برگردان به زبان ساده
گرچه غریق بحر مضایق چو لنگرم
آخر دلی وسیع چو بحری ست در برم
هوش مصنوعی: هرچند که در تنگناهای بحر زندگی غرق شدهام و مانند یک لنگر در حال غرق شدن هستم، اما در نهایت دلی بزرگ و وسیع دارم که مانند دریا مرا در بر میگیرد.
چون بحر اگر چه نیست به جز باد در کفم
از گوهر نسفته چو دریا توانگرم
هوش مصنوعی: هرچند که در دستم تنها باد است و گنجی از گوهر درون ندارم، اما مانند دریا ثروتمند و پرتوان هستم.
من صافی اندرون و حریفان دور ما
خونم همی خورند به دستان که ساغرم
هوش مصنوعی: من درون خود را پاک و صاف میبینم، اما دوستان و حریفان دور من در حال نوشیدن خون من هستند و این را با دستانشان انجام میدهند.
از سوز سینه دامن عودی آسمان
دود دلم گرفته تو گویی که مجمرم
هوش مصنوعی: از درد و سوزی که در دلم دارم، گویی مانند عود آسمان در حال دودی شدن هستم. انگار که من همان چراغی هستم که در حال سوختن و رها کردن دود هستم.
چون تیغ اگر برهنه ام از جور روزگار
زانم زبان دراز که پاکیزه گوهرم
هوش مصنوعی: اگر در برابر سختیها و ظلم روزگار بیپروا و جسور هستم، به این دلیل است که از درون انسانی با ارزش و درستکار هستم.