برگردان به زبان ساده
کوهکن کانبازی پرویز کرد
روی در شیرین شورانگیز کرد
هوش مصنوعی: کوه کن، که بازی پرویز را به نمایش گذاشت و چهره شیرینش را پر از شوق و هیجان کرد.
دید شیرین سوی خود میل دلش
شد به حکم آنکه دانی مایلش
هوش مصنوعی: شیرین به سمت خود نگاه کرد و دلش به او جذب شد، چون میدانست که او نیز به او تمایل دارد.
غیرت عشق آتش سوزان فروخت
خرمن تمکین خسرو را بسوخت
هوش مصنوعی: غیرت و عشق مانند آتش سوزانی هستند که تمام دارایی و قدرت خسرو را به خاکستر تبدیل کردند.
کرد حالی حیله ای تا زال دهر
ریخت اندر ساغر فرهاد زهر
هوش مصنوعی: حیلهای به کار برد تا زال، که نماد دهر است، زهر را در جام فرهاد به ریخت.
رفت آن بیچاره جانی پر هوس
ماند با شیرین همین پرویز و بس
هوش مصنوعی: آن بیچاره رفت و فقط پرویز با شیرین باقی ماند و پر از آرزوهای بیپایان شد.
چرخ کین کش هم همین آیین نهاد
در کف شیرویه تیغ کین نهاد
هوش مصنوعی: چرخ دشمنی همواره به همین شیوه ادامه دارد و در دست شیر و دلاور، شمشیر انتقام فراهم است.
تا به یک زخمش ز شیرین ساخت دور
وز سریر عشرتش انداخت دور
هوش مصنوعی: او با یک زخم کوچک از عشق شیرینش، از تخت لذت و خوشی پرت شده است.