برگردان به زبان ساده
ای که از لطف جهان جانی
فرخ آنکس که توأش جانانی
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر لطف و محبت جهان، زندگی خوبی داری، تو نفرین میکنی اگر با تو محبوبی نباشد.
مجلس افروزنگاری تو ازان
چون گل و شمع و قدح خندانی
هوش مصنوعی: تو در مجلس به مانند گل، شمع و می، روشنایی و شادی میآوری.
هیچ دانی بچه ماند رویت
من ندانم تو بگو گر دانی
هوش مصنوعی: آیا میدانی که من چه احساسی به تو دارم؟ من نمیدانم، اگر تو میدانی، بگو.
به چارده؟ والله که نی
کی بود ماه بدین رخشانی
هوش مصنوعی: به عدد چهارده؟ سوگند به خدا که هیچگاه چنین ماهی به این روشنی نبوده است.
آفتاب فلک و یوسف مصر؟
نه بجان تو که صد چندانی
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره میشود که اگرچه آفتاب و زیباییهای مختلفی وجود دارند، هیچیک به اندازه زیبایی تو اهمیت ندارد. به عبارتی، زیبایی و درخشندگی تو از همه چیز بیشتر است و نمیتوان به چیزهای دیگر مانند آفتاب یا یوسف مصر، که نماد زیباییها هستند، اهمیت داد.
مثل تو چون نبود در عالم
چو نتوان گفت فلان را مانی
هوش مصنوعی: در دنیا مانند تو وجود ندارد، چون نمیتوان کسی را به تو تشبیه کرد.
عاشقان را بطراوت روحی
صوفیان را بلطافت جانی
هوش مصنوعی: عاشقان از سرزندگی روحی برخوردارند و صوفیان به لطافت و نرمی جان شناخته میشوند.
لب شیرین ترا گویم چیست
هست یاقوت ولی رمانی
هوش مصنوعی: لبهای شیرین تو چه ویژگیای دارند، همانند یاقوت هستند اما تو را دلربا میکنند.
دور از روی تو رنجورم سخت
رنجه شو یکره اگر بتوانی
هوش مصنوعی: من به شدت از دوریات رنج میبرم، اگر میتوانی کمی به من آرامش بده.
یا تفضل کن و یکباره بکش
تا ازین درد سرم برهانی
هوش مصنوعی: لطفاً یا یکجا این درد را تمام کن و مرا از این رنج رهایی بخش.
دیده خون گشت ز خود رائی خویش
دل بغم سوخت ز نافرمانی
هوش مصنوعی: چشمم از خودخواهی به اشک درآمد و دلم از نافرمانی به درد آمد.
آخر از روی منت ناید شرم
که بخواری ز برم میرانی
هوش مصنوعی: در نهایت، به خاطر لطف و محبتت، شرمنده نمیشوم که تو با موقعیت بالایی که داری، مرا به ذلت میاندازی.
من که مدح قوام الدینم
زهره داری که مرا رنجانی
هوش مصنوعی: من که به خاطر قوام الدین تو را ستایش میکنم، چرا میخواهی مرا آزار بدهی؟
صدر عالم سر احرار جهان
که ندارد بجهان در ثانی
هوش مصنوعی: سرآمد و برجسته عالم، شخصیتهایی هستند که آزادی و شکوه خاصی دارند؛ آنها هیچ نیازی به دنیا و مسائل آن ندارند و در مقایسه با دیگران، مستقل و آزاد فکر میکنند.
گوهر پاکش چون روح ملک
فارغ از غائله شیطانی
هوش مصنوعی: جوهر خالص او مانند روحی است که از مشکلات و وسوسههای شیطانی آزاد است.
ای که در بحر سخائی کشتی
ویکه هنگام غضب طوفانی
هوش مصنوعی: ای آنکه در دریای generosity (بخشش) چون کشتیای، و وقتی که خشمگین میشوی، طوفانی به پا میکنی.
عزم وقادت چون سیر فلک
خالی از حادثه کسلانی
هوش مصنوعی: عزم و اراده تو مانند حرکت آسمان است که از هیچ حادثهای خالی و کسلکننده نیست.
چرخ دین را چو مه و پروینی
باغ جان را چو گل و ریحانی
هوش مصنوعی: زندگی و دین مانند ماه و ستارگان در شب به دور هم میچرخند و روح انسانی چون باغی پر از گل و ریحان زیباست.
مسند از درس تو شد لطف پذیر
منبر از وعظ تو شد روحانی
هوش مصنوعی: از محبتها و علم تو، درسهای تو به منبر تبدیل شده و به واسطه موعظههای تو، روحانی و پندآموز شده است.
به حقیقت همه روح محضی
نیست در تو صفت جسمانی
هوش مصنوعی: در واقع، در وجود تو تنها روح خالص و پاک وجود ندارد، بلکه صفات جسمانی نیز در تو وجود دارد.
چرخ تا پایه قدر تو ندید
بر نیاسود ز سرگردانی
هوش مصنوعی: چرخ هستی تا مانند تو وجود نداشته، از سردرگمی و بینوایی آرام نمیگیرد.
