برگردان به زبان ساده
مراست درد فراقی که نیست درمانش
شبیست شدّت هجران که نیست پایانش
هوش مصنوعی: دردی که از جدایی دارم، درمانی ندارد و شبها بر شدت این فراق افزوده میشود، به طوری که هیچگاه پایان نخواهد یافت.
مرا سریست و فدای تو کردهام چه کنم
که از بلای فراق تو نیست سامانش
هوش مصنوعی: من دلی شگسته دارم و تمام وجودم را فدای تو کردهام. چه کنم که از درد جدایی تو، درمانی پیدا نمیشود.
عظیم دور فتادهست کعبهٔ مقصود
که نیست در همه عالم حد بیابانش
هوش مصنوعی: کعبهی مورد نظر و بزرگ، دور افتاده است که در تمام این دنیا، نمیتوان مرز بیابانش را پیدا کرد.
ببین که مشکل ما حل نمیشود باری
از آن سبب شب هجران ما شد آسانش
هوش مصنوعی: ببین که مشکل ما حل نمیشود، زیرا شبهای دوری و جدایی ما برایمان آسانتر شده است.
دلم ز دست غم و درد تو به جان آمد
بگو که با که بگوییم درد پنهانش
هوش مصنوعی: دل من از غم و درد تو به تنگ آمده است. بگو با که میتوانیم درباره این درد پنهان صحبت کنیم؟
طبیب درد دلم را دوا نمیسازد
چرا که نیست امیدی چنان بدین جانش
هوش مصنوعی: دکتر نمیتواند درد دل من را درمان کند، چون امیدی به بهبود ندارم که به این اندازه بر او تکیه کنم.
اگر به جان رسدت دست ای جهان زنهار
مکن دریغ و به جانان خود برافشانش
هوش مصنوعی: اگر دلت با کسی است، ای دنیا، هرگز در این احساس تردید نکن و عشق خود را با تمام وجود ابراز کن.