برگردان به زبان ساده
ز ابر بر رخ ماهم نقاب خوش نبود
ز دیده بر رخ جانم شراب خوش نبود
هوش مصنوعی: وقتی ابر بر چهرهام سایه افکن باشد، زیباییام کمتر میشود و وقتی از چشمانم به چهرهی جانم نگاهی بیندازند، لذت و جذابیتی در آن دیده نمیشود.
تو تا به چند جگر خوردنت بود عادت
مخور که از جگر ما کباب خوش نبود
هوش مصنوعی: به چه مدت باید به این عادت ادامه دهی که از دل ما زخمی به جا نماند و چیزی خوشایند پیدا نسازی؟
مپوش روی چو خورشیدِ خویشتن به نقاب
که با رخ چو خورت ماهتاب خوش نبود
هوش مصنوعی: بر روی خود مانند خورشید، پرده نکش که با چهرهای چون چهرهی تو که مانند ماه تابان است، زیبا نیست.
رخت گلست و خوی عارض تو همچو گلاب
به روی چون گل تو جز گلاب خوش نبود
هوش مصنوعی: لباس تو از گل نرم و لطیف است و حالت چهرهات مانند گلاب است؛ بهراستی برای کسی که به زیبایی تو نگاه کند، هیچ عطری جز گلاب خوشبو نخواهد بود.
لب تو شکّر شیرین جفا مگو بر من
که تلخ گفتن ار آن لب جواب خوش نبود
هوش مصنوعی: لب تو همچون شکر است و نیکوست، اما از بدیها و بیمهری بر من نگو، چون اگر آن لب، پاسخ شیرینی ندهد، تلخی گفتن نفعی ندارد.
طبیب درد منی نوش خواهم از لب تو
به صبر کرده ملوث جواب خوش نبود
هوش مصنوعی: تو درمان درد منی، من از لب تو میخواهم نوشی که با صبر به دست آوردن آن ممکن نیست. جواب خوشی در این وضعیت وجود ندارد.
در آتشم ز غم رویت ای پری پیکر
چنانچه در دهنم بی تو آب خوش نبود
هوش مصنوعی: من به خاطر غم روی تو مانند آتش میسوزم، همچنانکه بدون حضور تو هیچ آب خوشی در دهانم نخواهد بود.
به دیده گفتم خوابت حرام باد امشب
که با خیال رخ دوست خواب خوش نبود
هوش مصنوعی: به چشمانم گفتم که امشب خواب خوشی نخواهم داشت، زیرا تصور چهره محبوبم نمیگذارد که آرام بگیرم.
جهان ز آب روان میشود چنین معمور
کنار آب چو باشد سراب خوش نبود
هوش مصنوعی: جهان به لطف آب جاری زنده و پر رونق میشود، اما وقتی که کنار آب نشیب باشد و سراب وجود داشته باشد، خوشایند نیست.