برگردان به زبان ساده
بگشت گونه باغ از نهیب باد خزان
بیر باد خزان برگ شاخ و رنگ رزان
هوش مصنوعی: باغ در اثر وزش بادهای پاییزی تغییر کرده و شاخ و برگ درختان رنگ و روی خود را از دست دادهاند.
نماند قوت آذر ز سطوت آذر
برفت آب ریاحین ز صدمت آبان
هوش مصنوعی: آتش دیگر قدرتی ندارد و از شدت آتش، آب گلها از بین رفت.
بباغ تاسپه برد تاختن کردست
شدند منهزم از باغ لشگرنیسان
هوش مصنوعی: در باغ تاسپه، نیرویی به سمت دشمن حملهور شده است و لشکر نیسان در نتیجه این حمله، شکست خورده و از باغ گریخته است.
مگر که باغ باقطاع زاغ کردستند
ازانکه رخت بدر برد بلبل از بستان
هوش مصنوعی: شاید زاغها به باغ حمله کردهاند، چون بلبل به خاطر غیبتش از باغ رفته است.
چو زاغ برفکند طیلسان و خطبه کند
هزار دستان را چیست به زطی لسان
هوش مصنوعی: وقتی کلاغی که پوشش رنگارنگ دارد، شروع به سخنرانی میکند و به دیگران میگوید چه بکنند، باید دید که چه دلیلی دارد که خودش به این کار میپردازد.
ازان همی نزند سرو دست کاندر باغ
هزار دستان برگل نمیزند دستان
هوش مصنوعی: سرو تنها به دلیل اینکه در باغ هزار دستان است، به گل دست نمیزند.
چو عرصه گاه قیامت شدست ساحت باغ
که مرغ خامش گشت و درخت شد عریان
هوش مصنوعی: زمانی که روز قیامت نزدیک شود، باغی که پر از زندگی و زیبایی بود، به مکانی خالی و بیروح تبدیل میشود؛ گویی پرندهای که خاموش شده و درختان بدون پوشش باقی میمانند.
ز برک گشت زمین همچو رو یعاشق زرد
ورق ز شاخ درختان چو نامه ها پران
هوش مصنوعی: زمین به دورانی مانند چهره عاشقی زرد رنگ شده است و ورقهای خشک از درختان مانند نامههایی در حال پرواز هستند.
دل هوا مگر از جور چرخ سردشدست
و گرنه اشک چه بار دزدیده ها چندان
هوش مصنوعی: دل شاید از ظلم زمان سرد شده است، وگرنه چرا این همه اشک فرو ریخته شده است؟
مگر که باد خزانی بباغ ضرابست
که آفتابش کوره است و آبدان سندان
هوش مصنوعی: تنها در صورتی میتوان به زیبایی باغ دل خوش کرد که باد سرد خزانی آن را از بین ببرد، زیرا نور آفتابش به اندازهای کم است که حتی نمیتواند گرمای لازم را بوجود آورد.
که چون درست مکلس شدست برگ درخت
که چون سبیکه نقره ببسته آب روان
هوش مصنوعی: این بیت به طور غیرمستقیم به زیبایی و طراوت طبیعت اشاره دارد. درختی که برگهایش به درستی و به طور کامل رشد کردهاند، به مانند نقرهای که در زیر آب در حال جریان درخشش میکند، زیبا و دلنواز است. در اینجا، فرآیند رویش و سرزندگی درخت به زیبایی وصف شده و تأثیر آب روان بر این زیبایی هم مورد توجه قرار گرفته است.
و گرنه سیمگری داند ابراز چه سبب
همی فشاند نقره چو سونش سوهان
هوش مصنوعی: اگر کسی در هنر و صنعت مهارت داشته باشد، به خوبی میداند که چه عواملی باعث ایجاد زیبایی و ارزش در کارش میشود، مانند اینکه چطور باید نقره را به شکل دلخواه درآورد و صیقل دهد.
کلاه لاله که بربود و تاج نرگس کو
قبای غنچه که بر کند و پاره کرد چنان
هوش مصنوعی: کلاه لاله که برداشت و تاج نرگس کجا است؟ چنان که جامه غنچه را کند و پاره کرد.
