برگردان به زبان ساده
ای ز وجود تو کارها چو نگارم
وی شده از جود تو چوزر همه کارم
هوش مصنوعی: وجود تو باعث زیبا شدن کارهایم شده است و این مهربانی توست که تمامی کارهای من را تحت تأثیر قرار داده است.
جودت ز اندازه رفت با که بگویم
نعمتت ا زحد گذشت با که شمارم
هوش مصنوعی: بخشش و مهربانی تو فراتر از تصور است، نمیدانم با که سخن بگویم و بگویم که نعمتهایت از حدی بیشتر رفته و قابل شمارش نیستند.
گرچه ز ابنای دهر هست شکایت
هست ز تو شکر صد هزار هزارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از مردم زمانه گلایههایی دارم، به خاطر تو از صمیم قلب سپاسگزارم.
می نرسم در ثنا و شکر تو هرگز
ورچه من اندر سخن عظیم سوارم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم به خوبی تو را ستایش کنم و از تو سپاسگزاری کنم، اگرچه من در بیان و کلام خود بسیار تواناترم.
گر بود از روزگار مهلتم آخر
بعضی ازین شکر نعمت تو گذارم
هوش مصنوعی: اگر روزگاری فرصتم به پایان برسد، نمیتوانم از بعضی از نعمتهای شیرین تو صرفنظر کنم.
حرز تو بر قرص آفتاب نویسم
نام تو بر روی روزگار نگارم
هوش مصنوعی: من نام تو را بر روی روزگار مینویسم و تو را همچون محافظی در برابر آفتاب قرار میدهم.
تا نفسی ماند این نفس زدل و جان
خدمت درگاه تو فرو نگذارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که این نفس در وجودم باقیست، هرگز خدمت به تو را ترک نخواهم کرد.
تا که زیم بندگی کنم چو بمیرم
مهر ترا سر بمهر باز سپارم
هوش مصنوعی: زمانی که زندهام به خدمت و بندگی تو ادامه میدهم و زمانی که بمیرم، عشق تو را با تمام وجود به دیگری خواهم سپرد.
من کیم آخر درم خریده جودت
داده بها بخشش تو چندین بارم
هوش مصنوعی: من کیستم که به خاطر بخشش تو بها پرداخت کنم، زیرا چندین بار از لطف و بخشش تو بهرهمند شدهام.
گر که برانگشت گیرم آنچه بدادی
عاجز گردد همی یمین و یسارم
هوش مصنوعی: اگر چیزی را که به من دادهای بگیرم، دست راست و چپم ناتوان خواهند شد.
از تو چو کعبه در اطلس است سرایم
وز تو چو معدن پر از زرست کنارم
هوش مصنوعی: خانهام همچون کعبه زیباست چون تو در آن هستی و کنارم مانند معدن پر از طلاست که تو را دارد.
تا که مرا هست سوی درگه تو راه
از دگران هیچ امید و بیم ندارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که من به درگاه تو راه دارم، از دیگران هیچ امید و ترسی ندارم.
داده خود گر سپهر باز ستاند
غم نخورم کز یمین تست یسارم
هوش مصنوعی: اگر آسمان هم همه چیزم را بگیرد، ناراحت نمیشوم چون تو همیشه در سمت راست من هستی و به من کمک میکنی.
ور حدثان سپهر تاختن آرد
سایه دهلیز تو بس است حصارم
هوش مصنوعی: اگر حوادث آسمان هم به من حمله کنند، تنها سایهی دهلیز تو برایم کافی است تا از تمامی این خطرات در امان باشم.
فر مدیحت فزود حشمت و جاهم
حرز ثنایت ربود خواب و قرارم
هوش مصنوعی: زیبایی و عظمت تو باعث شد که مقام و شکوه من بیشتر شود و ستایش تو آرامش و خواب را از من گرفت.
حرص ثنای تو کرد شاعرم ار نی
شرع بدی پیشتر ز شعر شعارم
هوش مصنوعی: شاعر برای ستایش تو حریص است، و اگر اجازه میدادی، قبل از سرودن شعر، به اصول دین و مذهب توجه بیشتری میکرد.
آرزویم میکند که از سر اخلاص
مدح تو باشد هر آن نفس که بر آرم
هوش مصنوعی: آرزو دارم هر باری که نفس میکشم، با اخلاص به ستایش تو بپردازم.
لیک ز بیم سخای بیهده بخشت
پیش تو خود نام شعر برد نیارم
هوش مصنوعی: اما به خاطر ترس از بخشش بیsense و بیمناسبتی، دیگر به تو نام شعر را نمیآورم.
مونس من مدح تست چون بغم افتم
مدح تو پیش آرم و غمی بگسارم
هوش مصنوعی: دوست من تو همچون مونس و همراهی هستی که وقتی به غم و اندوه دچار میشوم، با یاد تو و تعریف از تو، غم و ناراحتیام را فراموش میکنم و آرام میشوم.
