برگردان به زبان ساده
کی است نوبت احسان و روزگار کرم
چه وقت میشکفد باز نو بهار کرم
هوش مصنوعی: چه زمانی نیکی و لطف به سراغ ما میآید و چه وقتی دوباره فصل با لطف و رحمت آغاز میشود؟
که خون گرفت دل اشتیاق پیشه من
در اشتیاق بزرگی و انتظار کرم
هوش مصنوعی: دل من پر از اشتیاق و انتظار است، گویی که محبت و بزرگی در دل من وجود دارد و این احساسات به شدت وجودم را تحت تأثیر قرار دادهاند.
غبار بخل ز صحن زمین بچرخ رسید
کجاست آخر یک ابر سیل بار کرم
هوش مصنوعی: غبار و کدورت ناشی از بخل و حرص در زمین به وجود آمده است. حالا این سؤال پیش میآید که در این میان، چه زمانی ابر رحمت و generosity باران کرم و بخشش خواهد بارید.
نه مرغ همت کس را پری ز بال سخا
نه شاخ دولت کس راست برگ و بار کرم
هوش مصنوعی: هیچ کس را همت و ارادهای نیست که با سخاوت خود پرواز کند، و هیچ کس هم درخت بخت و شانسش آنقدر بارور نیست که ثمرههای نیکی داشته باشد.
ز بار شکر و ثنا می کشم هزاران کوه
کجاست کس که کشیدنیم ذره بار کرم
هوش مصنوعی: به خاطر نعمتها و سپاسهایی که دارم، بار سنگینی از شکر بر دوش میکشم. بیکس و تنها هستم و هیچکس در کنارم نیست که این بار سنگین را با من به دوش بکشد.
نهفته پرده امساک جمله چهره جود
گرفته گرد خساست همه عذار کرم
هوش مصنوعی: پردهبرداری از خودداری، چهرهای بخشش را نشان میدهد، در حالی که همه نشانههای بخیل بودن بر چهرهی نیکوکاران وجود دارد.
نیامد آخر یک گل ز غنچه احسان
نماند آخر یک طفل از تبار کرم
هوش مصنوعی: در نهایت، هیچ گلی از غنچهی نیکی و احسان باز نشده و هیچ کودکی هم از نسل مهر و محبت به دنیا نیامده است.
نعوذ بالله اگر صدر شرق خودنبدی
که خواست بودد گر در همه دیار کرم
هوش مصنوعی: اگر به خدا پناه ببریم که درخت بزرگی در شرق نباشد که هر چیزی که بخواهد، در تمام سرزمینها ثمر دهد.
فروغ شرع پیمبر علاء دین خدای
که دست اوست بانصاف دستیار کرم
هوش مصنوعی: نور و روشنی آداب و قوانین پیامبر (ص) به دین و خداوندی که دست او در راه انصاف و کمک به بندگانش یاریدهنده است، اشاره دارد.
منیر طلعت او سوسن ریاض شرف
بلند همت او سرو جویبار کرم
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند گل سوسن در باغ جلوهگر است و شخصیتش به شکلی بلند و والا مانند سروهای کنار جویبارهاست.
زهی بعرض کریم تو ابتهاج ثنا
زهی بکف جواد تو افتخار کرم
هوش مصنوعی: عجب از بزرگی و کرم تو که باعث شادی و سرور است! عجب از دستان با جود تو که مایه افتخار و بخشندگی است!
رفیع منصب تو تر و خشک عز و جلال
شریف خلق تو پنهان و آشکار کرم
هوش مصنوعی: مقام بلند تو باعث افتخار و荣耀 است و بزرگی و عظمت تو هم در دلها پنهان است و هم در ظاهر نمایان. سخاوت و generosity تو نیز به وضوح قابل مشاهده است.
گذشت آنکه کرم در دیار ما بودی
باو نزار و کنون بین همه مزار کرم
هوش مصنوعی: زمانی بود که کرم و مهربانی در دیار ما ساری و جاری بود، اما اکنون در میان همه قبرها و مکانها تنها نشانههایی از آن مهربانی باقی مانده است.
کرم بحضرت عالیش بسته شد ور نه
کجا رسیدی امید در غبار کرم
هوش مصنوعی: اگرچه به مقام والای او نزدیک شدهای، اما اگر لطف و رحمت او نبود، تو هیچگاه به اینجا نمیرسیدی. انتظارت در سایه رحمت اوست.
بخدمت در خود مر سپهر اخضر را
مکن قبول که اینست روزگار کرم
هوش مصنوعی: به خودت سختی نده و به چیزهای کوچک و فرعی اهمیت نده، چون این روزگار متعلق به مهربانی و لطف است.
