برگردان به زبان ساده
ترا از هر دو عالم برگزیدم
به صد ناز و نیازت پروریدم
هوش مصنوعی: من تو را از میان تمام هستی برگزیدم و با دقت و محبت و توجه خاصی تربیت کردم.
گهی بر دیده خود جات کردم
گهی جان پیش پایت گستریدم
هوش مصنوعی: گاهی جایگاه تو را بر چشمانم قرار دادم و گاهی جانم را به پای تو نهادیم.
به عشقت ترک نام و ننگ گفتم
هوایت را به جان و دل خریدم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو از آبرو و حیثیتم گذشتم و با تمام وجودم خواهان تو شدم.
چه سختی ها که در هجر تو دیدم
چه محنت ها که در عشقت کشیدم
هوش مصنوعی: چقدر در دوری تو زحمت کشیدم و چقدر درد و رنج را به خاطر عشق تو تحمل کردم.
چه مایه طعنه های دشمن و دوست
که گاه و بی گه از بهرت شنیدم
هوش مصنوعی: هر از گاهی که از تو تعریف یا نکوهش میشود، از دو سو - هم از طرف دوستان و هم از دشمنان - طعنه و کنایههایی به من میرسد.
فراوان اشک در هجرت فشاندم
فراوان جامه بر یادت دریدم
هوش مصنوعی: در دوری از تو، خیلی گریه کردم و به خاطر یاد تو، لباسهای زیادی را پاره کردم.
گهت بر آستان سر می نهادم
گهی بر گرد کویت می دویدم
هوش مصنوعی: گاهی سر را بر درگاه تو میگذاشتم و گاهی دور بر گرد تو میچرخیدم.
نه یک ساعت جدا می گشتم از تو
نه یک دم بی رخت می آرمیدم
هوش مصنوعی: نه حتی برای یک ساعت از تو دور میشدم و نه حتی برای یک لحظه بدون دیدنت آرامش داشتم.
کنون نامهربانی پیشه کردی
امید از مهر و پیمانت بریدم
هوش مصنوعی: اکنون با بیمحبتی خود، مرا از امید به محبت و وفای تو ناامید کردی.
اگر دیگر کسان حالم ندانند
تو می دانی که از بهرت چه دیدم
هوش مصنوعی: اگر دیگران از حال و روز من باخبر نیستند، تو میدانی که چه تجربهای از عشق تو داشتم.
کنونم خود پرو بالی نمانده است
که وقتی در هوایت می پریدم
هوش مصنوعی: الان دیگر توان پرواز ندارم که زمانی در عشق تو پرواز میکردم.
نخورده شربتی شیرین ز لعلت
چه تلخیها که از دوران چشیدم
هوش مصنوعی: من از طعم تلخیها در زندگیام بسیار چشیدهام، اما هنوز از لبههای زیبایی و شیرینی عشق تو نچشیدهام.
رسد گفتی جلال از من به کامی
حقیقت خوش به کام دل رسیدم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از طریق موفقیت و خوشبختی، مقام و عظمت به من رسیده است و من به آرزوی واقعی خود رسیدهام که دل را شاد میکند.