برگردان به زبان ساده
چشم من چون بخت تو ناخفته به
کار من چون زلف تو آشفته به
هوش مصنوعی: چشم من مانند بخت تو بیخبر از حال من است و کار من مانند زلف تو به هم ریخته و آشفته است.
فنتهٔ دلهاست چشم مست تو
شاید ار خفته است فتنه خفته به
هوش مصنوعی: چشم زیبا و افسونگر تو باعث شگفتی و تلاطم دلهاست. ممکن است که این فتنه و آشفتگی در دلها، حتی در خواب هم وجود داشته باشد.
چند گوئی من چه کردستم؟ بگوی!
آنچه با من کردهای ناگفته به
هوش مصنوعی: چند بار باید بگویم که چه کارها کردم، بگذار بگوید آنچه را که با من کرده و هنوز بازگو نکرده است.
دل ببردی جان اگر خواهی ببر
ناوک تو بر نشانه خفته به
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دل کسی را تسخیر کنی، با تیر محبت خود به هدف بزن که در دل او خوابیده است.
گفتی از من در دعا تقصیر نیست
سینه از چونین محالی رفته به
هوش مصنوعی: تو گفتی که در دعا از من قصوری نیست، اما از دل من چیزهایی از این نوع دور شده است.
با تو سر اندر میان خواهم نهاد
کز طبیبان درد را ننهفته به
هوش مصنوعی: من با تو دربارهی درد و مشکلم صحبت خواهم کرد و هیچ پنهانکاری از تو نخواهم داشت.