برگردان به زبان ساده
آهی که من خسته برآرم ز جگرگاه
نُه پرده افلاک بسوزم به سحرگاه
هوش مصنوعی: من، با دل خسته و آگاهی از دردهایی که درونم دارم، فریادی برمیآورم که به آسمانها برسد و در صبحگاه، شعلهور شود و بسوزاند.
از عشق نترسیدم و بنیاد مرا بود
افتد به خطر هر که نترسد ز خطرگاه
هوش مصنوعی: از عشق نترسیدم و در اصل وجودم چنان قدرتی دارم که اگر کسی از خطر نترسد، به هیچ مانعی نمیخورد.
بر صدر سلاطین چو به مسند بنشینند
شرط است که درویش نرانند ز درگاه
هوش مصنوعی: وقتی که سلطانها بر تخت قدرت نشستهاند، لازم است که افراد فقیر و نیازمندان را از درگاه خود دور نکنند.
گر طرّه عنبرشکن از هم بگشایی
پنهان کند اندام ترا تا به کمرگاه
هوش مصنوعی: اگر موی معشوق را باز کنی، بدن تو را تا کمر پنهان میکند.
سروی که نیابند ترا جز به خرامش
ماهی که نبینند ترا جز به گذرگاه
هوش مصنوعی: سرو زیبا و دلربا، جز با راه رفتنش، دیده نمیشود و ماهی دلفریب نیز تنها در گذر از مسیر خود مشاهده میگردد.
بر چرخ تفاخر کنم آن دم که درآیی
ماننده خورشید مرا از در خرگاه
هوش مصنوعی: زمانی که تو همچون خورشید به درون خانهام وارد میشوی، با کمال افتخار به آسمان و محیط اطراف خود میبالیم.
آن غمزه خون ریز که مست است و سیه دل
او را ز چه رو روضه خلد است نظرگاه
هوش مصنوعی: آن نگاه زیبا و دلفریب که همواره در حال شعف و مستی است و دلش سیاه و غمزده است، نمیدانم چرا به باغ بهشت نظر دارد.
هم لطف خیالت که قدم رنجه نماید
وآید بر بالین من خسته به هرگاه
هوش مصنوعی: هر وقت خیالت با لطف و محبتش به سراغ من بیاید و بر بالین من خسته بنشیند، دل من شاد میشود.
از چشم جلال ار بچکد خون، عجبی نیست
ناچار رود خون چو بود ریش جگرگاه
هوش مصنوعی: اگر از چشمان پر جلال او خون بریزد، تعجبی نیست؛ چرا که وقتی دل در درد و رنج باشد، خون کمکم به بیرون میریزد.