برگردان به زبان ساده
ما شب و روز رند و و مَی خواریم
ساکن آستان خمّاریم
هوش مصنوعی: ما در هر لحظه به شادمانی و نوشیدن مشغولیم و در دایره محبت و دوست داشتن مشغول زندگی هستیم.
جام در دست و دوست پیش نظر
وز دو عالم فراغتی داریم
هوش مصنوعی: در دستم جامی دارم و دوست در برابر چشمم است، و از دو جهان فارغ و آزاد هستیم.
صبحدم چون نهیم مَی بر کف
عالم هست نیست پنداریم
هوش مصنوعی: در صبح زود، وقتی که جام می را در دست میگیریم، احساس میکنیم که جهان وجود ندارد و تنها خیال میکنیم.
دو جهان را به نیم جو نخریم
جام مَی را به جان خریداریم
هوش مصنوعی: ما به خاطر یک نیمجو، دو جهان را نمیخواهیم، بلکه عشق و سرزندگی را با تمام وجود میخریم.
روز و شب رند و مست و مدهوشیم
کس نبیند دمی که هشیاریم
هوش مصنوعی: ما به طور مداوم در حال خوشگذرانی و بیخیالی هستیم، و هیچکس لحظهای را نمیبیند که ما به حالتی از هوشیاری برگردیم.
ما صبوحی کشان سرمستیم
ما خراباتیان مَی خواریم
هوش مصنوعی: ما به خوشحالی و شادی مشغولیم و در حال نوشیدن شراب هستیم، مانند افرادی که در میخانه به سر میبرند.
شامگه بر کنار صحراییم
صبحدم در میان گلزاریم
هوش مصنوعی: در غروب، ما در کنار بیابان هستیم و در صبحگاه، در وسط باغ گل حضور داریم.
دل و دین گو برو ز دست که ما
شیوه خود ز دست نگذاریم
هوش مصنوعی: دل و دین را رها کن، چون ما هرگز روش و راه خود را ترک نخواهیم کرد.
سلطنت دونِ ماست تا چو جلال
بنده خسرو جها نداریم
هوش مصنوعی: سلطنت ما در سطح پایینتری است و تا زمانی که شکوه و عظمت بندهای مانند خسرو وجود نداشته باشد، چنین سلطنتی معنایی ندارد.
هر زمان نام شیخ ابواسحق
بر دل و دست و دیده بنگاریم
هوش مصنوعی: هر بار که نام شیخ ابواسحق را بر دل، دست و چشم خود بنویسیم، احساس میکنیم که عشق و محبت او در وجود ما زنده است.
ما غلامان حلقه در گوشیم
بر جبین داغ بندگی داریم
هوش مصنوعی: ما به نوعی خدمتگزارانی هستیم که در هنگام زندگی، خود را به بندگی دیگران درآوردهایم و نشان آن، علامتی است که بر پیشانیمان به چشم میخورد.