برگردان به زبان ساده
دورگشت از من آنکه جانم بود
زنده بی جان همی ندانم بود
هوش مصنوعی: آنکه باعث حیات روح من است، در دوری از من چه حالتی دارد؛ هرچند خود را زنده میداند، من نمیدانم او چگونه بیجان است.
دل ز من برگرفت بی سببی
آنکه جان من و جهانم بود
هوش مصنوعی: دل من بدون هیچ دلیلی از من کنارهگیری کرد، در حالی که جان من و همه دنیایم به او وابسته بود.
جان سپردم بدو چو میدیدم
که همه قصد او بجانم بود
هوش مصنوعی: وقتی میدیدم که همه چیز به خاطر او و برای اوست، جانم را به او تقدیم کردم.
نیست در خورد خاکپایش لیک
چه کنم دسترس بدانم بود
هوش مصنوعی: در زیر پای او چیزی نیست، اما چه کنم، نتوانم دسترسی به او داشته باشم.
گوئی اندر فراق ما چونی
چه دهم شرح چون توانم بود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در غم جدایی ما چطور میتوانم احساساتم را توصیف کنم، وقتی که خودم از بیان آن ناتوانم.
گر کسی گوید آن فغان ز که بود
شاید ار گویم از فلانم بود
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید آن ناله و فریاد از کیست، شاید بتوانم بگویم که از فلانی است.