برگردان به زبان ساده
به یکی از ملوک سامانی
داشت دوران طبیبی ارزانی
هوش مصنوعی: در دورهای از یکی از شاهان سامانی، طبیبی به جامعه ارائه شد که خدمات پزشکیاش ارزشمند و پربها بود.
در همه کارها بدو همدم
در همه رازها بدو محرم
هوش مصنوعی: در تمام کارها، او همیار و همراه توست و در همه اسرار، او به تو نزدیک و آشناست.
دادیش در حضور خود پیوست
نبض جمع مخدرات به دست
هوش مصنوعی: او در حضور خود، تأثیر و حرارت جمع مواد مخدر را احساس کرد.
روزی از گفت و گوی خلق خلاص
بود با او درون خلوت خاص
هوش مصنوعی: روزی او از گفتگوهای مردم رهایی یافت و به کنار یکی از دوستان خاص خود رفت تا در آرامش و خلوت با او صحبت کند.
پای نامحرمان از آنجا پی
نامه محرمان از آنجا طی
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که افراد نا آشنا و بیگانه باید از ورود به مکانهای خصوصی و محرمانه دوری کنند و در عوض، کسانی که اهل اعتماد و آشنایی هستند، میتوانند به راحتی در چنین مکانهایی رفت و آمد کنند.
ناگه آمد کنیزکی چون ماه
خوان به کف پیش شاه گشت دو تاه
هوش مصنوعی: ناگهان دختری زیبا و مانند ماه، با ظرفی در دست، به حضور پادشاه آمد و در دو قدمی او قرار گرفت.
تا نهد خوان خوردنی به زمین
ریخت خلطی به پشت او رنگین
هوش مصنوعی: تا زمانی که سفرهی غذا بر زمین گذاشته شود، لکهای رنگین بر پشت او میافتد.
الف قامتش چون دال بماند
خم چو پیران دیر سال بماند
هوش مصنوعی: شکل بدن او مانند حرف «دال» است و خمیدگی اش مانند پیرمردهای سالخورده به نظر میرسد.
کرد چندان که زور راست نشد
پشت او آنچنان که خواست نشد
هوش مصنوعی: او تلاش بسیار کرد، اما نتوانست به هدفش برسد و آنچه خواست برآورده نشد.
گفت با آن حکیم شاه کریم
کای شفابخش هر مزاج سقیم
هوش مصنوعی: گفت با آن دانشمند نیکوکار، ای درمانگر هر بیماری و مشکلی.
هم درین دم گشای دست علاج
وارهانش ازین فساد مزاج
هوش مصنوعی: در این لحظه، دست خود را به سوی درمان بگشا و او را از این بیماری و اختلال نجات بده.
ماند حیران حکیم چون اسباب
بود بهر علاج او نایاب
هوش مصنوعی: حکیم در حالی گیج و سرگردان مانده است که ابزار و وسایل لازم برای درمان در دسترسش نیستند.
دست زد معجرش ز فرق کشید
جامه اش را ز پیش و پس بدرید
هوش مصنوعی: او دست به دامن حجابش زد و از سر برداشت، سپس لباسش را از جلو و پشت پاره کرد.
از زهارش گشاد بند ازار
کرد بیرونش از سرین شلوار
هوش مصنوعی: از بند جراحتی که بر اثر زهر او ایجاد شده بود رها شد و از زیر شلوار خود بیرون آورد.
غرقه شد زان خجالت اندر خوی
خلط بگداخت در مفاصل وی
هوش مصنوعی: به خاطر شدت خجالتش، آنچنان در خود فرورفت که احساسش مانند ذوب شدن در استخوانها و جوارحش نمایان شد.
قامت خود چو سرو بستان راست
کرد و آزاد از زمین برخاست
هوش مصنوعی: شخص با قامت بلند و زیبا به مانند سرو درختی در باغ ایستاده است و به طور آزاد و سربلند از زمین جدا شده است.
در طبیبی چو نیک ماهر بود
پیش او سر کار ظاهر بود
هوش مصنوعی: اگر طبیب به خوبی مهارت داشته باشد، مشکل بیمار به وضوح و آشکارا برای او نمایان میشود.
چون بماند از علاج جسمانی
دست زد در علاج نفسانی
هوش مصنوعی: زمانی که درمان بدنی نتیجهای نداد، به درمان روحی و روانی روی آورد.