عدو کنون بملامت اگرچه میگوید
که می چه گوید آخر فلان ز کار کرم
هوش مصنوعی: دشمن اکنون به خاطر عیبجوییهایش، هرچند چیزی میگوید، اما در واقع به چه چیزی اشاره دارد، در حالی که به خوبی از کار نیک من آگاه است.
جهان چو صیت تو گیرد یقین کند که ترا
بخیر خیر شود شست خار خار کرم
هوش مصنوعی: وقتی که نام نیک تو در جهان طنین انداز شود، همه مطمئن میشوند که از خوبی تو خیر و برکت به وجود خواهد آمد.
کجاست حاتم طی تا ببیندی باری
ببارگاه تو از صاحب اعتذار کرم
هوش مصنوعی: کجاست حاتم طایی تا از عطای او و مهربانیاش در پیشگاه تو سخن بگویم و از او درخواست یاری کنم؟
توئی که آتش همت زنی بخر من بخل
که راه شکرزنی آب از بحار کرم
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که با عزم و ارادهات شعلههای آتش را به جان میزنی. پس من را نیز از بخل و خودداری دور کن، زیرا که راهی برای شکرگزاری و سپاس از لطف و بخششت وجود دارد، ولی این آب، از دریاهای سخاوت توست.
ز جانب کف تو یک نسیم می نوزد
که می نگیرد امید را کنار کرم
هوش مصنوعی: از سمت دست تو نسیمی به وزیدن درآمده که امید را بیمحلی میکند و آن را در کنار لطف و کرم تو نمیبیند.
تو اینچنین وهم ا زشهر تو کسان دانم
که جان بعطسه برآرند از بخار کرم
هوش مصنوعی: من میدانم که در شهر تو افرادی هستند که تنها به یک عطسه جانشان به لب میرسد و به شدت تحت تأثیر مشکلات کوچک قرار میگیرند.
بصرف ده صد نفروشمت بهیچ کریم
زهی شناختن از کوهرت عیار کرم
هوش مصنوعی: من یادت را به هیچ قیمتی نمیفروشم، حتی اگر به من معجزه و کرامتهای بزرگی نشان دهند. شناخت تو برای من از هر چیزی، حتی از بزرگی کوهها، ارزشمندتر است.
من ارچه هستم بر سنت قدیم کرام
در اوفتاده بافلاس ا زاختیار کرم
هوش مصنوعی: من با وجود اینکه همچنان در مسیر سنتهای قدیمی هستم، به دلیل کرم و بزرگواری از دست خودم خارج شدهام و به فقر و نیاز افتادهام.
ز در مدح تو شاها طویلۀ دارم
که عشرقیمت آن نیست دریساکرم
هوش مصنوعی: من شعری بلند در ستایش تو دارم که ارزش و قیمتش به هیچ چیز نمیرسد.
بحق من کن اگر میکنی کرم که مرا
بنظم و نثر زبانیست حقگذار کرم
هوش مصنوعی: اگر نسبت به من لطف و محبت داری، پس به حق من وفا کن؛ زیرا من توانایی سخن گفتن به نظم و نثر را دارم و شایستهی احترام و محبت تو هستم.
شب ثنای تو تا روز چون منم بیدار
برون در مگذارم بروز بار کرم
هوش مصنوعی: تا صبح در شب تو به یاد تو بیدارم و از خانه بیرون نمیروم تا اینکه رحمت و لطف تو به من برسد.
منم که ناید در هیچ قرن خوش صوتی
چو عندلیب مدیحم بشاخسار کرم
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که در هیچ دورهای صدای خوشی مانند بلبل در مدح من به گلهای باغ نمیرسد.
ولیک مرغ سخن گرچه کس بنپذیرد
شود بعاقبت کار هم شکار کرم
هوش مصنوعی: هرچند که کسی به سخن مرغ گوش ندهد، در نهایت کار آن به شکار کرم میانجامد.
همیشه تا گهر و زر همیکنند نثار
بکوه و دریا از بذل بیشمار کرم
هوش مصنوعی: همواره برای گوهری گرانبها و زرینی که دارند، هدایا و کمکهای فراوانی را به کوه و دریا میفرستند.
حصار اهل هنر باد آستانه تو
تو از نوایب ایام در حصار کرم
هوش مصنوعی: حفاظت و حمایت از هنر و اهل آن، با پایبندی به عظمت و بزرگی تو انجام میشود و تو خود، در تمام مراحل زندگی و در برابر توفیقات، به بخشش و کرم معروف هستی.