درخت ا زچه برهنه نشست در مه دی
که در تموز همیداشت جامه الوان
هوش مصنوعی: درختی که در دیماه غرق در برف و سرماست، چرا باید برهنه باشد، در حالی که در تابستان لباسهای رنگارنگ بر تن داشت؟
چو خنده آید از زعفران چه معنی کابر
ز زعفران که بباغست میشود گریان
هوش مصنوعی: وقتی که زعفران میخندد، دیگر چه اهمیتی دارد؟ چون کس نمیداند چرا زعفران در باغ میروید و گریه میکند.
عجب نباشد اگر خشک گشت شاخ درخت
که چون نمک همه کافور مینهد بر خوان
هوش مصنوعی: جالب نیست اگر درختی خشک شود، زیرا همانطور که نمک بر سفره میپاشند، کافور نیز به آن اضافه میکنند.
مگر ز سرما گشتست روی چرخ کبود
مگر ز برف ببستست راه کاهکشان
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که سرما باعث تغییر چهره آسمان شده باشد یا برف مانع از رشد علفها شده باشد؟
ببین که ماه ز سرما چگونه میلرزد
ببین که پروین بر هم همی زند دندان
هوش مصنوعی: ببین که چگونه ماه به خاطر سرما میلرزد و ببین که ستاره پروین دندانهایش را به هم میزند.
بخر گه اندر بنشین ز بامداد اکنون
بخواه پیش و برافروز گوهری خندان
هوش مصنوعی: خریداری کن که حالا وقتش است، از صبح زود نشستهای. اکنون خواستهات را بخواه و به روشنی و شادی جواهر روشنی را برافروز.
مهیب و تند و سرافراز و تیز گردنکش
لهیب و بددل و بی تاب و سرکش و فتان
هوش مصنوعی: شخصیتی قدرتمند و با اعتماد به نفس، که سرسخت و پرهیجان است. او دارای خشم و بدبینی، بیتابی و طغیانگری است و به مانند فتن و مشکلاتی که به وجود میآورد، تاثیر زیادی بر اطرافش دارد.
لطیف جرمی نازک تنی سبک روحی
که مرگ او همه ساله بود ز خواب گران
هوش مصنوعی: لطیف و ظریف همچون دمی از روحی سبک و رهاست. هر سال، مرگ او به مانند خواب عمیقی است که بر او سایه افکند.
زمانه سیرت و گردون نهیب و دریا جوش
زمین گذار و زمان فعل و آسمان جولان
هوش مصنوعی: دنیا به طور مداوم در حال تغییر است و سرنوشت انسانها تحت تاثیر نیروهای طبیعی و اجتماعی قرار دارد. زمین و آسمان هر دو در حرکتاند و این تحولات نشاندهندهٔ جریان زندگی و تاثیر آن بر انسانهاست.
چو آفتاب جهانسوز و همچو اختر شوخ
چو روزگار لجوج و چو چرخ بی فرمان
هوش مصنوعی: مانند آفتاب که بر همهچیز میتابد و جهان را گرم میکند، و مانند ستارهای که بازیگوش و خوشحال است؛ همچنین مانند روزگاری که خودسر و ناپایدار میگذرد و مانند چرخ زندگی که بیوقفه میگردد و تابع هیچ قانونی نیست.
چو برق تیغ زن و چون اثیر صاعقه بار
چو ابر سوی هوا سرکش و چو باد دوان
هوش مصنوعی: او مانند برق تند و سریع است و همچون صاعقه با قدرت و شدت به کار میپردازد. مانند ابری که به سمت آسمان میرود و مانند بادی که به سرعت در حرکت است.
درخت افکن و خارا گذار و آهن سوز
سپهر گردش و گیتی گشای و قلعه ستان
هوش مصنوعی: درخت را به زمین بیفکن و سنگ را کنار بگذار، فلز گرم را بریز. آسمان و زمین را به گردش درآور و دژها را تسخیر کن.
