برگردان به زبان ساده
گهی با ما خوش و گه سرگران است
نمی دانم که هر دم بر چه سان است
هوش مصنوعی: گاهی با ما خوشحال هستند و گاهی ناراحت. نمیدانم که این تغییر حالت هر لحظه به چه دلیلی است.
نباشد چشم غیر از قطره آب
مرا زین قطره دریای روان است
هوش مصنوعی: من تنها به یک قطره آب نیاز دارم و در واقع این قطره مانند دریای جاری است.
چه رشک آید مرا از خال هندو
که او در باغ رویش باغبان است
هوش مصنوعی: من از خال هندو بسیار حسرت میخورم، زیرا او در باغ زیبایی، مانند باغبانی است که به گلهایش رسیدگی میکند.
به یاد گوهر افشانی لعلش
همیشه چشم من گوهرفشان است
هوش مصنوعی: چشم من همیشه درخشان و پر از زیبایی است، چون به یاد زیبایی و درخشش آن نگین قرمز همیشه فکر میکنم.
خرامان قامتش در گلشن ناز
سهی سروی که بارش ارغوان است
هوش مصنوعی: با ناز و elegance قدم میزند، در باغی زیبا، همچون درختی بلند و خوشقامت که گلهای ارغوانی بر آن شکوفا شدهاند.
دو سر هرگز به یک بالین کی آید
که آن بر بالش، این بر آستان است
هوش مصنوعی: دو نفر هرگز نمیتوانند در یک جا کنار هم باشند، چرا که یکی بر روی بالشت است و دیگری بر درگاه.
مگر تو از سر پیمان بگشتی
وگرنه عاشق مسکین همان است
هوش مصنوعی: آیا واقعاً از عهد و پیمانی که بستی برگشتی؟ زیرا عاشق بیچاره همان یک نفر است.
دهانت گر نه کام خاطر ماست
چرا دایم ز چشم ما نهان است
هوش مصنوعی: اگر دهانت به کام دل ما نمیرسد، چرا همیشه از دید ما دوری؟
جلال از دست دل شد غرق آتش
اگرچه بحر چشمش بی کران است
هوش مصنوعی: جلال به خاطر دلش در آتش سوزان غرق شده، هرچند که دریای چشمانش بیپایان است.