برگردان به زبان ساده
گل فرو ریخت و رخ از باغ جهان پنهان کرد
بلبل دلشده را خسته دل و نالان کرد
هوش مصنوعی: گلها ریخت و روی خود را از دنیا پنهان کردند و بلبل که دل شکستهای داشت، غمگین و نالان شد.
گل نخندید ز بستان امیدم به ستم
خار هجران تو ای جان اثرم در جان کرد
هوش مصنوعی: گل به خاطر نبودن من در باغ لبخند نزد و به خاطر غم تو، ای جان، حسرتی در قلبم ایجاد کرد.
بخت برگشت ز من تا تو شدی از بر من
روز هجران تواَم بی سر و بی سامان کرد
هوش مصنوعی: زمانی که تو از کنارم رفتی، شانس من هم برگشت و روزهای دوری از تو باعث شد که زندگیام بینظم و آشفته شود.
روز وصل تو نشد روزی من زآنکه مرا
بخت وارونه حوالت به شب هجران کرد
هوش مصنوعی: در روزی که قرار بود به تو وصل شوم، این اتفاق نیفتاد و نصیب من نشد؛ زیرا بخت من به شیوهای نامساعد، مرا به شبی از جدایی و دوری از تو مبتلا کرد.
بس عجب واقعهای بُد که مثل را گویند
رخ خورشید به گل کی بتوان پنهان کرد
هوش مصنوعی: این بیت به مضمون شگفتآوری اشاره دارد که میگوید وقتی خورشید در آسمان میتابد، نمیتوان آن را در زیبایی گل پنهان کرد. به عبارتی دیگر، وقوع یک حقیقت بزرگ و روشن را نمیتوان به آسانی از دید دیگران پنهان کرد، بهخصوص زمانی که آن حقیقت به اندازه نور خورشید درخشان و واضح باشد.
زاری من به فلک بر شد لیکن چه کنم
بجز از صبر و تحمّل تو بگو چهتوان کرد
هوش مصنوعی: ناله و فریاد من به آسمان رسید، اما چه کاری میتوانم جز صبر و تحمل؟ تو بگو چه باید کرد؟
درد هجر تو چنانست که طبیبان جهان
نتوانند یکی درد مرا درمان کرد
هوش مصنوعی: درد دوری تو به حدی است که هیچ یک از پزشکان دنیا نمیتوانند درمانی برای آن پیدا کنند.
درد بسیار کشیدم ز فلک لیک عجب
آن همه درد و بلا بر دل من آسان کرد
هوش مصنوعی: من از آلام و مصائب زیادی که از جانب سرنوشت متحمل شدم، رنج کشیدم، اما شگفتانگیز است که با وجود این همه درد و سختی، دل من به راحتی با آنها کنار آمده است.
تیر هجران عزیزان به دلم بود بسی
لیک پیکان فراق تو اثر در جان کرد
هوش مصنوعی: دلم پر از تیرهای جدایی عزیزان است، اما تیر احساس فراق تو بیش از همه در وجودم اثر گذاشته است.