برگردان به زبان ساده
ای خجل از شرم رویت آفتاب
وی ز تاب هجر تو دلها کباب
هوش مصنوعی: ای خورشید، از شرم چهرهات خجالتزدهام، چرا که تابش دوری تو دلها را به آتش کشیده است.
آتش دل را دوا میخواستم
از طبیب و صبر فرمودم جواب
هوش مصنوعی: دل شکستهام را میخواستم به درمانی برسانم، اما او تنها صبر را به من توصیه کرد.
صبر فرمودی مرا در عاشقی
عشق مشکل صبر گیرد در حساب
هوش مصنوعی: به من یاد دادی که در عشق صبر کنم، اما عشق خودش به قدری دشوار است که صبر را هم در محاسباتش میسنجند.
در غمت هرچند زاری کردهام
زان دهن نشنیدهام هرگز جواب
هوش مصنوعی: در غم تو هرچند که بسیار اشک ریختهام، اما از هیچکس، حتی از زبان تو، جوابی نشنیدهام.
چون میسّر نیست وصلت دلبرا
دولتی باشد گرت بینم به خواب
هوش مصنوعی: اگر قادر به وصال معشوق نباشم، پس در خواب من تنها بختي خواهد بود که تو را ببينم.
در جهان ملجاء من درگاه تست
بیش ازین روی از من مسکین متاب
هوش مصنوعی: در این دنیا، پناهگاه من تو هستی. بیشتر از این، به من زاهدی نکن و رویت را از من بر نگردان.
پیر گشت از غصّه دوران دلم
یاد باد آن دولت وقت شباب
هوش مصنوعی: دل من از غصههای زندگی پیر شده است. یاد آن روزهای خوش جوانی به خیر که همگی در شادابی و نشاط سپری میشد.
چون جهان را جز تو دارایی نبود
از چه رو کردی جهان یک سر خراب
هوش مصنوعی: چرا وقتی هیچ چیزی در این دنیا جز تو نداریم، دنیا را به کل نابود کردی؟
رحم کن بر من که در ایام حسن
رحم بر بیچارگان باشد ثواب
هوش مصنوعی: به من رحم کن، زیرا در روزهای خوشی، نشان دادن رحم و محبت به بیچارگان، پاداش بزرگی دارد.