اساس دوزخ نمرود و باغ ابراهیم
دلیل منزل تکلیم موسی عمران
هوش مصنوعی: اساس دوزخ نمرود و باغ ابراهیم نشانگر جایگاه و سرنوشت دو شخصیت مهم تاریخی است. همچنین، این بیت به نَبوت و ارتباط موسی با خداوند اشاره دارد، که بیانگر ارتباط میان انسان با خدا در مراحل مختلف زندگی و آزمونهای الهی است.
براو حرارت و صفر اشدست مستولی
دلیلش آنکه مر او را سیاه گشته زبان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شخص تحت تأثیر شدت حرارت و گرما قرار دارد و دلیل این وضعیت آن است که زبان او به شدت سیاه و دچار مشکل شده است. به عبارتی، حال او به خاطر حرارت شدید و مشکلاتی که تجربه کرده، به طور واضح تغییر کرده است.
اگر نه خشم گرفتست چیستش صفرا
و گرنه ترس زد او را ز چیستش یرقان
هوش مصنوعی: اگر او خشمگین نیست، پس چه چیزی باعث زردی چهرهاش شده است؟ و اگر نه، پس ترس او از چه چیزی است که به این حالت درآمده؟
بکوه ماند اگر کوه زعفران روید
بابرماند اگر ابر زر دهد باران
هوش مصنوعی: اگر کوه زعفران به عمل آید، مانند آن نیمهراه، ابر هم اگر ببارد، طلا میبارد.
چو کوه کوه عقیق و چو توده توده زر
چو پاره پاره روح و چو رشته رشته جان
هوش مصنوعی: مانند کوهی از عقیق و تودهای از طلا، همچون تکههای جداشدهای از روح و رشتههایی که جان را میسازند.
ز عکس او همه روی هوا پر از لاله
ز جرم او همه روی زمین نگارستان
هوش مصنوعی: به خاطر تصویر او، تمام آسمان پر از گلهای لاله شده و به خاطر گناه او، تمام زمین به باغی زیبا بدل گشته است.
سپید و زرد بهم در چو نرگس سرمست
سیاه و سرخ بهم در چو لاله نعمان
هوش مصنوعی: در این شعر، به زیبایی و تنوع رنگها در گلها اشاره شده است. گل نرگس با رنگ سپید و زرد خود، حالت سرمستی را به تصویر میکشد و گل لاله با رنگهای سیاه و سرخ، جذابیت خاصی دارد. این توصیفها حس زندگی و شادابی را به خواننده منتقل میکند و از دلانگیزی طبیعت سخن میگوید.
ازوست تاج سر شمع و نور چشم چراغ
بدوست رونق خرگاه و زینت ایوان
هوش مصنوعی: او سرنوشت و ارزش را برای ما به ارمغان میآورد، چراغی که روشناییبخش زندگی ماست. وجودش به ما نشاط و زیبایی میبخشد و به خانهمان رونق میدهد.
بدو بود بهمه حال نازش زردشت
وزاو بود بهمه وقت قبله دهقان
هوش مصنوعی: زردشت، در تمام حالاتش ناز و زیبایی دارد و در هر زمان، مظهر توجه و احترام کشاورز است.
بشکل همچو درختیست فرع او همه مشک
بشبه همچون کوهیست اصلش از مرجان
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر آن است که شخصی یا چیزی در ظاهر مانند درختی است که همه جوانههایش خوشبو و مانند مشک هستند، و ریشهاش مانند کوهی محکم و از مادهای قیمتی همچون مرجان تشکیل شده است. به نوعی، این تشبیه نشاندهنده ظاهری زیبا و دلپذیر است که از زیرساخت یا معانی عمیقتری برخوردار است.
پدید ازو شده غش و عیار هر دینار
عیان ازو شده رد و قبول هر رفرمان
هوش مصنوعی: از اوست که هر چیزی شکل و ظاهر میگیرد و مشخص میشود؛ همه چیز به وضوح از او سرچشمه میگیرد و رد و قبول هر گونه فرمان و دستوری نیز به همین دلیل است.
گهی چو تیغ کز آهن بود نیام او را
گهی چو لعل که از سنگ باشدش زندان
هوش مصنوعی: گاهی مانند تیغی است که از آهن ساخته شده و تیزی دارد، و گاهی مانند لعل (یک نوع سنگ قیمتی) است که در زندان سنگی خود محبوس است.
