برگردان به زبان ساده
در دیار مصر قحطی خاست سخت
کز فزع هر کس به نیل انداخت رخت
هوش مصنوعی: در سرزمین مصر قحطی شدیدی بروز کرد، به طوری که هر کسی از ترس و نگرانی وسایل خود را به نیل انداخت.
چون به سوی نان رهی نشناختند
رخت هستی را در آب انداختند
هوش مصنوعی: وقتی که به سمت تأمین معیشت میرویم و در این مسیر دشواریهایی پیش میآید، ممکن است نتوانیم ارزش وجودی خود را درک کنیم و در نهایت به این نتیجه برسیم که باید بهایی برای ادامه راه بپردازیم.
بود جانی قیمت هر تای نان
نان همیگفتند و میدادند جان
هوش مصنوعی: زندگی هر فرد به اندازه نانی که میخورد ارزش دارد؛ و مردم به این حقیقت پی برده و به او جان میدادند.
بِخْرَدی زیباغلامی را بدید
کاو به فخر و ناز دامن میکشید
هوش مصنوعی: به دختری زیبا نگاه کردم که با افتخار و فخر، دامنش را به ناز به سمت خود میکشید.
طلعتی چون قرصِ خور آراسته
نی ز کمخواری مهآسا کاسته
هوش مصنوعی: چهرهای چون خورشید زیبا و آراسته داری، و به هیچوجه از زیبایی و جذابیتت کاسته نشده است.
تازهروی و خندهناک و شادکام
هر طرف چون شاخ خرّم در خرام
هوش مصنوعی: زیبای تازه و شاداب و خوشحال، مثل شاخههای سرسبز، در هر سو میرقصد و شادی میآفریند.
بخردش گفت «ای غلام از فخر و ناز
چند باشی سرکش و گردنفراز؟
هوش مصنوعی: بزرگمنشی به جوانی گفت: «ای خدمتگزار، چه اندازه میخواهی به خاطر فخر و ناز، سرکش و مغرور باشی؟»
از غم نان عالمی خوار و دژم
تو چرایی اینچنین فارغ ز غم؟»
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به خاطر مشکلات مالی و کمبود نان در رنج و عذاب هستند، اما تو چرا اینقدر بیتوجه به این غمها به نظر میرسی؟
گفت «بر سر خواجهای دارم کریم
هستم از انعام او غرق نعیم
هوش مصنوعی: من در مورد شخص بزرگواری صحبت میکنم که او بسیار بخشنده است و من به لطف او در نعمت و خوشبختی غوطهور هستم.
خوان پر از نان، خانهاش پر گندم است
نام قحط از خان و مان او گم است
هوش مصنوعی: خانهاش پر از گندم و سفرهاش پر از نان است، بنابراین نشانهای از قحطی و کمبود در زندگی او وجود ندارد.
چون نباشم خرم و شاد اینچنین؟!
وز گزند قحط آزاد اینچنین؟!»
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم شاد و خوشحال باشم وقتی که وجودم در خطر و آسیب قرار دارد؟!