برگردان به زبان ساده
منم کز درت سر به راهی نکردم
به جز آستانت پناهی نکردم
هوش مصنوعی: من کسی هستم که برای رسیدن به درگاه تو هیچ راهی نرفتم و جز پناه گرفتن به آستان تو، هیچ کاری نکردم.
بر آنی که خونم به باطل بریزی
گناهی مکن چون گناهی نکردم
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد بیدلیل و به ناحق خونم را بریزد، گناهی بر او نیست چون من هیچ خطا و گناهی نکردهام.
من آن نیستم کز خدنگت بنالم
که صد تیر خوردم که آهی نکردم
هوش مصنوعی: من آنقدر قوی و با عزت هستم که از دردها و آسیبهای تو هیچ نالهای نمیکنم؛ چرا که بارها آسیب دیدهام و باز هم سکوت کردهام.
شدم سیر ازین زندگانی که هرگز
دمی سیر در تو نگاهی نکردم
هوش مصنوعی: از این زندگی خسته شدهام، چراکه هیچگاه حتی لحظهای هم نتوانستم به تو بهطور کامل نگاه کنم و از زیباییات لذت ببرم.
به چشمم نیامد گل و چشمه بی تو
قناعت به آب و گیاهی نکردم
هوش مصنوعی: من به خاطر نبودنت هیچگونه رضایتی از گل و چشمه ندارم و حتی به آب و گیاهان هم قناعت نمیکنم.
من از هر مرادی ترا خواستم بس
تمنّای مالی و جاهی نکردم
هوش مصنوعی: من هر خواستهای که از تو داشتم، صرفاً به خاطر خودت بوده و هرگز به دنبال مال و مقام نبودهام.
نگفتم جفاهای زلف تو با کس
شکایت ز دست سیاهی نکردم
هوش مصنوعی: من از ظلم و ستم زلف تو به کسی شکایت نکردم و هیچ کس را از دست سیاهی آن دچار نکردم.
مرا چون جلال از در خود چه رانی
که من جز درت قبله گاهی نکردم
هوش مصنوعی: چرا مرا از خود میرانی، در حالی که من هرگز به جز درگاه تو ننگریستم و قابل تو را تنها قبلهام دانستهام؟