برگردان به زبان ساده
داشت یحیای برمکی پسری
بلکه فرزند بخل را پدری
هوش مصنوعی: یحیای برمکی پسری داشت که ناشی از بخل و سختگیری پدرش بود.
یاد کردی ز بخشش پدران
گریه برداشتی چو نوحه گران
هوش مصنوعی: وقتی به یاد بخششهای پدران افتادی، احساساتی شبیه به نوحهخوانان پیدا کردی و چشمانت پر از اشک شد.
کان همه سیم و زر چرا دادند
زو پی من ذخیره ننهادند
هوش مصنوعی: تمامی طلا و نقره را به چه دلیل به او دادند؟ چرا برای من هیچ چیزی را پس نگذاشتند؟
تا من اکنون به هر درم ستمی
دیدمی و ندادمی درمی
هوش مصنوعی: من تا به حال در هر جایی که رفتهام، ظلم و ستمی را دیدهام و هرگز چیزی به کسی ندادهام.
هیچ نادیده ای که مهره یشم
لعل و گوهر نمودیش در چشم
هوش مصنوعی: هیچ چیزهایی که به ظاهر زیبا و ارزشمند به نظر میرسند، ممکن است در حقیقت چیزی نباشند.
تا به حدی لئیم بود و بخیل
که اگر روز مرگ عزرائیل
هوش مصنوعی: این شخص آنقدر بخیل و بدجنس بود که حتی اگر روز مرگ فرشته وحی به او نزدیک میشد، دست از خودخواهیاش برنمیداشت.
بخل کردی به باد در قولنج
گرچه جانش برآمدی زان رنج
هوش مصنوعی: تو در کلامت به باد بخل ورزیدی، هرچند که او از رنجی که میبرد، به شدت در رنج بود و جانش به لب رسیده بود.
نان گرفتی ز وی به فدیه جان
جان روان دادی ندادی نان
هوش مصنوعی: تو نانی از او گرفتی و جانت را برای او فدای کردی، اما آیا واقعاً نان را به او دادی یا نه؟
داشت میراث بنده ای ز پدر
بسته در خدمتش چو مور کمر
هوش مصنوعی: بندهای از پدر خود ارثی دریافت کرده و برای خدمت به آن مانند مور زحمتکش سخت کوشیده است.
تنی از لاغری به مو نزدیک
چون میان بتان همه باریک
هوش مصنوعی: بدن او از شدت لاغری به مو شبیه است، درست مانند بقیه زلفها و چشمها در میان مجسمهها که همگی باریک و ظریف هستند.
بودی از بس گرسنگی خورده
چون خیالی نه زنده نی مرده
هوش مصنوعی: به خاطر شدت گرسنگی، حالت مثل خیالی شدهای که نه زنده است و نه مرده.
جامه ای در برش سراسر چاک
در حرمان دیگرش هر چاک
هوش مصنوعی: لباسی که به تن دارد، تماماً پاره و چاک چاک است و هر چاک آن نشانگر درد و حرمان دیگری است که بر دلش سنگینی میکند.
بوالفضولی چو حال او را دید
خبر از خوان خواجه اش پرسید
هوش مصنوعی: وقتی که بوالفضل حال او را مشاهده کرد، از اوضاع و احوال سفره یا میهمانی صاحبخانه سوال کرد.
گفت کو را شکست خوانی هست
در فراخی بسی کم از کف دست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که برای شکست دادن دیگران تلاش میکند، در واقع در دست خود چیز کمی دارد و این کار را حتی در وسعت زیادی هم انجام میدهد. به عبارتی دیگر، ممکن است به ظاهر قدرت زیادی داشته باشد اما در واقعیت توانایی و دستاوردش محدود است.
گرد خوان صحن و کاسه اش بس آش
هر یکی همچو دانه خشخاش
هوش مصنوعی: در کنار سفره و در یک جا، هر کس غذایی دارد که همچون دانههای ریزی مانند خشخاش به نظر میرسد.
