برگردان به زبان ساده
زد حکیمی به طرف باغ قدم
دید زاغ و کبوتری با هم
هوش مصنوعی: یک حکیم به سمت باغ رفت و در آنجا دو پرنده، یکی زاغ و دیگری کبوتر، را دید که با هم در حال استراحت یا بازی هستند.
هر دو فارغ نشسته بر یک شاخ
در زبان آوری به هم گستاخ
هوش مصنوعی: دو نفر بیخیال و آرام بر یک درخت نشستهاند و در گفتگوهایشان جسارت میکنند.
مانده حیران به فهم خرده شناس
کین نه بر وفق حکمت است و قیاس
هوش مصنوعی: من در درک و فهم نکتههای کوچک و جزئی دچار سردرگمی هستم، زیرا این موضوع با حکمت و قضاوت درست همخوانی ندارد.
صحبت جنس جز به جنس که دید
الفت بی مناسبت که شنید
هوش مصنوعی: گفتوگو دربارهی موضوعات همجنس معمولاً مناسبتر است، چرا که علاقه و همنشینی تنها در مورد چیزهای مرتبط به وجود میآید.
ناگه از شاخ آمدند فرو
به تمنای آب بر لب جو
هوش مصنوعی: ناگهان از شاخه فرو آمدند تا در پی آب، لب به جوی بزنند.
بر سر خاک در شتاب شدند
لنگ لنگان به سوی آب شدند
هوش مصنوعی: در کنار قبر، با شتاب و دیر به سمت آب رفتند، همراه با ناتوانی و زانوزدگی.
دید از آنجا که تیز فرهنگیست
که میانشان مناسبت لنگیست
هوش مصنوعی: نگاهی به آنجا بینداز که آگاهی و فرهنگ قوی وجود دارد، ولی در میان آنها برخی از افراد به خوبی با یکدیگر ارتباط ندارند و همخوانی ندارند.
لنگی پا رساند بر همشان
در تکاپوی ساخت همدمشان
هوش مصنوعی: پایشان ناتوانی به جمع دیگران پیوسته و در تلاشند تا برای خود دوستی پیدا کنند.
که تو را شوق آن شود جامی
که رهی همچو میوه از خامی
هوش مصنوعی: شوق تو به نوشیدن جامی است، همانند میوهای که از خامی و نارسایی به پختگی و کمال رسیده باشد.
شیوه نارسیدگان بگذار
رسم و راه رسیدگان بردار
هوش مصنوعی: روش و سلوک کسانی که هنوز به مقصد نرسیدهاند را کنار بگذار و آداب و راه و رسم کسانی را بپذیر که به هدف خود دست یافتهاند.
تا ز خامی خویش و هیچ کسی
به مقام رسیدگی برسی
هوش مصنوعی: تا زمانی که خود را از نادانی و خامی بیرون نیاوری و به پختگی نرسی، نمیتوانی به مقام و مرتبهای دست پیدا کنی که قابل توجه باشد.
سوی پاکان توجهی می کن
به تکلف تشبهی می کن
هوش مصنوعی: به پاکان توجه کن و خود را با آنها مقایسه نکن.