شمارهٔ ۱۶۶
جمالالدین عبدالرزاق
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۶۶
سخت آشفته جمال خودی
ورچه نوعیست این زبیخردی
قصد جانم چرا کنی چندین
نه بدین شرط دل همی ستدی
با من این شکل میکنی یا خود
با همه کس چنین ترانه زدی
هر دمم بی وفا همی خوانی
راست گفتی هزار بار خودی
تا چه نیکی بجای من کردی
تا چه کردم بجای تو ز بدی؟
شمارهٔ ۱۶۵: زهی بیوفا خود نگویی کجایی
شمارهٔ ۱۶۷: مرحبا شادا زهی ای مه درآی
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سخت آشفته جمال خودی
ورچه نوعیست این زبیخردی
هوش مصنوعی: به خودت رحم کن و نگذار که زیباییات به خاطر بیخردیات آسیب ببیند.
قصد جانم چرا کنی چندین
نه بدین شرط دل همی ستدی
هوش مصنوعی: چرا به جان من قصد داری، در حالی که دل من را هم به این شرایط نمیگیری؟
با من این شکل میکنی یا خود
با همه کس چنین ترانه زدی
هوش مصنوعی: تو با من اینگونه رفتار میکنی یا اینکه با دیگران هم همینطور به این شکل صحبت کردهای؟
هر دمم بی وفا همی خوانی
راست گفتی هزار بار خودی
هوش مصنوعی: هر لحظه مرا به نفاق و بیوفایی متهم میکنی، و این را هزار بار درست گفتهای که خودت نیز همینگونه هستی.
تا چه نیکی بجای من کردی
تا چه کردم بجای تو ز بدی؟
هوش مصنوعی: تا چه اندازه خوبی در حق من کردی، و من چه کارهای بدی در حق تو انجام دادم؟