برگردان به زبان ساده
بود همچون بوم زاغی روز کور
جا گرفته بر لب دریای شور
هوش مصنوعی: مانند یک زاغ که در روزهای تاریک در حاشیه یک دریاچه پرموج نشسته است، در حالتی پنهان و نامشخص قرار دارد.
بودی از دریای شور آبشخورش
دادی آن شورابه طعم شکرش
هوش مصنوعی: تو از دریا همان آبی را به من دادی که به خاطر طعم شیرینش، به مانند شکر است.
از قضا مرغی حواصل نام او
حوصله سر چشمه انعام او
هوش مصنوعی: به طور اتفاقی مرغی به نام حواصل در کنار چشمهای که نعمتها و برکات فراوانی داشت، نشسته بود.
سایه دولت به فرق او فکند
نامدش شورابه دریا پسند
هوش مصنوعی: سایهی قدرت بر سر او افتاده و او را از آشفتهگی دریا به دور نگهداشته است.
گفت پیش آی ای ز شوری در گله
کآب شیرینت دهم از حوصله
هوش مصنوعی: بیا نزدیک، ای کسی که از عشق و شور و شوق در دل داری، تا من بتوانم به تو آب شیرین و لذتبخش بدهم، از صبر و حوصلهام.
گفت ترسم کآب شیرین چون چشم
طعم آب شور گردد ناخوشم
هوش مصنوعی: میترسم که اگر آب شیرین، طعم آب شور را بگیرد، دیگر برایم خوشایند نخواهد بود.
زآب شیرین مانم و باشد نفور
طبع من ز آبشخور دریای شور
هوش مصنوعی: من همچون آب شیرین هستم، اما ناخوشایند بودن طبیعتم از آبی است که از دریای شور مینوشم.
بر لب دریا نشسته روز و شب
در میان هر دو مانم تشنه لب
هوش مصنوعی: در کنار دریا نشستهام و شب و روز در حالی که دلم تشنه است، میان دو دنیا احساس گمگشتگی میکنم.
به که سازم هم به آب شور خویش
تا نیاید رنج بی آبیم پیش
هوش مصنوعی: با کی درد دل کنم که خودم هم درگیر مشکلاتم هستم و نمیخواهم کسی از مشکل بیآبی من خبر داشته باشد.