شمارهٔ ۹
جلال عضد
»
دیوان اشعار
»
قطعات
»
شمارهٔ ۹
تشنه گشتم به راه کعبه شبی
قحط بود آب و من بترسیدم
رهبری را که بود نام عماد
از همه رهبرانش بگزیدم
پیشش افکندم و من از پی او
راست مانند باد پوییدم
شب تاریک راهبر گم شد
من به تنها بسی بگردیدم
ناگهان بر کناره درّه
چشمه آب و راهبر دیدم
شمارهٔ ۸ - کمال: از مرد بخیل نیست طرفه
شمارهٔ ۱۰: ای وزیر جهان به فرزندان
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
سید محمدرضا شهیم
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تشنه گشتم به راه کعبه شبی
قحط بود آب و من بترسیدم
هوش مصنوعی: شبی که به سمت کعبه میرفتم، تشنه شده بودم و در آن شب آب پیدا نمیشد. من از این وضعیت نگران شدم.
رهبری را که بود نام عماد
از همه رهبرانش بگزیدم
هوش مصنوعی: من از میان همه رهبران، رهبرانی که نام عماد را داشتند انتخاب کردم.
پیشش افکندم و من از پی او
راست مانند باد پوییدم
هوش مصنوعی: به خاطر او خود را به زمین انداختم و مانند باد به دنبال او دویدم.
شب تاریک راهبر گم شد
من به تنها بسی بگردیدم
هوش مصنوعی: در شب تاریکی، راهنمای من گم شد و من به تنهایی مدتها در اطراف به جستوجو پرداختم.
ناگهان بر کناره درّه
چشمه آب و راهبر دیدم
هوش مصنوعی: ناگهان در کنار دره، چشمه آبی را دیدم که راهی را نشان میدهد.