برگردان به زبان ساده
چون تن از خواب سحر آسودیش
بامدادان عزم میدان بودیش
هوش مصنوعی: وقتی بدن از خواب صبحگاهی بیدار میشود، تصمیم میگیرد که به میدان برود.
صبحدم چون شاه این نیلی تتق
بارگی راندی به میدان افق
هوش مصنوعی: صبح زود، مانند یک پادشاه، رنگ آبی نیلویی را به خوبی به میدان افق منتقل کردی.
شه سلامان نیز مست و نیمخواب
پای کردی سوی میدان در رکاب
هوش مصنوعی: شاه سلامان نیز در حالی که مکدر و نیمهخواب بود، به سمت میدان رفته و سوار بر اسبش شد.
با گروهی از نژاد خسروان
خردسال و تازه روی و نوجوان
هوش مصنوعی: با جمعیتی از جوانان باهوش و تازهکار از نسل شاهان خسرو.
هر یکی در خیل خوبان سروری
آفت ملکی بلای کشوری
هوش مصنوعی: هر یک از زیباییها و خوبان، قدرت و سلطه خاص خود را دارند که میتواند برای سرزمینها و جوامع خطرناک باشد.
صولجان بر کف به میدان تاختی
گوی زرکش در میان انداختی
هوش مصنوعی: تو با شجاعت و قدرت به میدان جنگ رفتی و گوی زرینی را در وسط میدان رها کردی.
یک به یک چوگان زنان جویان حال
گرد یک مه حلقه کرده صد هلال
هوش مصنوعی: تعدادی چوگان باز در حال بازی هستند و دور هم جمع شدهاند. در این جمع، یک ماه در وسط قرار دارد و حلقهای از هلالها دور آن دیده میشود.
گرچه بودی زخم چوگان از همه
بود چابکتر سلامان از همه
هوش مصنوعی: با اینکه زخم چوب بازی برای همه سخت است، اما سلامان از همه سریعتر و چابکتر است.
گوی بردی از همه با صد شتاب
گوی مه بود و سلامان آفتاب
هوش مصنوعی: تو با سرعتی همچون باد برنده شدی، چرا که تو خود مظهر مه و سلامتی همچون آفتاب هستی.
با هلالی صولجان دنبال ماه
حال گویان می شدی تا حالگاه
هوش مصنوعی: با دقت و شوق، در جستجوی زیبایی ماه، مانند هلالی نرم و لطیف در حال حرکت بودی و به گفتن حال و احوال مشغول بودی.
گوی اگر صدبار از آنجا باز پس
آمدی هر بار حال این بود و بس
هوش مصنوعی: اگر حتی صد بار هم از آنجا برگردی، همیشه حال تو همین خواهد بود و بس.
آری آن کس را که دولت یار شد
وز نهال بخت برخودار شد
هوش مصنوعی: به راستی، کسی که همراهی خوشبختی نصیبش شود و از درخت سرنوشت خویش بهرهمند گردد، موفق و کامیاب خواهد بود.
هیچ چوگان زیر این چرخ کبود
گوی نتواند ز میدانش ربود
هوش مصنوعی: هیچ بازیکن چوگانی نمیتواند گوی را از میدان بازیکنندهای که زیر این آسمان آبی قرار دارد، برباید.