برگردان به زبان ساده
صبا برو ز بر من مقام یار بپرس
به لطف مسکن و مأوای آن نگار بپرس
هوش مصنوعی: ای نسیم، به سوی محبوبم برو و از حال او بپرس. به مهربانی و آرامش زندگیاش صحبت کن و بگو از کجا و چگونه در آرامش میزند.
چو دررسی به بساط شریف او ز منش
زمین ببوس و پسش نیک بی شمار بپرس
هوش مصنوعی: زمانی که به حضور مقام بلندمرتبهاش رسیدی، از زمین او را نیکو ببوس و سپس با احترام زیاد از او سوال کن.
بگو که حال من از جور دشمنان زارست
دمی ز حال دل زار دوستدار بپرس
هوش مصنوعی: حالت من به خاطر ظلم و خوبی نکردن دشمنان بسیار بد است. کمی از حال دل غمگین و دوستدارم بپرس.
دلم به خار فراق رخت خراشیدهست
ز باد حال من خوار دل فگار بپرس
هوش مصنوعی: دل من به دلیل دوری تو آسیب دیده است. از حال و روز من بپرس که چقدر دردمند و بیقرار هستم.
گرت ز من نکند حال زار من باور
تو حال زار من از جور روزگار بپرس
هوش مصنوعی: اگر از حال بد من باخبر نیستی، میتونی از مشکلات و سختیهای روزگار بپرسی تا بفهمی چه حالتی دارم.
چو روزگار برآشفت زلف تو با ما
به چشم تو که از آن زلف تابدار بپرس
هوش مصنوعی: زمانی که دنیا دچار تلاطم و آشفتگی میشود، ما با نگاه تو که نشانهای از آن زلفهای زیبا و پرتابدار است، میخواستیم از خود تو بپرسیم.
به بوستان وصالش چو بگذری زنهار
اگر به گل نرسی حال من ز خار بپرس
هوش مصنوعی: وقتی به باغ خوشحالیاش میرسی، مراقب باش؛ اگر نتوانستی به گلهایش برسی، از خارهای باغ حالت را بپرس.
چو اندرون دل من ز جور او ریشست
ز حال نالهٔ زارم تو زینهار بپرس
هوش مصنوعی: وقتی دل من به خاطر ظلم او در حال نابودی است، از حال و روز نالهام سؤال کن، زنهار!
اگر بنفشه زلفش ببینی اندر باغ
بنفشه را ز من خوار سوگوار بپرس
هوش مصنوعی: اگر دیدی در باغ بنفشه، زلف کسی را که شبیه بنفشه است، از آن گیاه بپرس که حال و احوال من خوار و غمگین چگونه است.
وگر به نرگس تر بگذری میان چمن
امانتت که از آن چشم پُر خمار بپرس
هوش مصنوعی: اگر از کنار نرگسهای تر بگذری، در میان چمنها با چشمان پر خواب و غمگینت میتوانی از آنها درباره تو بپرسی.
وگر به قامت سرو چمن درآویزی
ز قد نارون یار غمگسار بپرس
هوش مصنوعی: اگر به تماشای قامت زیبا و بلند سرو در باغ بروی، از قد و قامت یار غمگینت بپرس.