برگردان به زبان ساده
زهی ز فر تو سر سبز چرخ مینارنگ
ز مقدم تو سپاهان گرفته صد اورنگ
هوش مصنوعی: به به از شکوه تو، که آسمان به خاطر زیباییات مانند درختی سرسبز است. رنگین کمان به خاطر تو، از مقدم تو سپاهان، صد رنگ و جلوه به خود گرفته است.
خلاصه همه عالم شهاب دین خالص
که مثل او ننماید سپهر آینه رنگ
هوش مصنوعی: خلاصهی همه چیز در دنیا، همان دین خالص و راستین است که نظیرش در آسمان وجود ندارد و همچون یک آینه رنگین نمایان است.
فلک ز قدر تو اندخته بسی رفعت
خرد زرای تو آموخته بسی فرهنگ
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر ارزش تو بسیار بلندمرتبه شده و خرد تو را آموزش داده است.
سوی مدارج مدح تو بال خاطر سست
سوی مصاعد قدر تو پای فکرت لنگ
هوش مصنوعی: به سمت مقامهای بلند تو، خاطر من در ناپایداری است و در راه عظمت تو، اندیشهام ناتوان و لنگ است.
بلند قدر تو خواندست اوج گردون پست
فراخ جود تو کردست کار کانها تنگ
هوش مصنوعی: عظمت و مقام تو به اندازهای است که فضای بالا را هم تحت تأثیر قرار داده است و بخشندگی و سخاوتمندیات باعث شده تا چیزهایی که در دنیای محدود وجود دارد، کم و تنگ به نظر برسند.
ز آفتاب کمال تو مهر یک ذره
ز منجنیق نکال تو چرخ یک خرسنگ
هوش مصنوعی: از تابش خورشید وجود تو، محبت و نیکوییات را به اندازهای کوچک بیرون بکش، مانند پرتاب سنگی از منجنیق.
سمند بختت و سیر فلک فراخ عنان
کمند عزمت و دست قضا دراز آهنگ
هوش مصنوعی: تقدیر و سرنوشتت مانند اسبی تندرو و آسمان پهناور است که به سوی خواستههایت حرکت میکند و ارادهات نیز مستحکم و قوی است.
بود بدست تو اندر حسام جان آهنج
بدانصفت که بود در میان بحر نهنگ
هوش مصنوعی: در دستان تو، مانند حسام (شمشیر) جان آهنگ وجود داشت؛ همانطور که در میان دریا، نهنگ (موجود بزرگی) حضور دارد.
زمین بوقت درنگ و زمانه گاه شتاب
زعزم و حزم تو آموخته شتاب و درنگ
هوش مصنوعی: زمانی که زمین بایستد و دنیا به سرعت پیش برود، تو از عزم و ارادهات آموختهای که گاهی باید شتاب بگیری و گاهی نیز باید صبر کنی.
ز بیم لرزه در اجزای کوهها افتد
چو بر نهی تو بشاخ گوزن تیر خدنگ
هوش مصنوعی: اگر تو تیر را به شاخ یک گوزن بیفکنی، با ترس و لرزهای که در دل کوهها میافتد، آن را به یاد میآوری.
ز سهم تیغ تو بدخواه تو ز قید حیاة
گر یختست از انسوی مرگ صد فرسنگ
هوش مصنوعی: به خاطر نیروی تـو، دشمنان تو از ترس جان خود فرار میکنند، حتی اگر فاصلهاشان تا مرگ صد فرسنگ باشد.
از انکه خاست چوتو تیغزن ز آل حبش
ز تیغ هندی ترکان همی برآمد زنگ
هوش مصنوعی: شخصی که با سلاح و قدرت به مقابله برخاسته، همانند یک شمشیرزن از سرزمین حبشه است که با تندی و شجاعت از شمشیرهای هندی و ترکها عبور کرده و در میدان جنگ حاضر شده است.
گه شکار چنان خون چکانی از دل شیر
که روی چرخ منقط شود چو پشت پلنگ
هوش مصنوعی: گاهی اوقات تو آنقدر به شکار میروی و از دل شیر خون میریزی که صورت آسمان پر از لکه و ناپاکی میشود، انگار که پشت پلنگی زخمی شده است.
نسیم خلقت اگر بگذرد بچین نه عجب
که جان پذیر شود دردیار چین سترنگ
هوش مصنوعی: اگر نسیم خلقت بگذرد، تعجبی ندارد که جان در دیار چین به رنگ و بویی دیگر درآید.
