برگردان به زبان ساده
بر در بارگاه یا سر راه
داد خواهد ز من به ناله و آه
هوش مصنوعی: در برابر دروازه ی کاخ یا در مسیر، درخواست عدالت از من با ناله و آه خواهد شد.
بنهم گوش خود به فریادش
بدهم همچو عادلان دادش
هوش مصنوعی: گوشم را به فریادش میسپارم و مثل آدمهای عادل از حق او دفاع میکنم.
یا چو خیزد نفیر محتاجی
دیده ز احداث دهر تاراجی
هوش مصنوعی: وقتی نیازمندی فریاد میکشد، چشمانش گواه و نشانههایی از ویرانیهای زمان را میبیند.
کار او را دهم ز بخشش ساز
ناامید از درم نگردد باز
هوش مصنوعی: من کار او را به خاطر بخشش انجام میدهم و او ناامید نمیشود و به من مراجعه نخواهد کرد.
خسروی را که بود صاحب هوش
بسته شد از سماع روزن گوش
هوش مصنوعی: فرهیختهای که دارای عقل و درایت است، از شنیدن نواها و آواهای زیبا جدا شده و در خود فرو رفته است.
نه طبیبان علاج دانستند
نه حکیمان دوا توانستند
هوش مصنوعی: نه پزشکان توانستند درمانی ارائه دهند و نه حکیمان قادر به فراهم کردن دارو شدند.
جزع بی قیاس ظاهر کرد
فزع بی شمار پیش آورد
هوش مصنوعی: بیتابی و وحشت بینظیری در او ظاهر شد و دشواریهای زیادی را به همراه آورد.
نیکخواهی به فضل و علم علم
گفت کای خسرو ستوده شیم
هوش مصنوعی: نیکخواهی و فضیلت در علم و دانش، تو را به ستایش و تحسین میرساند، ای پادشاه بزرگوار.
گر ز ده حس یکی کم است تو را
دل چرا بسته غم است تو را
هوش مصنوعی: اگر یکی از حواس پنجگانهات کم باشد، چرا دل تو به غم بسته است؟
این همه شور و اضطراب که چه
وین همه ترک خورد و خواب که چه
هوش مصنوعی: این همه هیجان و دلشوره برای چیست و این همه تکهتکه شدن و خوابیدن برای چه؟
شکر می کن کزانت دردی نیست
بر ضمیرت ز درد گردی نیست
هوش مصنوعی: تشکر کن که در وجودت دردی وجود ندارد و از دردها دوری.
رستی از رنج ناخوش آوازان
جستی از دام کید غمازان
هوش مصنوعی: شخصی از رنج و زحمتهای کسانی که صدای ناپسندی دارند، رهایی میيابد، همانطور که پرندهای از دام فریبدهندگان آزاد میشود.
بر دلت بس ز نور صدق فروغ
بسته شو گو ره هزار دروغ
هوش مصنوعی: بر دل خود با نور صداقت روشنایی بیاور و از گمراهیهای فراوان دوری کن.
گوش اگر رفت هوش باقی باد
گفت و گوی سروش باقی باد
هوش مصنوعی: اگر گوش ما نرود و نشنود، باقی ماندهی عقل و هوش ما باشد و گفتگو و پیام الهی همچنان برقرار بماند.
شاه گفت ای دلت به دانش خوش
وز تو روشن ضمیر دانش کش
هوش مصنوعی: شاه به فرد میگوید: ای کسی که قلبت به دانش و علم خوشحال است، با بهرهگیری از دانش، ذهنت را روشنگر کن.
نه مرا گوش بهر آن باید
که بدان بانگ مطربان آید
هوش مصنوعی: من نیازی به گوش دادن به نغمههای مطربان ندارم.
به نوای طرب کنم آهنگ
بشنوم صوت عود و نغمه چنگ
هوش مصنوعی: من با نغمههای شاد و دلنشین، آهنگ را میشنوم و صدای عود و نغمههای چنگ را استماع میکنم.
رقص را در درونه جای دهم
بر بساط نشاط پای نهم
هوش مصنوعی: میخواهم رقص را در درون خودم جایی به نمایش بگذارم و بر روی سفره شادابی قدم بگذارم.
گوشم از بهر آن بود در کار
که اگر بر کسی رسد آزار
هوش مصنوعی: گوش من برای این بوده است که اگر به کسی آسیبی برسد، آن را بشنوم و کمک کنم.