در سخا بحر صدف پردازی
در سخن ابر گهر بارانی
هوش مصنوعی: در generosity مانند دریا، مرواریدهایی را به زیبایی خلق میکند و در کلامش مانند ابر، جواهرات ارزشمندی را نازل میکند.
شرع چون مرکز و تو دایره
فضل چون حجت و تو برهانی
هوش مصنوعی: شرع مانند مرکز دایره است و تو مانند دایرهای هستی که فضل و علم را در کنار خود دارد، همچنان که دلیل و برهان در وجود تو نمایان است.
صورت عقلی ازین روی چو عقل
تخته غیب ز بر میخوانی
هوش مصنوعی: چهرهی عقلانی از این رو است که مثل عقل، حقایق پنهان را به روشنی میخوانی.
روی مه گشت پر از گرد کلف
بسکه بر خاک نهد پیشانی
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و درخشانش آنقدر تحت تأثیر قرار گرفته که گویی از غبار و کثیفی پر شده و به خاطر اینکه سرش را به خاک مینهد، آثار زوال و آسیب بر آن نمایان شده است.
از گهر سوز دل خورشیدی
وز شرف تاج سر کیوانی
هوش مصنوعی: از دل سوزان و گرانبها همچون خورشیدی میتابد و از افتخار تاج سر کیوان، که اسمان را زینت میبخشد.
زان کمر بست بخدمت جوزا
تا کند بر در تو دربانی
هوش مصنوعی: از آن جایی که او برای خدمت به تو آماده شده، به مانند جوزا (که نماد دو ماه در آسمان است) میخواهد در درب تو نگهبانی کند.
روح را از دم تو آسایش
آز را از کف تو مهمانی
هوش مصنوعی: نفس کشیدن به وسیلهی تو برای روح آرامش به همراه دارد و لذت و خوشی به واسطهی وجود تو به دست میآید.
جود لفظست و توأش معنائی
بخل درد است و توأش درمانی
هوش مصنوعی: بخشش به کلام و معنا نیاز دارد، در حالی که بخیل بودن تنها درد و رنج آور است و برعکس، بخشش میتواند درمانی برای این درد باشد.
بچه تشبیه کنم دست ترا
بیش از ابر و ز بحر و کانی
هوش مصنوعی: دست تو را بیشتر از ابر و دریا و منابع زمین توصیف میکنم.
بیش ازین می نتوانگفت که تو
سر فیض و کرم یزدانی
هوش مصنوعی: بیشتر از این نمیتوانم بگویم که تو منبع فضل و بخشش الهی هستی.
چرخ از جاه تو شد با رفعت
ماه از روی تو شد نورانی
هوش مصنوعی: به خاطر مقام و جایگاه تو، آسمان و فضا درخشش و زیبایی پیدا کرده است.
نور چشم همه خاص و عامی
انس جان همه انس و جانی
هوش مصنوعی: نور چشم همه انسانها و موجودات زنده، یکی هستند و همه به یکدیگر وابستهاند و در واقع، جان و روح همه، به هم پیوند خورده است.
کس نخیزد ز جهان چون تو که تو
هفت چرخی و چهار ارکانی
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند تو از این دنیا برنمیخیزد، چرا که تو هفت بار چرخیدهای و چهار پایهدار هستی.
عالم بخشش را اقلیمی
کعبه دانش را ارکانی
هوش مصنوعی: فرهنگ و علم در دنیای ما همانند کعبهای است که بخشش و بخشندگی در آن مرکزیت دارد و پایههای آن بر دانش استوار است.
در کف بخت ولی شمشیری
در دل و چشم عدو پیکانی
هوش مصنوعی: در دست بخت، شمشیری وجود دارد، اما در دل انسان درد و رنجی است و در چشم دشمن، تیر و تهدیدی دیده میشود.
پایه او ز فلک بگذاری
در هر آنکس که سری جنبانی
هوش مصنوعی: هر کسی که سرش را تکان دهد، پایه و اساس او از آسمان برچیده خواهد شد.
من چو مقبول تو گشتم پس ازین
چرخ با من نکند کشخانی
هوش مصنوعی: زمانی که محبت و توجه تو را به خود جلب کردم، دیگر دوران حوادث و مشکلات به من حمله نخواهد کرد.
تا که از ناطقه پیدا گردد
نفس را خاصیت انسانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که کلام و سخن گفته شود، ویژگیهای انسانی نفس آشکار میشود.
سر تو سبز و دلت خرم باد
روز تو عید و عدو قربانی
هوش مصنوعی: سرمهرت همیشه سبز و دل شاداب باشد، روز تو مانند عید باشد و دشمنان تو قربانی شوند.
باد جسم تو چو جان پاینده
که تو در جسم مروت جانی
هوش مصنوعی: باد در اینجا به معنای روح یا نفس توست که مانند جان پاینده و زنده است. تو در این بدن با مروت و خوبی به زندگیات ادامه میدهی.
پشت جاه تو قوی باد که تو
قوت پشت مسلمانانی
هوش مصنوعی: امیدوارم که قدرت و توانمندیات به تو کمک کند تا پشتیبان مسلمانان باشی.