برگردان به زبان ساده
نحویی گفت در حضور عوام
«کان » گه ناقص است و گاهی تام
هوش مصنوعی: نحوی در جمع مردم عادی گفت که کلمه "کان" گاه به صورت ناقص و گاه به صورت کامل به کار میرود.
تام از اسم بهره ور باشد
لیک همواره بی خبر باشد
هوش مصنوعی: کسی که نامی از نیکوئی دارد، ممکن است همیشه از حقیقت و واقعیتهایی که در اطرافش میگذرد، غافل باشد.
وان که ناقص بود خبردار است
خبرش همچو اسم ناچار است
هوش مصنوعی: کسی که در کارش کاستی دارد، از وضعیت خود آگاه است و این اطلاع به اندازه نام او ضروری و بدیهی است.
عامیی بانگ برکشید که هی
مولوی قول منعکس تا کی
هوش مصنوعی: شخصی فریاد زد که ای مولوی، سخنان تو به کجا میرسد و این نهی تا کی ادامه خواهد داشت؟
بی خبر را به عکس خوانی تام
با خبر را به نقص رانی نام
هوش مصنوعی: کسی که از حقیقت آگاه نیست، میتواند به سادگی هر چیزی را بپذیرد و در مورد آن دچار اشتباه شود. اما کسی که اطلاعات دقیقی دارد، میتواند نواقص و مشکلات را به وضوح ببیند و درک کند.
تام آن کس بود که با خبر است
ناقص آن کز خبر نه بهره ور است
هوش مصنوعی: آن کس که با خبر و آگاه است، کامل و تام است، ولی کسی که از خبر محروم است، ناقص و ناتوان به حساب میآید.
خبر آمد دلیل آگاهی
جهل برهان نقص و گمراهی
هوش مصنوعی: خبر و آگاهی دلیل بر وجود نادانی و جهل است، زیرا ندانستن نشانهای از کمبود و اشتباه در راه است.
پیش ارباب دانش و عرفان
کی بود این تمامی آن نقصان
هوش مصنوعی: در حضور استادان علم و معرفت، این مسأله کماهمیت است که کسی چه نواقصی دارد یا در چه وضعیتی قرار دارد.
صوفیی بود دور بنشسته
عقد صحبت ز خلق بگسسته
هوش مصنوعی: یک عارف در گوشهای نشسته و از ارتباط با مردم فاصله گرفته است.
لب گشاد و در حقیقت سفت
گفت خوش نکته ای که نحوی گفت
هوش مصنوعی: لبی گشاده و در عین حال حقیقی و محکم گفت: خوشا به حال کسی که نکتهای را به خوبی درک کرده است.
کامل و تام آن بود الحق
که در اسم حق است مستغرق
هوش مصنوعی: در حقیقت، آنچه که به عنوان "حق" شناخته میشود، به صورت کامل و تمام در آن وجود دارد.
ساخت حق ز اسم خویش بهره ورش
نیست از حال ماسوا خبرش
هوش مصنوعی: حق به وجود خودش وابسته است و کسی که از آن بهرهمند میشود، از حال و احوال دیگران هیچ اطلاعی ندارد.
وان که ناقص فتاد اسم خدا
نکندش بی خبر ز غیر و سوا
هوش مصنوعی: کسی که در وجودش نقصی وجود دارد، نمیتواند نام خدا را بر زبان آورد و از غیر او بیخبر باشد.
نشود محو اسم حق اثرش
باشد از غیر اسم حق خبرش
هوش مصنوعی: اگر نام حقیقت در دل انسان حک نشده باشد، اثر آن در زندگی او قابل مشاهده نیست و او از دیگران هیچ خبری از حقیقت ندارد.
متکلم سه و کلام یکی
نیست کس را درین مقام شکی
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که اگر سه نفر صحبت کنند، صحبتهای آنها یکی نیست و هیچکس در این مورد تردیدی ندارد. هر فردی نظرات و دیدگاههای خود را دارد و در نتیجه، کلام آنها نمیتواند یکسان باشد.
هر کسی زان کلام کامده پیش
معنیی خواسته مناسب خویش
هوش مصنوعی: هر فردی بر اساس درک و خواسته شخصی خود از یک سخن یا پیام خاص بهره میبرد و آن را به نوعی شخصیسازی میکند.
وین خلافی که می شود مفهوم
هست ناشی ز اختلاف فهوم
هوش مصنوعی: این اتفاقاتی که پیش میآید و با هم تفاوت دارد، ناشی از تفاوت در درک و فهم افراد است.