جز از برای وجودت که عالم معنی است
قلم صحیفه ابداع را نزد بیرنگ
هوش مصنوعی: تنها به خاطر وجود تو که جهان معنایی دارد، قلم نگارش ابداع را در نزد کسی که بیرنگ است، قرار نده.
نفاد امر تو انگیخته فلک را سیر
شکوه حلم تو آموخته زمین را سنگ
هوش مصنوعی: کارهای تو چنان تأثیری بر آسمان گذاشته که آن را به حرکت درآورده و صبر و بردباری تو را زمین به سنگها آموخته است.
خدای داند کز غیبت رکاب شریف
همی نمود همه نوش عیش ما چو شرنگ
هوش مصنوعی: خدا میداند که در غیبت وجود پر ارج و نامدارش، همه لذتهای زندگیام مثل زهر تلخ شده است.
میان صبر و دل از آرزوی توصد میل
میان دیده و خواب از فراق تو صد جنگ
هوش مصنوعی: در دل و جان من آرزوی تو که پر از صبر است، صدها آرزو و تمنا وجود دارد. همچنین، میان نگاه و خواب من، به خاطر دوری تو، هزاران جنگ و درگیری در میگیرد.
ز ضعف همچون کلک و زسوز همچون شمع
ز گریه همچو صراحی ز ناله همچون چنگ
هوش مصنوعی: از ناتوانی شبیه پرندهای ضعیف، و از سوز و درد شبیه شمعی ذوبشونده، و از اشک مانند پیالهای پر از آب، و از ناله و آوای دلنواز مانند صدای چنگی میباشم.
چو نقطه بی تو همه طول و عرض کرده رها
چو غنچه بی تو بخود در گریخته دلتنگ
هوش مصنوعی: عندما تو را ندارم، همه چیز بیمعنا و خالی به نظر میرسد. مانند غنچهای که بدون تو در خود پنهان شده و احساس ناراحتی میکند.
ز انتظار چو نرگس نهاده چشم براه
ز شوق همچو ترازو نهاده بر دل سنگ
هوش مصنوعی: در انتظار محبوب، مانند نرگسی که چشم به راه است، با شوقی همچون ترازویی که بر دل سنگین قرار داده شده، به زیبایی احساسات و عواطف خود میپردازم.
ز خواب دیده همیداشت بی خیال تو شرم
دهان ز خنده همیداشت بی جمال تو ننگ
هوش مصنوعی: در خواب هم که به یاد تو بود، بیخیالی از تو داشت و لبخندش از خندهای که به خاطر نداشتن چهرهات بود، شرمگین بود.
هزار منت و شکر خدای عز و جل
که باز کردست اقبال سوی ما آهنگ
هوش مصنوعی: هزار بار شکر گزاری میکنم از خداوند بزرگ که بار دیگر بخت و اقبال به سوی ما روی آورده است.
بدولت تو ازین پس بچرخ دون با ما
نه نیش یازد عقرب نه کج رود خرچنگ
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و رحمت تو از این پس دنیای ما به دور از تلخیها و مشکلات خواهد بود؛ نه زخمزبانهایی مانند نیش عقرب خواهیم داشت و نه انحرافات و مشکلاتی مشابه خرچنگ.
همیشه تا که پدید آید از مدار فلک
گهی طلایه روم و گهی طلایه زنگ
هوش مصنوعی: در زندگی، همواره تغییرات و نوساناتی وجود دارد؛ گاهی اوقات اوجهای موفقیت و شادمانی را تجربه میکنیم و گاهی اوقات با مشکلات و چالشها روبرو میشویم.
کمینه پایه جاه تو باد نه گردون
کهینه چاکر قدر تو باد صد هوشنگ
هوش مصنوعی: میزان مقام و جایگاه تو باید کمتر از آسمان کهن باشد، و من باید به ارزش و مقام تو احترام بگذارم، چون تو به اندازهای بزرگ و ارزشمند هستی که مانند هوشنگ (شاه حکایات) در تاریخ میمانی.
دل عدوی تو از جور آسمان مجروح
نه آنچنان که شود ملتئم بمرد اسنگ
هوش مصنوعی: دل دشمن تو از مشکلات و ناملایمات آسمان زخمخورده است، اما نه به گونهای که مانند مردی از سنگ باشد و هیچ احساسی نداشته باشد.