برگردان به زبان ساده
در آرزوی وصالت اگرچه با غم و دردم
امیدوار چنانم که ناامید نگردم
هوش مصنوعی: با اینکه در آرزوی رسیدن به تو دلم پر از غم و درد است، اما به امید آن روز همچنان ناامید نیستم.
منم چو شمع که هر شب ز سوز هجر تو تا روز
سرشک گرم فرو می رود به چهره زردم
هوش مصنوعی: من شبیه شمعی هستم که هر شب به خاطر دلتنگی و جدایی تو، اشک میریزم و چهرهام رنگ پریده میشود.
از آن زمان که مرا بخت خفته از تو جدا کرد
نماند شربت دردی که از زمانه نخوردم
هوش مصنوعی: از زمانی که به خاطر بخت نامساعد من از تو دور شدم، دیگر هیچ رنج و دردی نمانده که از زندگی تجربه نکرده باشم.
سهیل هجر برآمد، مه وصال فرو شد
ز روز تیره فزون شد درازی شب دردم
هوش مصنوعی: ستاره سهیل در زمان جدایی از محبوب طلوع کرد و ماه وصال غروب کرد. در این شب تاریک، غم و درد زیادتر شد و طول شب بیپایان گردید.
ز اشتیاق جمالت چه سیل ها که نراندم
ز روزگار وصالت چه یادها که نکردم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق به زیباییات، چه تلاشها و کوششهایی که نکردم و برای بودن در کنارت، چه یادگاریها و خاطراتی که نساختم.
هزار ناله برآرم ز دست هجر تو هر روز
هزار قطره ببارم به یاد وصل تو هر دم
هوش مصنوعی: هر روز به خاطر جدایی تو به شدت ناله میزنم و هزاران اشک میریزم تا یادآور لحظات وصالت باشم.
شب فراقت ازین سان که بوی صبح ندارد
چراغ صبح همانا بمرد از دم سردم
هوش مصنوعی: این شب انتظار تو به قدری طولانی و بینور است که حتی نشانههای صبح هم در آن دیده نمیشود و مثل اینکه روشنایی صبح از سرما و تنهاییام مرده است.
چنین که هجر تو گَرد از من شکسته برآورد
مگر نسیم صبا آورد به کوی تو گردم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر میگوید که زمانی که دوری و جدایی تو از من بر من فشار میآورد و مرا خسته میکند، تنها چیزی که میتواند آرامش بخشم کند، نسیم ملایمی است که از سوی تو میوزد و باعث میشود که دوباره به کوی تو برگردم.
خیال روی تو همواره همنشین جلال است
که با خیال تو جفتم گر از وصال تو فردم
هوش مصنوعی: تصور چهرهات همیشه با عظمت و شکوه همراه است، زیرا اگر حتی از وصالت دور باشم، این خیال تو همیشه در کنارم خواهد بود.