نشان معجز موسی همیدهد ا زخویش
که از نخست عصا بود و پس شود ثعبان
هوش مصنوعی: این بیت به بیان قدرت معجزه و تغییر درونمایهاش اشاره دارد. ابتدا عصای موسی به سادگی یک عصا بود، اما با فرمان خداوند به معجزهای بزرگ تبدیل شد و به ثعبان (مار بزرگ) تبدیل گردید. این مفهوم نشاندهنده قابلیت تغییر و تحولی است که میتواند در عالم وجود داشته باشد.
گر اوست اصل حرارت چراست بی سببی
بسان مردم مفلوج سال و مه لرزان
هوش مصنوعی: اگر او (خدا) منبع گرما و حرارت است، پس چرا بدون دلیل و سبب، مانند افرادی که از ضعف و ناتوانی دچار لرزش هستند، سال و ماه نیز دچار لرزش و ناآرامی میشوند؟
ز سرکشی سوی بالا کند همیشه سفر
عجب مدار که ظاهر شود بر او خفقان
هوش مصنوعی: دیوانگی و سرکشی او سبب میشود که همواره به سمت بالا بیفتد. تعجب نکن که این حالت در او باعث میشود دچار سکوت و بیحالی شود.
شعاع جرم لطیفش میان ظلمت دود
نشان جان فرشته است در تن شیطان
هوش مصنوعی: نور و انرژی که از جسم ظریف او میتابد، در میان تاریکی و دود، نشاندهنده روح فرشتهای است که در بدن شیطانی جا گرفته است.
بطبع گرم و بپایه بلند چون خورشید
بچهره زرد و بجامه سیاه چون رهبان
هوش مصنوعی: طبیعت او گرم و stature او بلند است مانند خورشید، اما چهرهاش زرد و لباسش سیاه است مانند یک راهب.
غرور داده مرابلیس را گه اناخیر
خلاص کرده سیاوش را گه بهتان
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که غرور و سرکشی افراد میتواند باعث زیان شود، همانند ابلیس که به خاطر خودبینی و غرور از رحمت الهی دور شد. همچنین اشاره به داستان سیاوش دارد که در برابر تهمتها و سختیها قرار گرفت و در نهایت مورد آزمایش قرار گرفت. به طور کلی میتوان گفت که این بیانگر خطرات ناشی از غرور و عواقب آن در زندگی انسانهاست.
چو آز هر چه خوردبیش هست گرسنه تر
عجبتر آنکه ز خوردن نمیشود عطشان
هوش مصنوعی: هر چه انسان بیشتر بخورد، نه تنها سیر نمیشود بلکه به گرسنگیاش افزوده میشود. جالبتر اینکه، از خوردن نیز نمیتواند تشنگیاش را برطرف کند.
بگرد عارض نورانیش ترا کم دود
چو زلف تافته برگرد عارض جانان
هوش مصنوعی: بگرد دور چهرهاش که مانند زلفهای تابیدهاش، سرشار از روشنی و زیبایی است و از دود و غبار دور است.
چو سند روسین شاخی ز باد در حرکت
چو کهرباگون کوهی ز زلزله جنبان
هوش مصنوعی: مانند شاخی از درخت که به خاطر باد میلرزد و حرکت میکند، یا مانند تودهای از کهربا که در اثر زلزله تکان میخورد.
بفعل همچو سپهر اندر او مضرت و نفع
بجرم همچو مه اندر فزونی و نقصان
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده که مانند آسمان، در وجود انسانها هم تاثیرات مثبت و منفی وجود دارد. مثل ماه که در حال تغییر و چرخههای مختلف است، انسانها نیز در زندگی با فراز و نشیبهایی مواجه میشوند و بسته به اعمال و رفتار خود، گاه با نفع رو به رو میشوند و گاه با ضرر.
گهی چو دونی افتاده در بن تونی
گهی چو شاهی در صدر صفه دیوان
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است انسانی در وضعیت پایین و حقیر باشد و گاهی دیگر در اوج مقام و منزلت قرار گیرد.
