برگردان به زبان ساده
وای ای دوست که بیوصل تو عیشم خوش نیست
چون بود خوش که مرا آن دورخ مهوش نیست
هوش مصنوعی: ای دوست، چقدر حال و روزم بد است وقتی که تو در کنارم نیستی. چه لذتی میتواند وجود داشته باشد در حالی که آن چهرهی زیبا و دلنشین تو در کنارم نیست؟
بر رخت آتشی از عشق برافروخته اند
کیست کش از پی دل نعل درین آتش نیست
هوش مصنوعی: بر چهرهات شعلهای از عشق شعلهور شده است. چه کسی است که بدون دلباختگی و عشق، بتواند در این آتش قدم بگذارد؟
چه کند ماه که درششدرحسن از تو بماند
که همه نقش مه و پروین بیش از شش نیست
هوش مصنوعی: ماه چه کاری میتواند انجام دهد که زیباییات در چشمها بماند، در حالی که همه زیباییهای آسمان و ستارهها بیشتر از شش نیست.
بهر یکبوسه که جان داده ام آنرا ببها
اینهمه ناخوشی انصاف بده هم خوش نیست
هوش مصنوعی: برای هر بوسهای که به خاطرش جان دادهام، حیف است که به این اندازه درد و رنج بکشم، انصاف بده که حتی این هم خوشایند نیست.
چند بی فایده فریاد کنم کاندر شهر
هیچکس را غم این سوخته غمکش نیست
هوش مصنوعی: چند بار میتوانم بیفایده داد بزنم که در این شهر هیچکس به درد و غم من نمیرسد و کسی برای این دل سوخته من نگران نیست؟
هان بپرهیز ز تیر سحر من که مرا
هیچ تیری بجز از یارب در ترکش نیست
هوش مصنوعی: هوشیار باش که از تیرهای من در صبحگاهان بپرهیزی، چون هیچ تیری جز "یارب" در کمان من وجود ندارد.