برگردان به زبان ساده
به صد امید درآمد دلم به کوی امید
بداد جان عزیز و ندید روی امید
هوش مصنوعی: با صد امید و آرزو وارد کوی امید شدم، جان عزیزم را فدای آن کردم، اما هیچگاه چهره امید را ندیدم.
به بوی آنکه امیدم به لطف بنوازد
نمیرود ز مشامم هنوز بوی امید
هوش مصنوعی: بوی امیدی که دارم همچنان در خاطر من باقی مانده و از یادم نمیرود. امیدوارم که لطفی از طرف آن شخص به من برسد.
به لب رسید به امّید وصل جان و دلم
هنوز میننشینم ز جست و جوی امید
هوش مصنوعی: به مرز امید وصال رسیدم، اما هنوز روح و قلبم آرام نمیگیرند و از جستجو برای پیدا کردن امید دست برنمیدارم.
بجز امید مرا جست و جوی با کس نیست
چگونه دست بدارم ز گفتگوی امید
هوش مصنوعی: جز امیدی که در دل دارم، با کسی دیگری در ارتباط نیستم. حال چگونه میتوانم از گفتوگو با این امید دست بکشم؟
روا نکرد امید مرا امید و هنوز
امیدهاست من خسته را به سوی امید
هوش مصنوعی: آن چیزی که به امید من تعلق داشت، اجازه نداد تا به حقیقت بپیوندد و هنوز هم امیدهایی وجود دارد. من که خستهام، همچنان به سمت امیدهایم میروم.
ز یمن بخت به چوگان خوشدلی روزی
به در بریم ز میدانِ عشق گوی امید
هوش مصنوعی: به برکت شانس و خوشبختی، روزی با دلشاد و خوشحال از میدان عشق خارج میشویم و به آرزوهایمان خواهیم رسید.
دلا ز باغ جهان گلبن امید مبُر
که آب رفته درآید دگر به جوی امید
هوش مصنوعی: ای دل، از باغ زندگی هیچ امیدی نداشته باش، چرا که آب رفته هرگز به جوی امید برنمیگردد.