د راو گهر بنماید ز خویشتن یاقوت
بدو هنر بنماید عبیر و عنبر و بان
هوش مصنوعی: در دل انسان، زیبایی و ارزشهای واقعی خود را نشان میدهد؛ مانند یاقوت که با درخشش خود، هنر و زیبایی را به تصویر میکشد و عطر و خوشبویی مانند مشک و عنبر ایجاد میکند.
گهی ز دود سیاهی چو زنک یافته تیغ
گهی ز تیزی وحدت چو آب داده سنان
هوش مصنوعی: گاهی به دلیل غم و اندوه، آدمی احساس ضعف میکند و مانند زنی است که به سختی میجنگد. و گاهی در حالت روشنفکری و وحدت، توانایی و قدرتی پیدا میکند که مانند آب، نرم و روان است و همچنان میتواند قوی و تند باشد.
برنگ همچو گلست و همیشه خار خورد
بشبه هست چو لعلی همیشه مشک افشان
هوش مصنوعی: رنگش مانند گل است و همیشه در دلش زخمها دارد. در شب همچون لعل، همواره عطر خوشی را پخش میکند.
ازو نعامه تنقل کند بصحرا بر
وز او سمندر رقص آورد بهندستان
هوش مصنوعی: از او برکت و نعمت به صحرا میبرد و به خاطر او موجودی مثل سمندر در هندستان به رقص درمیآید.
همیشه در تبلرزست و میخورد همه چیز
ازان سبب که مر اورا ز احتماست زیان
هوش مصنوعی: همیشه در حال نگرانی و اضطراب است و به خاطر این نگرانی، به هر چیزی آسیب میزند.
مگر که تعزیت خویشتن بداشت ازانک
نهاد بر سر خاکستر و نشست در آن
هوش مصنوعی: شاید به خاطر اینکه در غم خود باشد، بر روی خاکستر نشسته و در آن غوطهور شده است.
ازوست مایه ارواح و ماده انوار
وز اوست جنبش حیوان و قوت ارکان
هوش مصنوعی: موجودات زنده و غیر زنده به او بستگی دارند و انرژی و حرکت آنها از او ناشی میشود.
عزیز همچو حیات و مهیب همچو اجل
شریف همچون عقل و لطیف همچون جان
هوش مصنوعی: عزیز مانند زندگی است و ترسناک مانند مرگ، شرافتمند مانند عقل و لطیف مانند روح.
چو وهم دانا تیز و چو طبع زیرک تند
چو رای پیر قوی و چه بخت خواجه جوان
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که ذهن و تفکر روشن و تیز است، به طوری که مانند یک فرد دانا و زیرک عمل میکند. همچنین به این نکته اشاره میشود که تجربه و سن نیز در قضاوت و تصمیمگیری تأثیرگذار است و در نهایت بخت و اقبال جوانان نیز نقش مهمی را ایفا میکند.
در او نهاده بدنیا خدای نفع و ضرر
بدو بود گه عقبی عقوبت ا زیزدان
هوش مصنوعی: خداوند نفع و ضرر را در او قرار داده است، گاهی نتایج خوب و بد در دنیا و عاقبت کار به دست خداوند رقم میخورد.
برادریست مر او را بخانه در دشمن
بجان چو فرصت یابد نمیدهش امان
هوش مصنوعی: برادری است که در خانهاش با دشمنی زندگی میکند. وقتی فرصتی پیدا کند، به او رحم نمیکند و او را تنها نمیگذارد.
گهی ز آهن پیراهنی کند چو زره
که فرجه ها بود اندر میان پودش و تان
هوش مصنوعی: گاهی پیراهنی از آهن میسازد، مانند زرهای که در بافت آن، فضاهایی برای تنفس وجود دارد.
هزار پاره شده پیرهن بدان تن زرد
چنانکه بر تن بیمار جامه خلقان
هوش مصنوعی: پیرهن کهنه و پارهپاره شده است و بر تن زردی افتاده، مانند لباسهای کهنهای که به تن افراد بیمار میپوشیدند.
گهی زآهن حصنی کند ولی بی سقف
پر از دریچه و روزن چو خانه ویران
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، آهن میتواند قلعهای بسازد، اما بدون سقف و پر از درها و پنجرهها، شبیه به یک خانه ویران است.
