برگردان به زبان ساده
گفتم از دست عشق جان بردم
خود کنون پای در میان بردم
هوش مصنوعی: گفتم که از عشق بلایی به جانم رسیده است، حالا خودم را در میانه راه میبینم.
طعنه دشمنان بشست ولیک
آنچه از دست دوستان بردم
هوش مصنوعی: دشمنان هر چه میخواستند بر من ایراد گرفتند و آزارم کردند، اما آنچه از جانب دوستانم به من آسیب رسید، دردناکتر بود.
عاشقم این همه قناعت چیست
گر روان را در آسمان بردم
هوش مصنوعی: عاشق هستم و از این همه سادهزیستی تعجب میکنم؛ اگر روحم را به آسمان ببرم چه اهمیتی دارد؟
دوش دیدم خیال او در خواب
بس خجالت که آنزمان بردم
هوش مصنوعی: دیشب در خواب تصویری از او را دیدم و خیلی شرمنده شدم، زیرا در آن لحظه فرصتی برای ابراز احساسات نداشتم.
گفت با این همه بخفتی هم
والله ار بر تو این گمان بردم
هوش مصنوعی: او گفت: با این همه حوادث و مشکلات، تو خوابیدی! راستش را بخواهی، اگر به تو چنین گمانی بردم.
دیده گر خون شود ز غم شاید
که من از وی نه این نه آن بردم
هوش مصنوعی: اگر چشمهایم از غم پر از اشک شوند، شاید نشان دهد که من از آن شخص نه این چیز را خواستم و نه آن چیز را.