برگردان به زبان ساده
چه آتشیست ز رویت که در جهان افتاد
که جان ز هستی خود باز در گمان افتاد
هوش مصنوعی: آتش زیبایی چهرهات آنقدر قوی است که در سراسر دنیا احساس میشود، بهطوریکه جان انسان از وجود واقعی خود دور شده و در فکر و خیال غرق میشود.
ز مهر روی تواَم آتشیست در سینه
که چرخ سفله از آن سوز در فغان افتاد
هوش مصنوعی: از عشق و زیبایی تو در دل من آتشی شعلهور است که حتی آسمان بیرحم نیز از شدت آن به زاری افتاده است.
نیفکنی نظری سوی ما بهر عمری
به حال زار جهان یک زمان توان افتاد
هوش مصنوعی: اگر هیچ وقت نظری به ما نیندازی، برای یک بار هم که شده، در این دنیای ویران ممکن است فرصتی برای دیدن ما پیدا کنی.
میان دیده و دل خون فتاده در عشقت
چرا که خون دل از دیده در میان افتاد
هوش مصنوعی: در دل و چشمم به خاطر عشق تو درد و رنج جاری است، زیرا اشکهای دل به چشمانم سرRایت کردهاند.
ندیده کام ز لبهای چون شکر دل من
زبان سوسن آزاده در بیان افتاد
هوش مصنوعی: من هرگز لذت نچشیدهام از لبانی که مانند شکر شیرین است، اما دل من مانند زبانی نرم و لطیف، سخن میگوید.
چو برگذشت بر ما قد چو شمشادت
چه لرزهها به تن سرو بوستان افتاد
هوش مصنوعی: وقتی که قد زیبایت از کنار ما گذشت، چه لرزههایی بر اندام سروهای باغ افتاد.
صبا چو مدح رخ چون گلت بیان میکرد
ز شوق روی تو غلغل به بوستان افتاد
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی وقتی که زیبایی چهره تو را توصیف میکرد، از شادی چهرهات به گلستان سر و صدایی بلند شد.