ز پنجره رخ رخشان او بدان ماند
که هست روی مهی ا زدریچۀ تابان
هوش مصنوعی: چهره زیبا و درخشان او از پنجره به بیرون میتابد و مانند روی ماه است که از میان دریچهای روشن و روشنایی بخش نمایان میشود.
گه از قناعت سازد غذای خویش از خود
گهی ز حرص و شره لقمه کرده کوه کلان
هوش مصنوعی: گاه انسان با قناعت و بسندگی، غذایی اندک برای خود فراهم میکند، و گاه آنچنان درگیر حرص و طمع میشود که لقمهای بزرگتر از نیازش را بر میدارد.
مگر که صنعت اکسیر نیک میداند
ز بس قراضه که بیرون فشاند او ز دهان
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که هنر اکسیرگری بتواند با توجه به مقدار بسیار زیادی زبالهای که بیرون میاندازد، ارزش واقعی خود را نشان دهد؟
ز کیمیاست زر او بلی ازین معنیست
که چون ز بوته برنشد ازو نماند نشان
هوش مصنوعی: از خاصیت طلا میتوان دریافت که وقتی از خاک یا گیاه استخراج میشود، هیچ نشانهای از منبع اولیهاش باقی نمیماند.
ز دست مادر او را پدرش یک بوسه
پدید گشته ازان بوسه در زمان زایشان
هوش مصنوعی: در اثر بوسهای که پدرش از مادرش گرفت، او به وجود آمد و این بوسه باعث تولدش در زمان زایش شد.
بزاد حالی و در مسند سیاه نشست
چنانکه خواجه آزادگان و در صدر جهان
هوش مصنوعی: او در حالتی به دنیا آمد و بر تخت سیاه نشست، مانند کسی که خود را آزاد میداند و در جایگاه برتر قرار دارد.
بزرگ مفتی اسلام رکن دین مسعود
که مثل او ننماید فلک بصد دوران
هوش مصنوعی: این بیت به ستایش یک شخصیت مهم اسلامی به نام مسعود اشاره دارد و بیان میکند که او نقش اساسی و محوری در دین دارد. همچنین تاکید میشود که هیچ کس دیگری به اندازه او در عالم وجود ندارد که چنین تاثیری داشته باشد. به عبارتی، این شخصیت به گونهای است که هیچ چیز دیگری نمیتواند با او مقایسه شود و مقام او در دین بینظیر است.
زمانه فعل و زمین حلم و آسمان رفعت
قضا نفاذ و قدر قدرت و ستاره توان
هوش مصنوعی: زمانه به فعالیت و حرکت میپردازد، زمین آرامش و بردباری را نشان میدهد، آسمان نشاندهندهی بلند مرتبهای قضا و سرنوشت است. اجرایی و تأثیرگذار بودن در انجام امور، قدرت و توانایی و همچنین ستارهها نماد قدرت و توانایی هستند.
بلند همت صدری که باسخای کفش
نمانده درویش اندر جهان کسی جز کان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که دارای اراده و همت بلندی است، هیچ ارادهای جز انجام کار نیک و بلند همت بودن ندارد. در دنیا هیچ فقیری نیست که به اندازه او در پی خیر و نیکی باشد.
گران رکابی ا زحلم او گرفت زمین
سبک عنانی از عزم او ربود زمان
هوش مصنوعی: به خاطر عقل و خرد او، بار سنگینی بر زمین تحمل شد و اراده او باعث شد که زمان از حرکت بایستد.
زهی سپهر ترا زیر پای همچو رکاب
زهی زمانه ترا زیر دست همچو عنان
هوش مصنوعی: ای آسمان، به راستی که تو زیر پای تو افتادهای، همانطور که رکاب اسب به پا میافتد. ای زمانه، تو زیر دست تو قرار داری، مانند مهار اسب که در دست است.
توئی که نام تو گشتست زینت دفتر
توئی که مدح تو گشتست زیور دیوان
هوش مصنوعی: تو هستی که نامت زینتبخش دفترهاست و ستایش تو زیور دیوانها.
خجل شدست زرای تو شعله خورشید
نهان شدست زشرم تو چشمه حیوان
هوش مصنوعی: نابرده اندوه، نعرهی شعلهی خورشید در پنهان شد و چشمهی زندگی از شرم تو، در خجلت فرو رفته است.