چونکه دهم جلوه طبع را بمدیحت
چرخ کند ماه و آفتاب نثارم
هوش مصنوعی: وقتی که استعداد و نبوغ خود را در ستایش تو به نمایش بگذارم، ماه و خورشید برایم احترام و تکریم میکنند.
فخر بخاک در تو آرم اگرچه
از مه و از آفتاب باشد عارم
هوش مصنوعی: اگرچه من به ماه و خورشید افتخار میکنم، اما اگر بر خاک تو بگذارم، این برایم ارزش و بزرگی بیشتری دارد.
من نزنم لاف، تو محک جهانی
نیک شناسی که من تمام عیارم
هوش مصنوعی: من به خودم نمیبالم، تو باید دنیا را به خوبی بشناسی؛ چون من واقعاً تمام خصوصیات و ویژگیهای خوب را دارم.
آز ندیده بهیچ مجمع شوخم
حرص نکرده بهیچ محفل خوارم
هوش مصنوعی: من هرگز دست به آز و طمع نزدهام و در هیچ جمعی خود را بیارزش نمیبینم.
در ندوم هر در ی چو سایه و خورشید
زانکه نه من شاعری گسسته مهارم
هوش مصنوعی: در دل من هر در به مانند سایه و آفتاب است، زیرا من نه شاعری هستم که بتوانم از احساساتم به راحتی جدا شوم.
گرد خسیسان نگردم ار چه خسیسم
تخم طمع در زمین شوره نکارم
هوش مصنوعی: من هرگز به جمع مردم ناکام و بیاراده نمیپیوندم، حتی اگر خودم هم مانند آنها باشم. همچنین در دل خود امید و آرزوهای بیاساس نمیکاشتم.
ابرم و جز گرد بحر نیست طوافم
چرخم و جز گرد قطب نیست مدارم
هوش مصنوعی: من به مانند ابر هستم که فقط دور دریا میچرخد و چرخش من نیز تنها حول قطب است.
پای چو گل بر بساط هر خس ننهم
ورچه تهی دست همچو شاخ چنارم
هوش مصنوعی: من پاهایم را بر زمین نرم مانند گل نمیگذارم و اگر حس کنم که بیچیز و بیارزش هستم، مانند شاخهای از درخت چنار باقی میمانم.
ور تو کنی امتحان من بگه شعر
پیش تو پیشانی سپهر بخارم
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی مرا امتحان کنی، بگذار تا شعری که برایت مینویسم مانند آسمان بر شامهام نقش ببندد.
من گه مدح آفتاب نور فشانم
من گه هجو آسمان مردم خوارم
هوش مصنوعی: گاهی من از آفتاب ستایش میکنم و نور او را ستودم، و گاهی به آسمان طعنه میزنم و آن را مورد تمسخر قرار میدهم.
شهد چشاند بمدح لفظ چو نوشم
زهر فشاند بهجو کلک چو مارم
هوش مصنوعی: خداوند به من طعمی از مدح گوید به شیرینی، اما من زهر بدخواهی را میچشم. مانند رنجی که از نیش مار میبرم، از کلماتی که به زیبایی بیان میشود، رنج و زهر را احساس میکنم.
اشرف و وطواط و انوری سه حکیمند
کز سخن هر سه شد شکفته بهارم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اشرف، وطواط و انوری هر سه از حکما و دانشمندان هستند و سخنان آنها باعث رونق و شکوفایی بهار علم و دانش شده است.
رابعهم کلبهم اگر تو نگوئی
خادمت این هر سه شخص راست چهارم
هوش مصنوعی: اگر تو نگویی که این سه نفر، خدمتگزار تو هستند، سگ آنها هم رابع (که به معنای رفیق و همراه است) محسوب میشود.
چون تو کنی تربیت من از که کم آیم
ورچه کهین همه صِغار و کبارم
هوش مصنوعی: زمانی که تو به تربیت من بپردازی، از هیچ کسی کمتر نخواهم بود، هرچند که همه بزرگتر و کوچکترها در اطراف من باشند.
گر همه عیبم، دل تو کرد قبولم
ورچه همه آهویم بر تو شکارم
هوش مصنوعی: اگر تمام عیبهایم را داشته باشم، تو با دل باز مرا قبول میکنی، و هرچقدر هم که به نظر بیایم که در دام تو افتادهام.
باد گل دولتت همیشه شکفته
تا ننهد چرخ با شکوه تو خارم
هوش مصنوعی: باد خوشبختی و موفقیت تو همیشه در حال وزیدن و شکفتن است، تا زمانی که چرخ روزگار بر من غم و نیشی نگذارد.