برگردان به زبان ساده
می گزی لب را که طعم لعل خندانت خوش است
گوییا آن شکر شیرین به دندانت خوش است
هوش مصنوعی: لبهای تو را میچَشَم که طعم لعل و خندهات بسیار لذیذ است، گویی شکر شیرین را به دندان میزنی و از آن لذت میبری.
موی را شانه مزن برگرد مه پرچین مکن
همچنان آشفته آن زلف پریشانت خوش است
هوش مصنوعی: موهایت را شانه نزن و در هم نکن، زیرا زلفهای آشفتهات به همین شکل زیباست.
از لب گوهرفشانت نیست چشمم را شکیب
چشم گریان مرا با لعل خندانت خوش است
هوش مصنوعی: چشمانم تحمل دیدن زیباییهای تو را ندارند؛ اما من از اشکهای خود ناراحت نیستم و بودن تو با لبخندت برایم دلپذیر است.
بس برین درگاه نالیدیم و نآمد رحمتت
گوییا با ناله های دردمندانت خوش است
هوش مصنوعی: ما مدت زیادی است که در این درگاه شکایت کردهایم و نشانی از رحمت تو نمیبینیم، انگار نالههای معصومان ما برایت لذتبخش است.
جنگ پیدا می کنی و عشوه پنهان می دهی
راستی سر تا قدم پیدا و پنهانت خوش است
هوش مصنوعی: وقتی با دیگران درگیر میشوی و در عین حال جذابیت و فریبندگی خود را پنهان میکنی، این نکته را باید توجه کرد که ظاهر و باطن تو، هر دو زیبا و جالب توجهاند.
گیسویت سر می نهد بر پای کآن شوریده را
در پناه سایه سرو خرامانت خوش است
هوش مصنوعی: موهای تو بر پای من افتاده است، زیرا در سایهی آرام و خوشحال گامهای تو، این دیوانهی عاشق احساس راحتی میکند.
از برای قید دل زنجیر مشکینت نکوست
وز برای حبس جان چاه زنخدانت خوش است
هوش مصنوعی: برای دل زنجیر مشکینت خوب است، و برای جلوگیری از آزادی جان، چاه زنخدانت خوشایند است.
پیر گشتی ای جلال! از زلف و غبغب ترک گوی
همچو طفلان روز و شب با گوی و چوگانت خوش است
هوش مصنوعی: جلال پیر شدهای! از موی و چهرهی پرخم و نرم ترکگو، مانند کودکان روز و شب با توپ و چوبک خود خوش میگذران.