شدست عدل تو مردیو ظلم را یاسین
شدست جود تو مر درد فقر را درمان
هوش مصنوعی: عدالت تو موجب زندگی میشود و ظلم را به ناامیدی میکشاند، مهربانی و generosity تو درد فقر را درمان میکند.
نسیم لطیف تو بر دوست رایت دولت
سموم قهر تو بر خصم آیت خذلان
هوش مصنوعی: نسیم خوشایند تو مایهی خوشبختی دوست است و طوفان قهر تو نشانهی شکست دشمن میباشد.
کمینه شعله زرای تو چشمه خورشید
نخست پایه ز قدر تو تارک کیوان
هوش مصنوعی: شعلهی کوچک تو، مانند چشمهای از خورشید است و به اندازهای که تو ارزش داری، برتریات بر ستارهها نمایان است.
زمین بلرزد بر خویش اگر تو گوئی هین
فلک باستد بر جای اگر تو گوئی هان
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی، زمین ممکن است بلرزد و تغییر کند، و آسمان هم میتواند در جای خود ثابت بماند.
چو ابر وقت درم ریختن توئی پر دل
چو برق گاه زر افشاندن توئی خندان
هوش مصنوعی: اما زمانی که ابرها باران میبارند، تو مانند دل بزرگی هستی که احساسات را به نمایش میگذارد. و مانند رعد و برق که در لحظهای نور و زیبایی را به جهان میافشاند، تو نیز در لحظهای خنده و شادی را به همه هدیه میکنی.
بلند قدر تو بر چرخ زیر پای آورد
بقهر شیر فلک همچو شیر شادروان
هوش مصنوعی: قدرت و مقام تو باعث شده که آسمان به زیر پاهای تو بیفتد، مانند شیر خوشحال و سرزندهای که در برابر شیر قویتر از خود قرار دارد.
روان تر آمد حکم تو از سپهر و نجوم
فزون تر آمد قدر تو از زمان و مکان
هوش مصنوعی: فرمان تو از آسمان و ستارهها به وضوح بیشتر است و ارزش تو از زمان و مکان نیز بالاتر است.
ببحر و برق همی ماند آن دل و خاطر
بابر ماند و خورشید آن بنان و بیان
هوش مصنوعی: دل و خاطر انسان مانند دریا و برق ابدی است و همیشه در حرکت و تغییر است، درست همانطور که خورشید بر افراز و روشنایی میافزاید.
کسی که با تو نباشد بطبع همچون تیر
شود سیاهی چشمش بدیده در پیکان
هوش مصنوعی: کسی که در کنارت نیست، به نوعی مانند تیر میشود؛ زیرا سیاهی چشمش به شکل نقطهای در کمان تیر نمایان خواهد شد.
ملک بمدح و ثنای تو بر گشاده دهن
فلک بخدمت تو از مجره بسته میان
هوش مصنوعی: فرشتگان آسمان در ستایش و مدح تو زبان باز کردهاند و زمین و آسمان به خاطر تو آماده خدمتگزاری هستند و در میان خودشان برای تو جا باز کردهاند.
اثر ز لطف تو یحیی العظام و هی رمیم
نشان ز هیبت توکل من علیها فان
هوش مصنوعی: به خاطر مهربانی و لطف تو، استخوانهای پوسیده جان میگیرند و این نشاندهنده عظمت توست. اگر به تو توکل کنم، زندگی دوباره پیدا میکند.
مکارمت چو شمار ازل برون قیاس
بزرگیت جو صفات قدم برون ز گمان
هوش مصنوعی: جنبههای نیکوی تو را نمیتوان با شمارش آغاز جهان اندازهگیری کرد؛ عظمت تو را باید در ویژگیهای اولیهات جستجو کرد و از تصورات عادی فراتر رفت.
تراست خاصیت جود از همه عالم
چنانکه قوه نطق است در حق انسان
هوش مصنوعی: خاصیت کرم و بخشندگی به تو اختصاص دارد، همچنان که توانایی صحبت کردن برای انسان ویژگیای منحصر به فرد است.
