیباییها و هماهنگیهای زندگی خواهی شد.
پیش نگاری شوی آیینه نه
کش نبود هیچ ز آیینه به
هوش مصنوعی: اگر به معشوق خود نزدیک شوی، همچون آینهای خواهی بود که هیچ چیز از خود ندارد و فقط جلوهگاه زیبایی اوست.