کز سر سوزنش خراشیده
صحن ما کاسه زان تراشیده
هوش مصنوعی: زیرا که از جنس سوزن، صحن ما را خراش داده است، و کاسهای که از آن تراشیده شده، نشانهای از این نقصان است.
مگس از آش او شود محروم
گر نهد پشه ای در آن خرطوم
هوش مصنوعی: اگر پشهای در خرطوم مگس بیفتد، باعث میشود که مگس از آن آش لذیذ بینصیب بماند.
نیم شب خوان کشد به خانه و بس
که نه پشه ست آن زمان نه مگس
هوش مصنوعی: نیمه شب، آرامش خاصی به خانه میآید، زیرا در آن ساعت نه پشهای وجود دارد و نه مگسی که موجب مزاحمت شود.
بعد ازان سوی جامه اش نگریست
گفت در جامه چاکت این همه چیست
هوش مصنوعی: پس از آن، به لباس او نگاهی انداخت و گفت: در لباس تو این همه چاک و پارگی چیست؟
گرچه بر خوردنی نیی فیروز
باری این چاک های جامه بدوز
هوش مصنوعی: اگرچه تو به چیزی رسیدنی نیستی، اما خوشبختانه میتوانی این شکافهای لباس را بدوزی.
گفت بر سوزنی ندارم دست
که توان خرقه ای به هم پیوست
هوش مصنوعی: او میگوید که من نمیتوانم چیزی را به هم وصل کنم و به قدری ناتوان هستم که حتی برای یک سوزن هم دسترسی ندارم.
خواجه ام را ز بصره تا بغداد
گر بود پر ز سوزن پولاد
هوش مصنوعی: اگر خواجهام از بصره تا بغداد پر باشد از سوزنهای پولادین، یعنی اگر در این مسیر نیازمندیهایش به بهترین و باکیفیتترین چیزها باشد، به خاطر علاقه و احترام به او، هر آنچه که در توان دارم برای او فراهم میکنم.
پس ز کنعان بیاید اسرائیل
همره جبرئیل و میکائیل
هوش مصنوعی: پس از سرزمین کنعان، اسرائیل همراه با جبرئیل و میکائیل خواهد آمد.
خانه کعبه را کنند گرو
چند روز اوفتند در تگ و دو
هوش مصنوعی: خانه کعبه را به عنوان گرو میگذارند، اما بعد از مدتی در مشکلات و تنگناها قرار میگیرند.
تا به آن جست و جوی پی در پی
سوزنی عاریت کنند از وی
هوش مصنوعی: برای آنکه به تلاش و جستجوی مداوم ادامه دهیم، از او به اندازه یک سوزن امانت میگیریم.
تا زند بخیه درزی چالاک
آنچه بر یوسف از قفا شده چاک
هوش مصنوعی: بخیاط ماهر با دقت و مهارت خود زخمها و پارههای لباس یوسف را که از پشت بدنش ایجاد شده به خوبی ترمیم میکند.
ندهد سوزن آن فرومایه
نکند شادشان ازان وایه
هوش مصنوعی: هرگز یک انسان پست نمیتواند شادی و خوشحالی را به دیگران هدیه دهد.
بفسرد از توهم آن غر زن
که شود سوده ناگه آن سوزن
هوش مصنوعی: اینجا به کسی اشاره شده که اگر به خیال و توهم بیش از حد توجه کند، ممکن است از واقعیت منحرف شود و به ناگاه به نقطهای برسد که متوجه آسیب یا مشکلی بزرگتر شود. در واقع، بیمورد غُر زدن و نگرانی کردن از مسائل بیاساس میتواند او را در موقعیتی ناخوشایند قرار دهد.
گیردش لایزال تب لرزه
زان تبش در خیال صد هرزه
هوش مصنوعی: او همیشه دچار تب و لرز است و آن تب خیالهای بیهودهای را در ذهنش ایجاد میکند.