ضمیر روشن تو یک بیک همی خواند
هر آنچه هست پس پرده های غیب نهان
هوش مصنوعی: وجدانی روشن و پاک تو به طور مداوم حقیقتهایی را در خود میخواند، هر آنچه که هست، در پس پردههای نادیدنی و پنهان زندگی میکند.
شدست طبع تو بر دفتر کرم فهرست
شدست نام تو برنامه سخا عنوان
هوش مصنوعی: قلم تو به لطف و بخشش نام و نشانی از تو را ثبت کرده و در این دفتر سخاوت، نامت درخشیده است.
ازین سخن بچنان حضرتم بیاد آمد
حدیث بصره و خرما و زیره و کرمان
هوش مصنوعی: این جمله یادآور ماجرایی است که در آن صحبت از بصره و خرما، و زیره و کرمان به میان آمده است. به نظر میرسد که اشاره به نکات خاص یا داستانهای مرتبط با این مکانها و محصولات دارند که در ذهن شنونده تداعی میشوند.
همی خری سخن خویشتن زمن ببها
چنین کنند صدور و اکابر و اعیان
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم که حرفهای خودم را به دیگران برسانم، و این کار باعث شده که بزرگان و افراد سرشناس نیز به اهمیت این سخنان پی ببرند و به آن توجه کنند.
نه بحر قطره دهد ابر را و آن قطره
بگوهری بخرد باز از بر عمان؟
هوش مصنوعی: به دریا نمیتواند حتی یک قطره به ابر بدهد، و آن قطره با چه جواهر گرانبهایی میتواند از بر عمان خرید کند؟
همای همتت ار سایه افکند بر من
بیمن دولت تو بگذرد من از اقران
هوش مصنوعی: اگر پرنده خوشبختی، بر من سایه بیفکند، با وجود اینکه تو در سرای قدرت و سعادت نیستی، من از همتایان و همرزمان خود فراتر میروم.
همیشه رونق مادح بود ز ممدوحان
که گه زنندش تحسین و گه کنند احسان
هوش مصنوعی: همیشه از محبوبان و ستایششدگان رونق و شکوفایی وجود دارد؛ زیرا گاهی به او تحسین میکنند و گاهی نیز به او نیکی میرسانند.
نسب ز ممدوحان آرند شاعران ورنه
نسب چه دارد خاقانی آخر از خاقان
هوش مصنوعی: شاعران برای مدح و ستایش افراد بزرگ و محترم همچون ممدوحان، نسب و جایگاه آنها را مورد توجه قرار میدهند، ولی در واقع جایگاه خاقانی به خودی خود و تنها به خاطر هویتش، چیزی فراتر از چنین نسبهایی است.
بروزگار تو الحق عجب همی دارم
که بر امید رهی راه میزند حرمان
هوش مصنوعی: در روزگار تو واقعا تعجب میکنم که چگونه امید به راهی روشن در دل حرمان میزند.
چو من دو دیوان آراستم بمدحت تو
چراست نام من اندر جریده نسیان
هوش مصنوعی: من دو دیوان شعر در وصف تو سرودهام، اما چرا نام من در لیست فراموشی قرار گرفته است؟
روا بود ز پی این قصیده غرا
که خاک غزنی رشک آورد باصفاهان
هوش مصنوعی: بعد از این شعر زیبا، میتوان گفت که خاک غزنی به خاطر زیبایی و شکوه اصفهان به گونهای حسادت میورزد.
همیشه تا که چو تو درفشاند ابر بهار
همیشه تا که من زرگر ست باد خزان
هوش مصنوعی: تا زمانی که مانند تو باران بهاری ببارد و زندگی را تازه کند، من هم همیشه به کار خود ادامه میدهم و به تولید و ساختن مشغول هستم.
بهار عمر تو باد از خزان دهر ایمن
جهان بکام و فلک رام و بنده مدحتخوان
هوش مصنوعی: عمر تو بهاری باشد، در حالی که از خشکیها و تلخیهای زمانه در امان هستی. به امید آنکه دنیا به خواستههایت پاسخ دهد و آسمان نیز در خدمت به تو باشد. تو همواره مورد ستایش و تحسین قرار بگیری.