برگردان به زبان ساده
تا خط تو رخت بیرون میکشد
ناله من سر بگردون میکشد
هوش مصنوعی: هرگاه خط نوشته تو از دل من بیرون میآید، ناله و غم من به آسمان میرود.
زلف تو همچون مهندس بررخت
هر زمان شکلی دگرگون میکشد
هوش مصنوعی: موهای تو مانند هنرمند یا طراح در هر زمانی شکلی تازه و متفاوت به خود میگیرد.
خاک پایت خیمه بر مه میزند
آب چشمم سر بجیحون میکشد
هوش مصنوعی: خاک پای تو مانند چادرش در آسمان ستارهها برپا شده است و اشکهای من به سوی زمین روان میشود.
با که داند گفت دل جز با لبت
جورها کز زلف شبگون میکشد
هوش مصنوعی: دل نمیداند با که صحبت کند، جز با لبهای تو که از زلفهای تیره و سیاه شب الهام میگیرد.
بار تو کش چرخ نتواند کشید
خود نپرسی کاین دلم چون میکشد
هوش مصنوعی: بار سنگینی که بر دوش من است، چرخ فلک نمیتواند آن را تحمل کند. خودت هم نمیپرسی که چرا دلم اینگونه به شدت میتپد و میکشد؟
از فلک هرگز کشیده کی بود
دل ز هجرت آنچه اکنون میکشد
هوش مصنوعی: از آسمان هرگز دل به دوری و هجرت نمیزد، اما اکنون چه مشکلی را متحمل میشود.
دل که گفت از غم فشاندم آستین
دامن از هجر تو در خون میکشد
هوش مصنوعی: دل میگوید از غصه آستینم را بالا زدم و دامنم را از جدایی تو در خون میزنم.